...

حالم کلی گرفته است. خيلی. ديشب هم اصلا حس خوبی نداشتم از وحشی‌بازی‌هايی که توی خيابان‌های شهر درندشتمان می‌شد. اما حالا ديگر خيلی بيشتر حالم گرفته است. پسر حميد عليدوستی، برادر ترانه، 15 ساله، ديشب، چهارشنبه سوری، در حادثه‌ای جان داد.



March 16, 2005 10:10 PM


Comments


خيلي خيلي شوكه شدم! به خانواده ي عليدوستي تسليت مي گم!

Posted by: شقايق at March 30, 2005 01:34 PM

واقعا" خيلي سخته براي خوانواده اش از خدا ارزوي صبر ميكنم اخه از دست دادن جوان واقعا" ادم شكسته ميكنه

Posted by: hamed at March 24, 2005 08:11 PM

واقعا" خيلي سخته براي خوانواده اش از خدا ارزوي صبر ميكنم

Posted by: hamed at March 24, 2005 07:56 PM

ناراحت كننده است- شايد ده دوازده سال پيش بود كه براي مصاحبه اي ورزشي با عليدوستي كه سابق كاپيتان تيم ملي فوتبال و ورزشكار خوش نامي بود (و مصاحبه به حرف هاي هنري و سهراب خواني ختم شد به خانه آنها رفتم)- خانمش نقاشي مي كرد- ترانه و برادرش خيلي كوچك بودند...- ناراحت كننده است و ناراحت كنند تر از آن اين آمار غريبي كه اين روزها از در و ديوار مي آيد و ما ككمان هم نمي گزد - مي شنويم و مي گذريم و باز روز از نو ....

Posted by: اهورا at March 21, 2005 03:58 PM

سلام هو مايون

Posted by: homauon at March 20, 2005 07:21 PM

اين يك اتفاق ناراحت كننده است ولي هميشه تكرار مي شه

Posted by: ليلا at March 19, 2005 03:11 AM

تعداد كشته ها بيشتر از سه تاس . تعداد زيادي هنوز بستري هستند . يكي از اونهايي كه از دنيا رفت برادر ترانه بود . اما مي خوام بدونم چرا قبل از اين چهارشنبه سوري نفرت انگيز وبلاگ نويس ها شلوغ نكردن كه وحشي گيري در نياريد . از ترس چي اين كارو نكردن و چرا فقط آدمهاي مشهور وقتي مي ميرن احساس تراژدي بهمون دست مي ده اون چند نفر ديگه واقعا نمي تونستند قلب مارو بلرزونند و يا اينكه در هر چيز ولو كوچك دنبال اين هستيم كه طرفي ببنديم . ولو كوچك در حد يك خودنمايي گذرا .

Posted by: شهاب at March 19, 2005 01:54 AM

خيلي حالم بد شد.يه ضربه بود

Posted by: shining at March 19, 2005 12:40 AM

درود بر تو"
و از آتش با بته هیچ خبری نیست.
در هیچ عکسی سوختن بته را ندیدم بلکه فقط مقوا و کارتون و غیره بود .
ولی نمیدونم چرا جوانان ایرن
با نارنجک دستی و فشفشه های خطرناک
حال میکنند؟!؟
نوروزت پیروز باد.
تا درودی دگر بدرود.

Posted by: شهلا at March 18, 2005 06:35 PM

پرستو جان!
اميدوار بودم شايعه باشه!
خيلى تاسف باره..

Posted by: شبح at March 18, 2005 02:38 PM

labod inam taghsire dolate! vaghty nemizaran mardom az in mavade monfajereh estefade konan migan dolat jelo mardomo migire ,inam natijash ,eshkal az khodemoone na hich chize digei....

Posted by: sara at March 18, 2005 11:52 AM

ازصبح شوكه شدم...فقط صورت آروم مامانش جلوي چشمهامه...يعني الان هم همونقدر آرومه؟

Posted by: Nona at March 18, 2005 12:52 AM

چهار شنبه سوری، آنها باید آن دنیا به خاطر اموزش غلطشان جواب پس بدهند، و ترانه در چهارشنبه سوری بازی خواهد کرد، مطلب مرا هم نگاهی بینداز...

Posted by: فواد at March 17, 2005 07:17 PM

Keile narahat shodam. heyf keh jaonhayeh mah alakyee az beyn meran. Enshallah rohash shad bashad

Posted by: LILI at March 17, 2005 05:26 PM

خيلي جا خوردم شوكه شدم مخصوصا ئقتي ياد فيلم جديد ترانه با نام چهار شنبه سوري افتادم ..زندگي به اين زشتي رو خودمون براي خودمون داريم رقم مي زنيم

Posted by: rouzbeh at March 17, 2005 01:44 PM

Posted by: كوروش ضيابري at March 17, 2005 01:16 PM

اين لينكها را ببينيد...

ttp://www.irna.com/?SAB=OK&LANG=PE&PART=_NEWS&TYPE=WE&id=13831212102323S12

http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=163295

http://baztab.com/news/22220.php

http://www.magiran.com/article.asp?AID=1694

Posted by: كوروش ضيابري at March 17, 2005 01:15 PM

پرستو تلخ ترش اين است كه ترانه عليدوستي اين روزها در فيلمي بازي مي كند با نام چهارشنبه سوري...
خيلي تلخ است اين واقعيت؛ از ديروز كه شنيدم خيلي اوقاتم تلخ شد. گاهي وقت ها واقعيت بدجوري سراغ آدم مي آيد...

Posted by: خسرو نقيبي at March 17, 2005 12:35 PM

شوكه شدم. باورم نميشه

Posted by: گيوتين at March 17, 2005 11:31 AM

شوخی میکنی .....

Posted by: کرم دندون at March 17, 2005 09:24 AM

حميد عليدوستی اسمش به نظرم آشناست. کی بود؟

Posted by: صبح صادق at March 17, 2005 03:48 AM

واقعا حيف اين جون هايي كه اينطور از دست ميرن.

Posted by: Asemoon at March 17, 2005 01:28 AM

خيلي بد ... ديشب اصلا حوصله نكردم بيرون برم. ضمنا خانم دوكوهكي... اين آدم واقعا بيكار با ايميل تمام وبلاگدار هاي معروف نامه ويروسي مي فرستد. مي دانم امكان ندارد اين همه ايميل را هك كرده باشد. شك ندارم از يه حقه اي استفاده مي كند. حتي با آدرس شبكه پيام براي من نامه فرستاده است.

Posted by: كاوه at March 17, 2005 12:04 AM

داریم با خودمان چه می کنیم؟.. خیلی متاسف شدم.. به خودم نگاه می کنم... من کجا ایستاده ام که در جامعه ام چنین فجایعی تکرار و بازتولید می شود؟...

Posted by: محمد جواد طواف at March 16, 2005 10:42 PM

واقعا غم انگيزه

Posted by: sadegh at March 16, 2005 10:38 PM

وايييي:(( خدايا:((

Posted by: امشاسپندان at March 16, 2005 10:24 PM

تاسف باره...حالم بد شد.....

Posted by: javid at March 16, 2005 10:22 PM

وای چقدر غم انگیز :(

Posted by: آبچینوس at March 16, 2005 10:20 PM