روزگار غدار
1. از همه چيز عقبم؛ مخصوصا در کار. که اين دو روز هر چه دويدم، نرسيدم. طبق معمول آخر هر سال، در مجلهی زنان بخشی داريم که اتفاقهای سال گذشته برای زنان مرور میکنيم و من واقعا خوشحالم که وقتی اطلاعات را جمعآوری میکردم با انبوه دستاوردهای جنبش زنان مواجه شدم. از به ثمر رسيدن اعتراضهای مدنی عليه حکمهای اعدام صادرشده برای زنان گرفته تا بحثهای جاری دربارهی پيوستن به کنوانسيون منع همهگونه تبعيض عليه زنان و بحث عدالت جنسيتی. همينطور اعتراضهای جنبش زنان به طرحهای مطرح در مجلس هفتم و واکنش سريع نمايندگان که حرفشان را هر بار پس گرفتهاند. يادمان نرفته اعتراض مدنی را که به صدا و سيما داشتيم برای پخش سريالهايی با موضوعهای ضد زن (چندهمسری و...) و خاطرمان هست که امسال زنان سازمانهای غيردولتی با پاهای خودشان به کنفرانس منطقهای غيردولتیها در تايلند رفتند و...
2. عقب بودنم از همه چيز باعث شد امسال هم –مثل پارسال- نتوانم بروم ظهيرالدوله. شنبه سالمرگ فروغ بود و هميشه در سالمرگش حضور در ظهيرالدوله حس آرامش عجيبی به من میدهد. امسال آن را هم از خودم دريغ کردم.
3. سرما بدجور اذيت میکند. ديشب که گاز منطقهی ما کمفشار بود. در سرمای 9 درجه زير صفر، در اتاقم «ها» که میکردم، بخار دهانم را میديدم! شهرداری اعلام کرد مجانی نفت میآورد در خانهها اما تا وقتی که بيدار بودم خبری نشد. زير خرواری از لحاف و پتو، ديشب گذشت. امشب وضع فشار گاز بهتر شده.
4. جای پرشنگ خيلی خالی است. سعی کردم جلوی خودم را بگيرم و دراينباره چيزی ننويسم اما نشد. البته که من اتاقش را غصب کردهام و نصفهشبها با خيال راحت، تايپ میکنم –هميشه از صدای کیبورد اعصابش خرد میشد- اما به هر حال همينها نشان میدهد که چقدر جايش برايم خالی است. اين روزها اصولا تنها هستم و جای خيلیها برايم خالی است. به قول فرنوش: ای روزگار غدار!
5. از شمال خبرهای ناخوشايندی میرسد. يکی از دوستان خانوادگیمان –که به خاطر مسدود بودن جاده نتوانست بيايد عروسی خواهرم- در بندرانزلی ساکن است. میگفت بعد از سه روز تلاش تازه امروز توانستهاند مرده دفن کنند. فرض کنيد! نمیتوانستند زمين را بکنند. چيزهای ناراحتکنندهتری هم می گفت درباره ی وضعيت بد بهداشتی منطقه. اينکه آب و برق نداشتهاند و مجبور بودهاند برف آب کنند و آنوقت بچهها اسهال خونی گرفتهاند و اينکه بيمارستانها به دليل نبود آب و برق نمیتوانستند به بيماران سرويس بدهند و تعداد قابل توجهی از بيماران کليوی جان خودشان را از دست دادهاند و... میگفت گرانی بیداد میکند. بطری آب معدنی 2000 تومان، تخم مرغ دانهای 200 تومان و...
Comments
اميدوارم دچار روزمرِّگي شده باشيد نه روزمرْگي
Posted by: م.خندان at February 19, 2005 08:35 AM
درباره شماره2:
اصلا نبايد در سالگرد، سالمرگ و... به ظهيرالدوله، پرلاشز رفت. همین به موقع نرفتن است که حس آرامش عجيبی به آدم می دهد
Posted by: حمیدرضا at February 14, 2005 01:34 PM
گل من
تنهایی ماله بنده های خداست،نه فرشته ها
تو هیچ وقت تنها نیستی....
کمی دقت کن!
Posted by: ساناز at February 14, 2005 12:11 AM

