چرا عبور نکرديم؟

امروز تيتر يک شرق درباره‌ی شرکت مصطفی معين، کانديدای رسمی حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، بود در انتخابات خردادماه 84. نهمين دوره‌ی انتخابات رئيس‌جمهوری، در واقع دومين تجربه‌ی اصلاح‌طلبان در برگزاری انتخابات رياست جمهوری است. دور قبل، خرداد 80، انتظار داشتم با تنوع کانديداهای نهايی روبرو شوم. آن‌قدر که هرکدام از کانديداها نماينده‌ی قشر و گروه خاصی در جامعه باشند. آن زمان حتی احتمال کانديدا شدن زن يا زنانی برای رياست جمهوری چندان بی‌راه نمی‌نمود و بحث «رجال» هم جدی‌تر و پرسروصداتر از اين روزها مطرح بود (البته نقش نمايندگان زن دوره‌ی ششم، مخصوصا فاطمه حقيقت‌جو و الهه کولايی را نبايد ناديده گرفت). اما ظاهرا اين انتظار من بی‌جا بود. از ميان داوطلبان آن دوره، شورای نگهبان صلاحيت 10 نفر را تاييد کرد که بجز خاتمی، نُه نفر ديگر از جناح منتقد دولت به حساب می‌آمدند.
گروه‌های دوم خرداد ترجيح دادند حول خاتمی گرد آيند و حتی آن‌هايی که آن روزها بحث «عبور از خاتمی» را مطرح کرده بودند، باز به حمايت از او به ميدان آمدند. آن روزها فکر می‌کردم چه خوب می‌شد اگر يکی از افرادی که «عبور از خاتمی» را ضروری می‌دانست، محکم پا به ميدان می‌گذاشت و طرح‌ها و برنامه‌هايش را به قضاوت مردم می‌گذاشت؛ حتی اگر رد صلاحيت می‌شد. همين کار شايد موجب می‌شد اين روزها آن فرد طرفدارانی داشته باشد.
آن روزها گذشت بی‌برنامه‌ای برای آينده و حالا نزديک انتخابات، حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی دکتر معين را رو کرده‌اند بدون اين‌که هيچ‌وقت اين فرد به عنوان تئوريسين يا فرد متنفذ اين احزاب مطرح بوده باشد. دکتر معين شايد (تاکيد می‌کنم شايد) بين دانشگاهيان طرفدار داشته باشد و آدم شناخته‌شده‌ای باشد اما نمی‌دانم روی چه حسابی می‌تواند برای عموم مردم جذابيت يک رئيس‌جمهور را داشته باشد. در بهترين شرايط به نظر می‌رسد معين، مثل خاتمی باشد. (دارم زود قضاوت می‌کنم؟)
منی که هيچ‌وقت کار حزبی نکرده‌ام نمی‌توانم بگويم چه بر سر مشارکت آمده که نتوانسته شخصی را کانديدا کند که نماينده‌ی آرمانی‌ترين اهداف حزب باشد. (يعنی معين چنين نماينده‌ای است؟ اگر هست، آرمان‌های حزب چيست؟ هنوز به ايران برای همه‌ی ايرانيان فکر می‌کنند؟)

راستش اين نوشته‌ی بهمن باعث شد اين‌ها را بنويسم. شايد اگر کمی منسجم‌تر فکر کنم، به اين نوشته‌ی خودم بخندم. شايد هم نه!

مرتبط:
عکس استاد از دکتر معين + گزارش الپر



January 8, 2005 11:49 PM


Comments


معمولا نوشته هاي اين خونه رو ميخونم...براتون آرزوي موفقيت ميكنم....راستي اگه ميشه يه بررسي بكنيد ببينيد ميشه منو بلينكيد ...يا علي مدد

Posted by: hassan mohammadi at April 25, 2005 11:36 AM

عزيز زيبا بود و با تامل....شاد كام باشي و بر دوام

Posted by: Erphane Qaneeifard at January 12, 2005 08:33 AM

بیایید همت کنید و با یک حرکت وبلاگی معین را در صحنه اینترنت تبلیغ کنید تا از هم اینک اتش اشتیاق مردم به وی، زورمندان شورای نگهبان را بر سر عقل اورد، اگر بیاورد ! ولی تردید نکنید که این جماعت از زور می ترسند.

Posted by: حسنعلی at January 11, 2005 01:06 PM

درباره انتخابات كه چه عرض كنم. بدجوري گيج شده ايم اين دفعه!

Posted by: yekpanjere at January 9, 2005 08:13 PM

در مورد فيلترينگ بايد بگم..من كه تا همين الآن هيچ مشكلي با فيلترينگ نداشتم..يعني از ابتداي فيلترينگ تا الآن از آي پي استفاده كردم و كاملا هم راضي ام...هيچ سايتي هم نبوده كه بهش نياز داشته باشم و نتونم ازش استفاده كنم...در يك كلام اصلا فلترينگ با آي پي نمنه!..من نمي فهمم شما و ديگران كه از فيلترينگ دائما مي نالن چرا از آي پي استفاده نمي كنن؟؟!!

Posted by: علی at January 9, 2005 06:48 PM

سلام

لطفا بنویسید که کروبی از معین هم بدتر است

لا اقل معین تحصیل کرده است و اخوند هم نیست اما کروبی چه؟

راستی به نظر شما پرستو جان در انتخابات باید شرکت نکرد؟

ایا نتیجهای مشابه مجلس هفتم بدست نمی اید؟؟؟؟

لطفا باز هم راجع به انتخابات مطلب بنویسید

Posted by: هانا at January 9, 2005 11:33 AM

الپر جان يك حزب كانديداي خودش رو بايد براساس محدوديت هايي كه حزب رقيب (رد صلاحيت) ايجاد مي كنه انتخاب كنه يا بر اساس اهداف و آرمانهاي خودش؟
از دست دادن قدرت مي تونه به يه بازسازي خوب و بازگشت به قدرت در 4 سال ديگه برسه اما به هر شكلي اگر حزب بخواد قدرت رو نگه داره، فكر نكنم صحيح باشه. مشاركت مي تونست يه كانديداي ايده آل خودش رو معرفي كنه با احتمال رد صلاحيت شدن بالا اما آرمانها و اهداف اصلي خودش رو از طريق اون منعكس كنه.
اشتباه مي گم؟

Posted by: پرستو at January 9, 2005 11:17 AM

وقتي هر كانديدايي رو كنند ردصلاحيت مي شود. بهنظرت حق ندارند به چنين كسي رو بياورند كه هم خيلي از شرايط حداقلي را دارد و هم رد نمي شود؟

Posted by: الپر at January 9, 2005 01:42 AM

پرستوی عزیز
توی پست قبلیت دربارۀ خبر اعدام شهلا و نظر تو راجع به این قضیه خوندم. در اینکه آدم روشن فکری هستی شک نیست. ولی فکر نمیکنی در جانبداری از زنها کمی زیاده روی میکنی؟ من اصلآ دربارۀ ماجرای شهلا یا افسانه نوروزی نظری ندارم چون نمیدونم گناهکارند یا نه! ولی میدونم وقتی ما از افسانه نوروزی حمایت کردیم و گفتیم بی گناهه باعث شدیم زندگی ش نجات پیدا کنه. حالا وقتی بیایم و از شهلا یا زنهای تبهکار هم به همین منوال حمایت کنیم و براشون دلسوزی کنیم اثر مبارزات و اعتراض هامون به مرور زمان از بین میره و اونوقت برای کسانی که واقعآ مستحق کمکند دستمون به جایی نمیرسه. درسته که دو تا زن در این ماجرا قربانی هوسبازی یک مرد شدند ولی اینرو هم بدون که بعضی زنها خیلی خطرناکند. اگر شما کم دیدی از این زنها ، دورو بر من پر از این آدمهاست که به راحتی بنیاد یه خانواده رو از هم میپاشونند. فقط آرزو میکنم منظورم رو بهت رسونده باشم.

Posted by: ایلعذار at January 9, 2005 12:42 AM

رئيس جمهور شدن فاكتورهاي مختلفي را مي طلبد. معين حتي فاكتور قيافه را هم ندارد. قيافه ش به رئيس جمهورها نميخورد!

Posted by: كاوه at January 9, 2005 12:24 AM