نوشی بدون جوجه ها؟

خوابگرد حرف دلم را زد. از صبح دست دست کردم و ننوشتم. فکر می کردم کاری جز نوشتن ممکن است از دستم برآيد که بر نمی آيد. خجالت آور است اما حقيقت دارد.
خوابگرد عزيز نوشته:
«همسايه‌ی عزيز
نوشی‌جان
به من بگو به جز اين که خبر گرفتاری‌ات را اين‌جا بگذارم و درخواست کنم که ديگران هم از گرفتاری حقوقی تو غافل نباشند و به قول ملکوت صدای تو را به عنوان يک زن انعکاس دهند تا شايد به گوش مسولان قضايی برسد، خودت بگو همسايه‌ی سر به زير همه‌ی ما؛ چه کار ديگری می‌توانم بکنم؟»



July 11, 2005 01:40 AM