آسمانِ همه جا همين رنگ است
امروز با دو زن فعال کانادايی صحبت میکردم. از مسائل زنان در کشورهايمان حرف میزديم. میگفتند موضوع روز کشورشان تشکيل دادگاه بر اساس دين اسلام برای مسلمانان کانادايی است. طوریکه طبق قوانين اسلام با آنها برخورد شود. میگفتند اين ماجرا سروصدای زيادی کرده است و حتی قرار است در ماه مارس آينده کنفرانسی دراينباره تشکيل شود.
از پيشينهی ماجرا پرسيدم. گفتند يک قاضیِ مسلمانِ هندیِ بانفوذ در اُنتاريا اين پيشنهاد را به دولت داده و مدتی است در اين ايالت به انتخاب مسلمانان، مسائلشان در دادگاه مخصوص يا دادگاههای عمومی رسيدگی میشود.
دليل نفوذ قاضی مربوطه را پرسيدم. گفتند اولين کسی بوده که در کانادا، برای قاضی شدن، زمان قسم خوردن، حاضر نشده به انجيل قسم بخورد و خواسته است برايش قرآن بياورند و به همين دليل بسيار محبوب است و مورد احترام.
پرسيدم نظر زنان مسلمان چيست؟ گفتند همه ناراضی هستند. زنان مسلمان اين اتفاق را دور شدن از حقوق مدنی پيشرفتهای میدانند که قانون مدنی کشور کانادا برای زنان قائل شده است. آنها به تبعيض حاصل از اين کار اعتراض دارند چراکه با حقوق زنان مسلمان و غيرمسلمان به دو شيوه برخورد میشود. بعد هم مسلمانان همه به يک شيوه زندگی نمیکنند. مسلمانان پاکستانی با مسلمانان آفريقايی يا مسلمانان آسيای شرقی، هرکدام به شيوهی خود هستند.
پرسيدم صرفا به دليل پيشنهاد يک قاضی اين کار صورت گرفته؟ جوابشان مثبت بود. گفتند تازه قرار است آرامآرام در تمام شهرها چنين قانونی پياده شود.
کانادا، کشور مهاجرپذير و چندفرهنگی است و همهی کشورهايی از اين نوع با درخواستهای عجيب و غريب مليتهای مختلف مواجه هستند. تکتک مليتها میخواهند مراسم خودشان را داشته باشند، قانون خود را و شرايط زندگی در کشور خودشان را مشابهسازی کنند. اما واقعا تشکيل اين دادگاه را خود مسلمانان خواستهاند و به صلاح آنهاست؟ اين دو زن که از اعضای سازمان Rights and Democracy بودند، چنين نظری نداشتند.
میگفتند تمام گروهها و سازمانهای غيردولتی که در زمينههای حقوق بشر و زنان فعاليت میکنند، با اين کار مخالف هستند. به هر حال قرار است در کنفرانسی که برگزار میشود، اين موضوع بهطور خاص بررسی شود.
در اين باره نگاه کنيد به:
جمهوریِ اسلامیِ کانادا، ياسر کراچيان، قاصدک، شماره 9
(ممنون دوست گُلم)
Comments
چه لزومی دارد درباره ی موضوعی که چیزی از آن نمی دانید اظهار نظر کنید. این موضوع در میان مسلمانان کانادا هم موافق دارد هم مخالف. درمیان مخالفان و موافقان از هم مومن هست هم آدم سکولار. اتفاقا در میان موافقان زنان مسلمان هم کم نیستند هم چنان که مخالفان هم کم نیستند. موافقان بحث شان بیش تر به نظرم هویتی است گرچه پوششی حقوقی دارد. مسلمانان می خواهند حضورشان در این جامعه به رسمیت شناخته شود. کانادا هم به «چند فرهنگی» بودن خود می بالد. این حق را به دیگر گروه های اقلیت مثل یهودیان و سرخ پوستان داده بنابراین دلیلی نمی بیند آن را از گروه دیگری دریغ کند. (قوانین شریعت یهود دست کمی از اسلام ندارد.) اتفاقآ این کار شاید در دراز مدت به نفع برداشت ها و تفسیر های حقوقی روزآمد تر از قوانین شریعت بشود. قوانین حقوقی در برخورد با نیازهای مدرن آدمی صیقل خورده اند تا به حقوق بشر رسیده اند.
Posted by: مهرداد at December 6, 2004 01:00 AM
که اینطور، بله شاید اینطور باشد. مطمئنا بیشترین فشار را زنان وارد نکردهاند. اما به نظر من حرکت خوبیست و بیشتر از هرچیز سطح تحمل و درک دیگران را بالا میبرد. در اروپا اینها را به زور خواستند همرنگ جماعت کنند. نتیجه اینی شد که میبینید. گتوهای مسلماننشین و اختلافات اجتماعی. کانادا تا الان این اشتباه را نکرده و به نظرم خیلی خوب است اگر همه بتوانند احساس کنند در کنار یکدیگرند و نه بر علیه هم. یعنی صرفا همین که چنین انتخابی دارند که دادگاه مختص به خودشان را داشته باشند خوب است، حتی اگر از آن استفاده هم نکنند.
Posted by: Je at December 5, 2004 12:35 PM
Je عزيز
از حرفهاي اين دو زن كانادايي اين جور برداشت كردم كه تصميم از بالا گرفته شده و نظر مسلمانان دخيل نبوده. مخصوصا نظر زنان مسلمان.
منظورم از تيتر تاكيد روي همين موضوع بود.
Posted by: پرستو at December 5, 2004 12:24 PM
ميگم اين آسمان همجا يك رنگه رو هم نقل قول كردم يا از قول خودت نوشتي تو فكر ميكني آسمونه كانادا با آسمونه ايران اسلام زاده وعقب مونده چه از نظر خكومت چه از مردم با كاناداي پيشرفته يك شكل هستش آسمان آنحا صاف و شفاف هستش در حالي كه در ايران آسمون سياه و پر از لكهاي خونه.
Posted by: simon at December 5, 2004 12:23 PM
مشکل شماها اسلام و قوانین اش نیست..مشکل شماها اینه که هنوز خودتون رو نشناختید..نه خودتون رو نه مردها رو! بعضی چیزها فطریه ..جنگ باهاش یعنی حماقت! کی می خواین دست از لجبازی بردارین خدا می دونه...
Posted by: kelash at December 5, 2004 04:18 AM
اين دادگاهها دو دسته طرفدار دارد. يك دسته مسلمانهايي هستند كه مي گويند قوانين اسلام خيلي هم خوبند. دسته ديگر و مهم تر حقوقدانان با تجربه كانادايي هستند. استدلال اين دسته آن است كه اين حق مسلم پيروان يك دين است كه اختلافات بين خودشان را هر طور دلشان خواست حل كنند و كسي حق سلب آن را تحت هيچ نامي ندارد. دو تا نكته مهم اين دادگاه ها يكي اين است كه رفتن به آنها اختياري و به رضايت طرفين است و ديگر اين كه فقط براي رفع اختلاف بين دو نفر در مورد قوانين مدني است. به نظر من مي شود سر عملي بودن آن بحث كرد ولي اصل تشكيل اين دادگاه ها چيزي جز احترام به آزادي انتخاب دين نيست.
به نظر من بخش بزرگي از مخالفان اين دادگاهها هم به همان دامي افتاده اند كه اصولگراهاي اسلامي افتاده اند. اگر اين كه در ايران مذهبي ها براي غيرمذهبي ها تعيين تكليف كنند بد است همان قدر بايد بپذيريم اين كه در كانادا غيرمذهبي ها براي مذهبي ها تعيين تكليف كنند هم بد است.
Posted by: ياسر at December 5, 2004 04:13 AM
حالا این تیتر «آسمانِ همه جا همين رنگ است» چه ربطی به مطلب داشت؟ این خانمهایی هم که با شما صحبت کردند مشخص هستش که دید منفی خود را در شرح ماجرا هم داخل کردهاند. مثلا همین «صرفا» به خاطر یک نفر که واقعا غیرمنطقیست. قرار هم نیست حق کسی تضعیف بشود. اینها موظفند در چارچوب منشور حقوق بشر کانادا کار کنند. حالا بد که نیست اگر این کار باعث پویایی شریعت شود. بالاخره اسلام هرچقدر هم مایل باشیم ناپدید که نخواهد شد. بعد هم این موضوع فقط محدود به استان انتاریوست. ربطی به کل کانادا ندارد.
Posted by: Je at December 5, 2004 02:36 AM
ممنون. حتما مي خونم.
صفر و يكي فكر نمي كنم. اطلاعات ندارم اصلا. فقط نقل قول كردم از اون دو تا زن.
باز هم ممنون
Posted by: پرستو at December 5, 2004 12:29 AM
سلام. راستش من اين ماجرا را دنبال كرده ام. چيزهايي كه نوشته اي كاملا درست نيست. يعني مخالفت هاي زيادي كه وجود دارد (خودم هم از جهاتي با آن مخالفم)، اما نبايد فكر كني كه به دليل نفوذ يك نفر است. مسلمانان (البته نه خيلي ايراني ها) ي موافقش هم وجود دارند و فكر كنم دليلشان اين است كه حق انتخاب مذهب يك حق اساسي است. شديدا بهت توصيه مي كنم كه يك سري گزارش هايي كه در اين باره نوشته شده رو بخوني. يكيش توي شماره ي 9 قاصدك با عنوان جمهوري اسلامي كانادا. توي مصاحبه ي شماره ي آخر هم كه با يكي از حقوقدانان كلا راجع به حقوق زنان كرده ايم، اين سوال را پرسيده ايم و جواب داده. (مصاحبه با عنوان: نه پوشانده، نه برهنه). خلاصه قضيه به اين صفر و يكي كه فكر مي كني نيست.
Posted by: mohaajer at December 5, 2004 12:25 AM

