حال دانشجويان خوب است؟

فعاليت‌های اجتماعی و سياسی دانشجويان چرا منعکس نمی‌شود؟ اصلا فعاليتی هست يا اين‌که توجه به فعاليت‌ها کم شده؟ چند طيف سياسی ميان دانشجويان وجود دارد؟ دفتر تحکيم وحدت کجاست و چه می‌کند؟
اصلا يک سوال اساسی: حال دانشجويان خوب است؟
دو ماه مانده تا انتخابات و انگار نه انگار!
دوستی می‌گفت گروهی از دانشجويان از دکتر ابراهيم يزدی حمايت می‌کنند و گروهی ديگر از دکتر مصطفی معين. پس کجا هستند اين حمايت‌گران؟ چه‌جوری حمايت می‌کنند؟ توی دلشان؟ بابا حرکتی کنيد! قبلا تحريم هم می‌خواستند بکنند، سر و صدا می‌کردند.

راستی نمی‌دانم چرا اين‌قدر وبلاگم خشن شده است! خودم همان‌طوری هستم که قبلا بودم. هوای به‌شدت دونفره‌ی امروز هم روحم را لطيف کرده. نم‌نم باران و اين‌ها. اما به ماراتن فردا که فکر می‌کنم سرم سووووووووت می‌کشد.



April 10, 2005 09:32 PM


Comments


سلام خانم دوكوهكي؟
خوشحال ميشوم اگر نظرتان را را جع به طرح مطروحه در وبلاگم بدانم.

بيا تا طرحي نو دراندازيم!

حضور و غيبت من
آخرين تير تركش (من راي مخدوش ميدهم)
با راي به جمهوري، معركه انتصابات را به رفراندومي فراگير تبديل كنيم.

ازتو مي پرسم: آيا ايرادي دارد كه انتخابات محدود نمايشي را به رفراندومي فراگيروواقعي تبديل كنيم؟

Posted by: سينا هدا at May 5, 2005 02:05 AM

راستش حركت دانشجويان رو اين جوري نمي‌شه ارزيابي كرد. به نظرم دانشجويان و غاطبه‌ي دانشگاهيان تو اين انتخابات شركت مي‌كنند، آن هم فعالانه، اما بعضي از اعضاي تشكل‌ها چون خودشون بريده‌اند و اميدي به اصلاح ندارند، همه‌اش ايه‌ي ياس مي‌خونند! آخه مگه اينجا فرانسه است كه خواستار برگزاري انتخابات كاملا آزاد هستند؟ خوب يه پله هم يه پله است، نبايد از پيشرفت گذشت يا حداقل جلوي عقبگرد را نگرفت. گرچه به نظرم فرصت پيشرفت با فعال بودن توي اين انتخابات وجود دارد.
يه سري به من بزن، من يه خبرنگارم كه تو وبلاگ گذار به دموكراسي مي‌نويسم.

Posted by: علي اصغر شفيعيان at April 16, 2005 08:16 PM

پرستو جان اینجا که اکثرا از معین دفاع میکنن چون توی حادثه ی کوی میخواسته استعفا بده.

Posted by: زهرا at April 11, 2005 08:27 PM

شايد دانشجويان از احوالپرسه هاي چهار سال يكبار خسته شدند. يادمه آخرين بار كه احوالمون را پرسيده بودند در تحصن مجلس ششم بود.

Posted by: مردی... at April 11, 2005 02:36 PM

خودتم موقع كار كردن حسابي خشن ميشي! تا حالا وقت كار نديده بودمت!

Posted by: قصه های یک زن at April 11, 2005 01:30 PM

من نمي‌دانم دانش‌جويان حال‌شان چطور است،‌ اما من به لطف خدا من بد نيستم! (:
بقيه البته فکر کنم کمابيش بدتر از سال پيش باشند و بدتر از دو سال پيش الي آخر!
جدا از احوال‌پرسي،‌ حدس مي‌زنم که چيزي به نام جنبش دانش‌جويي الان وجود ندارد. شايد قبلا بود، ولي الان ديگر نيست. من به عنوان يک دانش‌جو هيچ‌گاه دفتر تحکيم، انجمن اسلامي، بسيج و ... را نماينده‌ي قشر خود ندانسته‌ام. اين‌ها "عده‌اي دانش‌جوي هستند که علاقه به فعاليت سياسي دارند" ولي نه از نظر عقلي و نه از نظر عملي شباهتي به توده ندارند. دقيقا به همين دليل است که اگر تحکيم وحدت تصميم بگيرد آرام بگيرد، خبري از جنبش نخواهد بود و برعکس. و باز هم به همين دليل است که خيلي‌ها معتقدند که جنبش دانش‌جويي بي‌مرکز است و منظم نيست و ... .: آخر اصلا جنبشي وجود ندارد.

Posted by: SoloGen at April 11, 2005 10:05 AM

خاله! آخرش به خاطر ضرب شستت گروه هاي فشار مي دزدنت. مواظب باش.

Posted by: farhad at April 11, 2005 05:05 AM

اين سكوت خبري را بايد از محافظه كاري مطبوعات دانست . غير از اين است ؟ شايد اين مطلبم گوشه چشم كوچكي به عوض شدن روحيه دوستان داشته باشد . موفق باشيد

Posted by: ali kheradpir at April 11, 2005 12:53 AM

سلام. فكر مي كنم گاهي كمي زود و زياد مي رنجي از برداشت هايي كه فكر مي كني نادرست هستن. عاقلي مي گفت خداوند دو گوش داده: از يكي بشنو. از ديگري در كن. اين را در مورد مطلب آگهي ات نوشتم. ديگه اينكه چت اون شب به من كه خيلي چسبيد. و سوم اينكه ملالي نيست حتي از دوري شما !!!!

Posted by: نگين حسيني at April 10, 2005 11:33 PM

دانشجویان همیشه غیرقابل پیش بینی هستند، البته که شور و نشاط دوره های قبل در دانشجویان نیست، و آنها نسبت به کل نظام معترضند و خواستار دگرگونی جدی هستند... یزدی و معین که رای بیار نیستند!... و قادر به بسیج افکار عمومی هم نیستند...و منتظر یه برنامه جدی از سوی جنبش دانشجویی باشید... به زودی...

Posted by: محمد جواد طواف at April 10, 2005 11:30 PM

اگر توي يه روزنامه يوميه خبرنگار بودي به جاي ماراتن از چه واژه ي گنده تري استفاده ميكردي؟! يك مجله كه ديگه اين حرف ها رو نداره ....... از هواي به شدت 2 نفره كمال استفاده رو ببر...... در ضمن اعظم جون : اون بار و در انتخابات خرداد كذايي 76 كه حق انتخاب داشتي چه گلي به سر مردم زديد..... فكر كنم با اين سنگي كه پرستو جان توي چاه انداخت و پرسيد از دانشجويان چه خبر؟ صداي شما هم در آمد؟ اعظم جون برو به درس هات برس و لطفا به سياست كار نداشته باش.......... آفرين دختر خوب...... پرستو ديگه نگي ماراتن دارم ها

Posted by: مرجان-معين at April 10, 2005 11:13 PM

"سالي
نوروز
بي چلچله بي بنفشه مي آيد
بي جنبش سرد برگ نارنج بر آب
بي گردش مرغانه ي رنگين بر آينه.
...
"
امسال، همون ساله يعني؟

Posted by: Farhang at April 10, 2005 10:37 PM

1-امروز اطلاعیه ای که انجمن دانشگاه ما (شریف) به دیوار زده بود از این قرار بود که در انتخابات شرکت می کنیم اگر واقعا حق انتخاب داشته باشیم و در غیر این صورت نه. واقعا حق انتخاب داشتن هم که در حال حاضر و با توجه به تعریف بیانیه از حق انتخاب داشتن (این که همه افراد و گروه ها نامزد داشته باشند و ...) غیرممکنه پس می شود نتیجه گرفت انجمن شریف حکم به تحریم انتخابات داده.
2- بین بچه های خود دانشگاه هم من بحثی ندیدم که از رای دادن یا ندادن صحبت کند در واقع مسالهء بچه ها این نیست و براشون مهم هم نیست انگار، مگر این که در این 2 ماه اتفاقی بیفته
3- تنها فعالیت های مربوط به انتخابات را تا به حال بسیج انجام داده که از کاندیداهای بالقوه دعوت کرده و جلسه هایی هم برگزار شده؛ همه از داوطلبان منسوب به راست، البته ادعا کردند از معین و کروبی هم دعوت کردند اما نپذیرفته اند

Posted by: azam at April 10, 2005 10:34 PM