«ماز»
خب هنوز صلاحيت دکتر معين تاييد نشده. پُست شتابزدهی قبلی من از شايعههايی بود که شنيده بودم.
با نامهای که مقام رهبری به شورای نگهبان نوشت، میشود گفت «ماز» جديدی شروع شده، توی اين وضعيت جديد، نمیدانم چطور میشود تحليل داشت. سخت شده برايم و دارم فکر میکنم.
اگر صلاحيت دکتر معين تاييد شود، میتواند چند واکنش متفاوت داشته باشد:
1.
بگويد در انتخابات شرکت نمیکند، چون چيزی به اسم حکم حکومتی را قبول ندارد.
2.
در انتخابات شرکت کند بدون هيچ حرف و حديثی.
3.
بگويد از ابتدا هم اشتباهی رد صلاحيت شده بوده و حالا که رهبری حکم داده و صلاحيتش بررسی شده، شرکت میکند. بعد هم توضيح دهد که نظارت استصوابی کسانی که اشتباه میکنند، به ضرر مردم است و بهتر است انتخابات هميشه آزاد برگزار شود. به نظرم میتواند در اين وضعيت از حق ساير کانديداهای ردصلاحيتشده هم دفاع کند.
اميدوارم شرايطی پيش بياد که گزينهی 3 عملی بشه. نظر شما چيه؟ فکر میکنين چه کار میشه کرد؟
Comments
تحليل امير محبيان را بخوانيد... خيلي جالب است .. مشخص است كه حسابي روي اين قضيه رد صلاحيت و سپس حكم حكومتي و تاييد صلاحيت برنامه ريزي كرده بودند .. خيلي از زيركي اين فرد خوشم آمد! ... نامه آقاي جنتي به رهبري هم كه ديگر خيلي مشت محكمي بود!.. من فكر مي كنم مي خواهند كه اصلاح طلبان را با خواري و خفت وادار به شركت در انتخابات كنند.. پرستو جان ... از كامنتهاي بي ادبانه اي كه برخي براي شما گذشاته اند.. متاسفم..
اين داستان انگار تمام نمي شود!..
Posted by: محمد جواد طواف at May 26, 2005 11:52 AM
chera az halate chaharom harfi nemizanid oonam ine ke moeino bazam endakhtan roo zaboonetoon ke behesh ray bedid yani be in vasile ham goroohi ke nemikhastan ray bedan tedadishoon targhib beshan ray bedan chon fekr mikonan moein ba hokoomatiya mokhalefe dovoman ham moeinam az khodeshoone age nabood in hame nemimoond be ghole ghadimiya ke migan adame khoob too ghabrestoone eslah talabe hesabi ham too zendoone (vali naghsh SUPERMAN ro nadideh nagirid ke bazam be dovom khordadiya mese ye dayeye mehraboon lotf kard)
Posted by: shahab at May 26, 2005 05:21 AM
پرستو هيچ ميدوني اندامت خيلي سكسيه؟
Posted by: ماسماسك at May 26, 2005 02:45 AM
پرستو هيچ ميدوني اندامت خيلي سكسي ست؟
Posted by: ماسماسك at May 26, 2005 02:44 AM
ساعت كمي از دو گذشته.آقايان مشاركتي تيتر روزنامه فردايتان را الان خوانديم. هر چيزي فكر مي كرديم جز اينكه باز هم از آبروي خاتمي خرج كنيد. شما كه از شرافت خاتمي گذشته بوديد و اصلاح طلب پيشرو شده بوديد، چرا باز هم از محبوبيت او نردبان درست كرده ايد؟
مگر شما نبوديد كه در سخنراني هايتان بارها گفتيد با حكم حكومتي مخالفيد، چه شد آن همه داد و قال؟ شما كه خاتمي را نقد مي كرديد باز هم از او سپر بلا ساختيد؟ جامعه جوان و دانشجو ولي اين بار خيلي هشيارتر است، اگر شما هم از سهم كثيفتان در قدرت نگذريد، ما خوب شما را در اين ۸ سال شناخته ايم. عملكرد امثال معين در دانشگاهها يادمان هست. سازشكاري تان مبارك!
به رهبر سلام برسانيد و اين دفعه ديگر حواستان به شعار هايي كه قد شما نيست باشد.
Posted by: nimkat at May 26, 2005 02:06 AM
اقاي فاربد لطفن جواب بدهيد.
ايا نضام جمهوري اسلامي اصلاح پزير هست؟
Posted by: hushang at May 26, 2005 02:01 AM
اي الهه اصلاحات! قدري تأمل كن! بگذار تا در بر تو آرامش گيريم. بگذار آرزوي چندين سالة ما تحقق يابد به آنسو نرو! آنسوتر ديو مرگت را ميبينيم و سوگ ابدي خويش را و پريشاني سياه و بدبوي حاصل از عقدههايمان را.
بيگمان همگي از پايان دوران قهرمانسازي آنقدر شنيدهايم كه از ترس اينگونه ساختن نزديك است دست به ويراني اسطورههايمان بزنيم. از اينرو بحث از اينكه اصلاحات بايد دوباره قرماني داشته باشد بحثي ويرانگر ميدانم اما امروز ائتلاف حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و كانديداي رفت و برگشته آن، دكتر معين، آخرين اميد ما معتقدين يا بهتر است بگويم ملتزمين به اصلاحات است. رفتي كه نشانه شدت عمل متعصبين هستهاي صلب و برگشتي كه نشانه عقبنشيني عقلاني آن بود و در عين حال قرار گرفتن ائتلاف در منگنه انتخابي سخت. انتخابي كه ميرود آخرين سنگر اصلاحات را دو شقه كند. شنيدهها حاكي از آن است كه عدهاي در ائتلاف(كه تاجزاده و نبوي در رأس آن هستند)معتقدند كه معين از اين فرصت رد صلاحيت اوليه استفاده كند و با تأكيد بر معذرتخواهي شوراي نگهبان كه هيچوقت محقق نخواهد شد و اين عده نيز خوب ميدانند كه محقق نخواهد شد، كنار بكشد البته نه كاملاً بلكه دستكم بهطور نامحسوس به نفع هاشمي رفسنجاني سيّاس بزرگي كه به زعم بسياري، دانسته و نادانسته، بيشتري ضربات را به اصلاحطلبان آرمانخواه زده است. بدينسان به دلايل زير معين بايد كنار بكشد:
1)فرار از زير بار منت حكم حكومتي
2)جلوگيري از وزنكشي و شكست احتمال و تحقير بعد از آن
3) دستيابي به گوشهاي از خان قدرت گسترده هاشمي
هرچند عدهاي به رهبري شكوريراد و پشتيباني الهه كولايي با آنها سرسختانه و آيندهنگرانه مخالفند.
سوال اساسي از اين عده پيشنهاد دهندة كنار كشيدن معين اين است:
آيا به نظر شما دموكراسي مطلوب اصلاحات بُرد در يك يا چند انتخاب است يا فرآيندي فرهنگي- سياسي- تاريخي كه منجر به ايجاد قابليتي در مردم ميشود كه به احزاب و يا نمايندگان معتقد به حفظ و ضمانت دموكراسي رأي ميدهند و سپس از او مطالبات دموكراتيك دارند؟
سؤال واضحتر اين است آيا شما نماينده قشر عظيم نخبگان آرمانخواهي هستيد كه سالها روح و فكرشان از درد شكلگيري ناقص دموكراسي در ايران عذاب ميكشد يا در پي رسيدن به چند پست و بعد بهزغم خودتان پيگيري اصلاحات از طريق آن چند پست كه نهايتاً در حد معاونت يك يا چند وزارت است.
در حالي كه آقاي خاتمي كه رئيس جمهور بود از موضع رياست جمهوري به سختي پيشبرنده اصلاحات بود، آيا شما ميخواهيد با چند معاونت وزارت اصلاحات را پيش ببريد؟
بايد دانست كه فرصت پيشآمده براي ماندن آقاي معين در واقع نوعي اتمامحجت است با خود و با مردم. اگر آقاي معين بماند دو صورت موجود است: يا رأي ميآورد و شما به پشتوانه مقام او به پيگيري آرمانهاي وعدة دادهتان درباره اصلاحات خواهيد پرداخت و اگر شكستي در پيش بود شما بايد اولاً به تواناييهايتان و ثانياً به تخمين خودتان از ميزان ظرفيت دموكراسيخواهي مردم شك كنيد و دست به بازسازي و نوسازي خود و كار فرهنگي براي مداوم بزنيد كه دموكراسي همين عقلانيت نهفته در بازسازي مداوم است.
به نظر من آرمان اين اصلاحات همانا ايجاد روحيه شك منطقي، نقد خود پيش از انتقاد از ديگران و ارائه راهكارهاي عقلاني در عينحال نوآورانه است و نه فرار به دامن قدرت هاشمي و اطرافيان او كه نشان دادهاند شككردن عقلاني و نقد و حتي گاهي توصيه را نميپذيرند و شعارشان «همه با هم كار» است و هدفشان احتمالاً ايجاد مدينه حمّالان. البته اگر شما ميخواهيد باركش صِرف اِعمال قدرت هاشمي باشيد، ميتوانيد منتهي ابتدائاً بهصورت رسمي خيال ما را راحت كنيد كه ديگر به شما به عنوان اصلاحطلب نگاه نكنيم و خاك ديگري بر سر كنيم.
Posted by: farbod at May 25, 2005 11:43 PM
ميشه بگي ريشه « ماز» از چي گرفته شده؟
احساسي نميكني با «ناز» هم خان.اده باشه؟ ناناز
Posted by: جفي جون (همون جعفرخان سابق كه از فرنگ برگشته) at May 25, 2005 11:36 PM
به نظر من معين براي اينكه برنده واقعي باشه بايد گزينه اول رو انتخاب كنه و حكم حكومتي رو قبول نكنه . الان هر چي هم كه مشاركتي ها دليل و برهان بياورند كه اين حكم حكومتي نبوده و توصيه بوده قابل قبول نيست. حكم حكومتي كه شاخ و دم ندارد. به هر حال نظرم اين است كه ماندن او در انتخابات هزينه اش بيشتر از كنار رفتنش است. با اين وجود اگر بماند به او راي مي دهم
Posted by: حامد at May 25, 2005 11:36 PM
يك خانم غير رشتي ( با دماغ فابريك) زود بياد توي چت كارش دارم
Posted by: يه چيز at May 25, 2005 11:29 PM
سلام دوست من.
گزينه ي سه خوبه اما كامل نيست بايد از شوراي نگهبان يه خاطر اين كارش از مردم و معين و همفكرانش معذرت خواهي كند.
اميدوارم اصلاح طلبان تصميم درستي بگيرن.از آشنايي با شما خوشحال شدم.موفق باشي بهم سربزن ياعلي.
Posted by: محمود at May 25, 2005 11:07 PM
اين « درج» كارايي هاي زيادي داره! يكيش همين سرچ لغاتيست كه تا پيش از اين معناي مفهومي اونو نميدونستي وحالا فهميدي خاصيتهاي خودت رو ! با «خنگ»ترين دخترها گپ زدم ، اما تويكي خيلي عتيقهاي...
مولانا؛ خوب جوابت رو داده
همين...
كودن
Posted by: بهارك at May 25, 2005 10:20 PM
به نظر من اينكار فقط مشاركت مردم را در انتخابات بيشتر كرد و معيين كماكان رئيس جمهور نميشود
راستي اگه خواستي يه سر به من بزن خوشحال ميشم
Posted by: mikhail bolof at May 25, 2005 06:35 PM
سلام ...بشنوید از سریال نود شبی هاشمی رفسنجانی که داره کلید میخوره .....يه روز يه كانديدا.... جك های توپ انتخاباتی ....من غنی می کنم، تو غنی می کنی، او غنی می کند...شو، ام پی تری، صندلی داغ... بیابید پرتغال فروش را... این کاندیدا شما را به یاد چه فیلمی می اندازد ؟ .....ماجرای حقوق ۵۰ هزار تومانی ! ....وو .... در الو رئیس جمهور !!!
***مطلب جديد :آن کيست که آمدنش با خودش و رفتنش با خداست ؟ ****
منتظرتونیم ....
Posted by: فضول باشي !!! at May 25, 2005 04:14 PM
خبر خيلي خوبي شنيدم.. مبني بر اينكه معين كناره گيري خواهد كرد .. اگر چنين كنه .. آبروي اصلاح طلبان رو خريده... و براي خودش هم اعتباري درست خواهد شد... اميدوارم تحريم فراگير بشه..
Posted by: محمد جواد طواف at May 25, 2005 02:05 PM
پرستوی گل، چه تفاوتی داره کدوم راه رو آقای معین در پیش بگیره. مهم واقعیت است. آدم نباید خودش رو گول بزنه. آیا این به جز یک حکم حکومتیست؟
یعنی تو داری از ملت راهکار میپرسی که چه طور اونچه تحریف واقعیت هست به عنوان واقعیت اشاعه داد؟
این روزها به قلبات هیچ رجوع میکنی؟ پرستو جان امیدوارم نرنجی که اگر اینطور باشه دلتنگ میشم. به حرفهام فکر کن.
Posted by: هاله at May 25, 2005 04:40 AM
بايد 4 سال ديگه هم صبر كنيم تا به ما ثابت شود كه در حكومت جمهوري اسلامي از آزادي و عدالت اجتماعي خبري نخواهد بود؟!!!!(از اژدها كبوتر به دنيا نمي آيد)
Posted by: جنس دوم at May 25, 2005 03:57 AM
مگر اقاي معين با خاتمي چه فرقي دارد؟
هر دو از يك كرباس هستند. وقتي خاتمي
حكم حكومتي را روي چشم ميگزارد چرا
معين نگزارد.
حكم ارباب (ان ارتجاع سياه كه بعضي ها
"مقام معضم رهبري مخانندش) حكم اول است
. معين خاتمي و تمامي خود فروشان ديگر
مجبور به اجرايش هستند
Posted by: hushang at May 25, 2005 12:40 AM
اولا مقام معظم رهبري
ثانيا من هم با حالت سوم موافقم مهم اين بود كه از شوراي نگهبان گذر كنه كه كرد وزارت كشور هم كه دست خودشونه حالا بايد ديد مردم بهش راي ميدن يا نه
Posted by: روح الله at May 24, 2005 11:02 PM
moyin bayad sherkat kone
hala omadim goft hokme hokomaty ro ghabol nadaram sherkat nakard chi mishe fekr mikonid mohafezekaran naraht mishand aslan kole barname baraye takhribe moyin bode
badesham larijany ya rafsanjany beshan rayis jomhor 4 salabe badam kheyaleton rahat hokme hokomatiam nemidan ke kasy tayid salahiyat beshe
bade raftane khatamyiam hame mibinan aghayoon chegone enteghame in modato az mardom migiran
Posted by: sia at May 24, 2005 09:33 PM
با حالت چهارم چه طوري؟
Posted by: ديوانه زنجيرياي كه نپريد! at May 24, 2005 09:26 PM
ظاهرا مشاركتي ها هنوز تنوانسته اند اين مساله را در خود حل كنند و به دو دسته تقسيم شده اند:آنها كه نامه رهبري را مصداق حكم حكومتي مي دانند و دسته ديگر آنها كه معتقدند هدف وسيله را توجيه مي كند و احقاق حق مهم است و راه دستيابي به آن چندان مهم نيست. گروه دوم كه طرفداران بيشتري هم دارند يادشان رفته تا دو ماه پيش چه مصاحبه هاي تندي در اين باره كرده بودند و خيلي ها را به جرم سازش با رهبر خيانتكار به ملت مي دانستند. اين گوي و اين ميدان. حتي در صورت هر اقدام معين، همين تعلل نشان مي دهد كه آنها از كجا آمده اند و راه نهايتشان هم خيلي دورتر از مدينه فاضله اي است كه رسم مي كنند.
Posted by: nimkat at May 24, 2005 09:16 PM
تكليف سكه ها چي ميشه؟
Posted by: ياسوج-دانشگاه آزاد at May 24, 2005 09:10 PM
اين حكم حكومتي به شوراي نگهبان بوده است و نه معين. اين كه بگوييم معين بپذيرد يا نه تن دادن به بازي سازندگان اين ماجراست. معين مي تواند شركت كند و اين به معني پذيرش حكم حكومتي نيست!
Posted by: Mir at May 24, 2005 08:50 PM
خيلي احمقي... ميدوني چرا؟ تابلو ، تشكيلاتي برخورد ميكني... توي پست قبلي يك خط نوشتي : معين تاييد شد ... و نميدونستي چي بنويسي....
بعد كه خط از بالا رسيد، اين تحليل سوال برانگيز رو گذاشتي اين جا...
مخ پوكت رو بده آب بندي... يه كم فكر ميكني ميفهمي آب بندي رو كي شنيدي
Posted by: بهارك at May 24, 2005 08:47 PM
اولي بهترين انتخاب ممكنه. با اينكه با قبول اين كار و صرف نظر كردن از شركت در انتخابات عليرغم نظر رهبري مشكلاني براش ايجاد ميشه. ولي شركت كردن با استفاده از حكم حكومتي خيلي خوشايند نيست. فعلا منتظر ميمونيم...
Posted by: end... at May 24, 2005 08:07 PM
به نظر من اول بايد حكم حكومتي را تعريف كنيم . اول بگوييد چيست بعد حكم صادر كنيد
Posted by: fokos at May 24, 2005 08:05 PM
درست یا غلط بدترین وضعیت ممکن را برای معین پیش آوردند . راه حل سوم که گول زدن خودمان است . همان اولی ماندگار تر از همه است.
Posted by: گمنام at May 24, 2005 07:13 PM
دكتر معين اگر در انتخابات با حكم حكومتي شركت كند هم به شعارهايش پشت كرده است هم كوچك و خوار شدن خود را پذيرفته پس دكتر معين در انتخابات شركت نكن
Posted by: kamran at May 24, 2005 07:01 PM
شما لطف دارين:) ولي واقعا فرقي نداره.
Posted by: podern at May 24, 2005 06:44 PM
به نظر من الا ن بهترین زمان برای ایستادن و تحقیر حق وتو و دیکتاتوری شخص یا اشخاص فرا قانونی است.
معین باید حکم حکومتی را غیر قانونی اعلام کند و با این کار ابروی رفته اصلاحات را برگرداند و نشان دهد یک دانشگاهی سیاست بلد است.
Posted by: هانا at May 24, 2005 05:28 PM
حالت دوم با سوم فرق چنداني ندارد معين كه نميتونه بگه شورا اشتباه كرده اينو خوده شوراي نگهبان بايد قبول كنه كه قطعا نمي كنه و مي گه ما طبق حكم حكومتي رهبر گردن مي نهيم و اين هم يعني آقاي معين رهين منت رهبري و باقي قضايا كه دوستان ديگه گفتند معين بايد صراحتا اعلام كند حكم حكومتي را نمي پذيرد و فقط در صورتي كه شورا بگويد در بار اول اشتباه كرده بوده و نسبت به ايشان حق كشي صورت گرفته بوده وارد انتخابات خواهد شد
Posted by: payam at May 24, 2005 04:39 PM
سلام ...
به نظر من هم گزینه اول از بقیه خوشایند تره ، چون میدونم که رای نمیاره ... حتی اگه تو تهران با رای کمی بالاتر از بقیه باشه تو شهرستانها رو چی کار میخواد بکنه ؟
Posted by: ماهور at May 24, 2005 03:47 PM
عزيزم غصه نخور زندگي با ماست من فكر ميكنم گزينه يك بهتر باشه
Posted by: جماران at May 24, 2005 03:44 PM
سلام. به نظر من حالت اول بهتر از حالت سوم است. ضمن اينكه با حالت دو مخالفم. با توجه به اظهارات رييس ستاد و سخنگوي معين ظاهرا مشاركتي ها به شركت معين در انتخابات (درصورت تاييد صلاحيت) تمايل دارند. به نظر مي رسد اعلام زودهنگام اسامي آن هم توسط شوراي نگهبان بي دليل نبوده است.
Posted by: mehdi at May 24, 2005 02:25 PM
آقاي معين تا كنون غير از اجراي احام حكومتي چه كرد. اين تنها يك دسيسه براي فريب مردم و رسيدن به دو هدف است:
1. كشاندن يك به ظاهر مخالف به 1اي صنوق راي و در نهايت كشاندن مردم به پاي صنوق راي.
2. محبوبيت بخشيدن به رعبرشان(رئيس قبيله)
Posted by: زير خاكستر at May 24, 2005 02:14 PM
در پاسخ به وارطان
حالت سوم فرق خواهد كرد زيرا حداقل 9 درصد از راي دهنده ها آگاهانه راي ميدهند و يك عده اي در اين 20 روزه تلاش مضاعفي نموده و در مردمي كردن گفتمان دمكراسي خواهي همت مي كنند
Posted by: سيد at May 24, 2005 01:47 PM
در پاسخ به وارطان
حالت سوم فرق خواهد كرد زيرا حداقل 9 درصد از راي دهنده ها آگاهانه راي ميدهند و يك عده اي در اين 20 روزه تلاش مضاعفي نموده و در مردمي كردن گفتمان دمكراسي خواهي همت مي كنند
Posted by: سيد at May 24, 2005 01:47 PM
در پاسخ به وارطان
حالت سوم فرق خواهد كرد زيرا حداقل 9 درصد از راي دهنده ها آگاهانه راي ميدهند و يك عده اي در اين 20 روزه تلاش مضاعفي نموده و در مردمي كردن گفتمان دمكراسي خواهي همت مي كنند
Posted by: سيد at May 24, 2005 01:47 PM
در پاسخ به وارطان
حالت سوم فرق خواهد كرد زيرا حداقل 9 درصد از راي دهنده ها آگاهانه راي ميدهند و يك عده اي در اين 20 روزه تلاش مضاعفي نموده و در مردمي كردن گفتمان دمكراسي خواهي همت مي كنند
Posted by: سيد at May 24, 2005 01:47 PM
من هم با گزینه سوم موافق هستم و فکر نمی کنم که اصلاح طلبا این فرصت رو از دست بدن...
Posted by: امیر at May 24, 2005 01:41 PM
به نظر من تاجزاده برگه خوبی رو کرد . مشارکتی ها یک بار دیگه نشون دادن که در مواقع سخت هم می تونن تصمیم های درست بگیرین . حالا اگه به این نتیجچه برسن هم که معین شرکت کنه من بهش رای میدم
Posted by: علی at May 24, 2005 01:04 PM
پرده های سبز و برباد رفته... قصهء زندگی دخترکی که بزرگترین اشتباهش سقط جنین در شکمش بود ! ...
Posted by: حسام at May 24, 2005 12:38 PM
درستش آچمزه نه ماز (چون در ماز يك راه درست وجود دارد ولي براي معين و مشاركت چنين راهي وجود ندارد ). بهترين روش را براي ضايع كردن معين پيدا كردند. جبهه مشاركت بايد به صورت كاملا" محترمانه مرگ سياسي خود را اعلام كند . به درود اصلاحات از درون !
Posted by: رضا at May 24, 2005 11:33 AM
كامنت قبلي ام خراب شد. خلاصه مطلب: مانيفست گنجي را بخوانيد
Posted by: مازیار at May 24, 2005 10:57 AM
خلايق مستي ايد و منگ؟ يا به تظاهر وانمو%D!E E@ V2ME]3 PU
Posted by: مازیار at May 24, 2005 10:55 AM
معين چه بخواد.چه نخواد بايد حكم حكومتي رو قبول كنه.
قانون اساسي رو كه اگه قبول داشته باشه رو نمي تونه دست كاري كنه.
بازم دم رهبر گرم.
--------
در مرود گزينه ها هم فرقي به حالش نمي كنه چون راي نمياره.
Posted by: vahidjv at May 24, 2005 10:04 AM
اینهم یک بازی دیگر !!!
Posted by: بهار at May 24, 2005 10:01 AM
اینهم یک بازی دیگر !!!
Posted by: بهار at May 24, 2005 10:01 AM
اين شرط سوم براي ما نون نداشته باشه براي شما پرستو خانم نون كه داره. تو اين مدت اينقدر سنگ معين رو به سينه زديد . خانم دكتر كولايي هم همين طور شروع كرد از تسليم نامه امام خميني به گورباچف كه بناي حكومتش را پاره كرد حالا هم كه سخنگو دكتر معين هست . خب چرا پرستو دوهكوهكي نتواند . حكم حكومتي خيلي خيلي بد هست معين از اول فشارش را گذاشته بود كه با اين مقابله كند البته حالا كه حكم حكومتي در جهت نفع منافع ما هست نه تنها بد نيست بلكه خيلي خوب و خوشمزه اس....
Posted by: Reza at May 24, 2005 08:37 AM
در مورد سوم، ابزارش برای دفاع از کسانی که رد صلاحیت شده اند چیست؟ تا کجا می تواند پیش برود؟ آیا می تواند دانشجویان را به اعتصاب و اعتراض دعوت کند؟ و فشار وارد کند؟ آیا می تواند با نظارت استصوابی مقابله کند؟ در هر حال با حکم حکومتی وارد میدان شده است!! حکم رهبری را پیش از رییس جمهور شدنش پذیرفته است، چه برسد به زمانی که رییس جمهور شود؟ اگر رییس جمهور شود، وامدار رهبر می شود! هم او هم حزب متبوعش، .. فقط بگوید "بهتر است انتخابات همیشه آزاد برگزار شود؟" .. پس حق آنهمه آدم که رد صلاحیت شده اند چه می شود؟ اعظم طالقانی به دلیل زن بودن حذف شده است، و خیلی های دیگر... به نظر من کل این جریان یک بازی بود، حاکمیت به خاطر شرایط امنیتی به اجماع رسیده که فردی از جناح دوم خرداد رییس جمهور بشود تا بتواند فشارهای بین المللی را کمتر کند، و بار دیگر با کوله باری از شعار صدای اروپاییان را بخواباند، بعد با ابزارهای مختلف تحت کنترل جناح مقابل خواهد بود، مخصوصا کسی که از همین ابتدا با قبول حکم حکومتی رهبر وارد صحنه شده باشد..
Posted by: محمد جواد طواف at May 24, 2005 08:04 AM
یک چیزایی هم من نوشتم، خواستی نگاه کن. معین اگه بخواد شرکت نکنه می تونه، کافیه یک شرط عذر خواهی بگذاره که مثل اینکه گذاشته هم. اگه بخواد بکنه هم باز هم می تونه با این استدلال که از کسی نخواسته تاییدش کنند، خودشون رد کردند بعد هم تایید کردند به اون چه؟
ولی مساله پیچیده تر از اینهاست. چرا مقامای بالا که بیشتر از ابطحی مسلما اطلاعات زودتر از موقع داشتند قبل از اینکه مجبور به چونه زنی عمومی بشند اقدام نکردند؟ نمی فهمم، شاید خاتمی تهدید جدی ای کرده باشه. نمی دونم
Posted by: پیمان at May 24, 2005 07:46 AM
سلام.شما فكر ميكني اگه صلاحيت معين تاييد هم بشه راي مياره؟...من می ترسم...می ترسم تایید هم بشه و رای نیاره...و بعد...بهتر همونه که بگه شرکت نمیکنه..و البته حق هم داره...این اعتراض...از روی ضعف نیست..برنامه ریزی شده بوده...حذف و ایناش و دوباره درخواست تجدید نظرش هم فکر کنم همه اش یه بازی از پیش ساخته شده بود..رای تست کردن شرایط.نه؟
Posted by: بهروز at May 24, 2005 07:05 AM
به نظر من بهترين (اگه مجبور به انتخاب از اين سه باشيم) شماره يك است.
Posted by: sima at May 24, 2005 07:00 AM
فرق گزينه سه با دو در عمل هيچه! عجيبه كه انقدر داري زور مي زني معين راي بياره. چي از اين معين ديدي؟ كدوم حركت مثبت رو تو كارنامه اش داره؟
من كه ترجيح مي دم شخصيت خودش رو از نظر داشنگاهي و علمي حفظ كنه و نياد تو دور اين رياست نديده ها! خاتمي كه با اون راي و پشتوانه اومد اين بود واي به حال معين
Posted by: بی تا at May 24, 2005 05:54 AM
دختر زرنگي هستي . يه شوهر خوب و نجيب و بساز هم گيرت بياد ديگه جنس جوره جوره . ما كه بنا مون گذاشتيم همه رو دوست داشته باشيم / انشالله تو هم موفق باشي .
Posted by: شهاب at May 24, 2005 04:37 AM
اگه گزينه 3 اتفاق بيفته که مسخره س .خود اينا که ميگن حکم حکومتي رو قبول نداريم.اونوقت به اين راحتي بيان بگن که شوراي نگهبان اشتباه کرده؟:)) آخه پرستو توديگه چرا اين حرفو ميزني.ببخشيد ولي اينا دارن خودشون و ما رو اوره افشاني ميکنن.گندشم در اومده.خواهش ميکنم :))
Posted by: fanttazio at May 24, 2005 02:13 AM
قبول نيست ژرستو خانم .چند دقيقه ژيش كه امدم به سايت خبري ازين نوشته نبود.من در حال تكميل مقاله ام بودم.كه ظاهرا شما موضوع را كار كرديد.قابل دانستيد بخوانيدش.اگر نظر بدهيد در مورد اش قرين لطف كرده ايد.
Posted by: Daniel at May 24, 2005 01:59 AM
آره گزينه ي 3 خيلي عاليه. چقدر هم چيز بهم مياد.معين . دور و ورياش.نظريه پردازي هاشون. ديگه از روز روشن تره كه دليل آن رد صلاحيت و دليل اين موظف كردن از براي چيست. ديگه چرا نظريه بافي؟ يعني مردم به كانديداي مورد تائيد رهبري كه با دستور مستقيم رهبري وارد بازي انتخابات خواهد شد راي بدن؟ حاشا.
Posted by: amir at May 24, 2005 01:37 AM
در صورت تاييد صلاحيت، معين بايد صريحاً اعلام كند همانطور كه براى كانديداتورى از كسي اجازه نگرفته براي تاييد صلاحيت هم خود را مديون هيچ مقام و نهادي نمي داند. و ضمناً خواستار تاييد صلاحيت يزدى شود.
در مورد موضوع حكم حكومتى هم مى توان اينطور موضع گيرى كرد كه "شوراى نگهبان نهاد منصوب رهبر است و رهبر مختار است با تذكر و دخالت، خطاى فاجعه بار آن را تصحيح كند زيرا كه خود بطور غيرمستقيم مسئول آن شمرده مى شود. اما در خصوص نهادهاى انتخابى حكم حكومتى رهبر اعتبارى ندارد چرا كه آن ها منتخب مردمند و تنها در مقابل مردم پاسخگو هستند. ازينرو معين در مقام رييس جمهور منتخب مردم تابع حكم حكومتي رهبر نخواهد بود."
Posted by: Arsia at May 24, 2005 01:22 AM
پرستو جان! ايراد گزينه 3 اين است كه معين نيست كه بايد بگويد اشتباه شده بلكه شوراي نگهبان است كه بايد اين حرف را بزند! در غير اين صورت با گزينه 2 هيچ فرقي ندارد متاسفانه!!
Posted by: pouyan at May 24, 2005 01:14 AM
فكر مي كنم يك بازي سياسي است . اگر تاييد بشود كه فكر مي كنم مي شود احساسم ميگه كه از اول مي خواستند اين بازي را در بياورند كه بعضي مقامها هم بخواهند نشان بدهند كه به حق و حقوق مردم اهميت مي دهند و مردم حق دارند در انتخابات آزاد شركت كنند اما اين در واقع بخش نمايش قضيه است. وگرنه اگر به اين حق اهميت مي دادند اساسا چيزي به اسم نظارت استصوابي را قبول نمي كردند .به هر حال اكيدوارم با اينكار محبوبيتي كاذب براي دكتر معين بوجود نياورده باشند كه باز موجي بيخودي به راه بيندازند و مردم را تهييج كنند كه تنور انتخابات را گرم كنند.ما يكبار اينكار را كرديم و همه توي اون تنور سوختيم . از بازي خوردن خسته شدم.از اميد بستن بيهوده خسته شدم.خسته ...
Posted by: ساحل افتاده at May 24, 2005 12:47 AM
سلام پرستو. ميگم شما مطمئني كه خودت رو داري گول نميزني؟
گذشته از این, با بند هشتم این نامه (http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-531529) چیکار کنیم؟ نخونده بگیریمش یا یگیم مصلحت ایجاب کرد که در یک روز مجددا تصمیم ایشون عوض بشه؟
Posted by: فرهنگ at May 24, 2005 12:45 AM
باور كنيد در حالت سوم نيز چندان با حالتهاي يك و دو اوضاع فرق نخواهد كرد!
بازي عجيبي رخ داده است.معين با حكم حكومتي تاييد شد تا به حكم مردم رد شود و اين بد حادثه است.پذيرش تاييد اينگونه اش باري عظيم به دوشش قرار مي دهد.آقايان معين را نمك گير كرده اند .
تازه اين تحليل نيروهاي سياسي طرفدار معين است.مطمئن باشيد تحليل مردم بسيار بي رحمانه تر خواهد بود.
Posted by: وارطان at May 24, 2005 12:44 AM
با شما موافقم
Posted by: sadegh at May 24, 2005 12:43 AM

