من همونم که يه روز می‌خواستم دريا بشم*

به انتهای مرداب که برسی، قايق موتوری خاموش می‌شود تا از سکوت و طبيعت لذت ببری.

روی آب بی‌موج به نيلوفرهای آبی نگاه می‌کنی. شيرجه‌ی قورباغه‌ای از روی برگ‌های پهن نيلوفرها به داخل مرداب حواست را پرت می‌کند.

حالا يک نفس عميق حسابی می‌چسبد و بعد به عادت هميشه که بايد نگران چيزی باشی، درباره‌ی آلودگی مرداب انزلی از راننده‌ی قايق موتوری سؤال می‌کنی.
«زمانی تمام مرداب نيلوفر آبی داشت. از همان ابتدا تا همين انتها. اما حالا چه؟ برای حفاظت از همين مقدار نيلوفر باقی‌مانده، محيط زيست دستور داده مسافرها گل‌ها را نچينند.»

من روی نوک قايق نشسته‌ام و او در انتهای قايق دسته‌ی موتور را گرفته. می‌گويد 25 سال است مسافر می‌آورد به مرداب. نگاهش را که به اطراف می‌دوزد، می‌‌شود مرور خاطرات را از چشم‌هايش حدس زد. «روز به روز وضع اين‌جا بدتر می‌شود. هيچ‌کس به فکر پاکيزه نگه داشتن مرداب نيست. شايد چون همين‌طوری هم کلی درآمدزاست و برای جذب توريست، فعاليت خاصی نياز نيست.»

راست می‌گويد همين‌طوری هم کلی جذاب است اين مرداب انزلی. عصر خيلی خوبی را دو هفته‌ پيش روی مرداب گذراندم. جايتان خالی.

* ترانه مرداب، سروده اردلان سرفراز



August 22, 2005 12:32 PM


Comments


با اجازه تون اسم وبلاگ شما رو توی لیست ÷یوندهای وبلاگم گذاشتم اگر راضی نباشید حتما حذفش می کنم. چقدر دلم گرفته... چقدر نوروز امسال دردناکه...

Posted by: galavizh at March 19, 2006 09:58 AM

مهشید جون بقیه عکسهام خانوادگیه. راستی یخ در بهشت هم خوردیم البته با هزار سلام و صلوات که وبا نگيريم!

Posted by: پرستو at August 27, 2005 08:46 PM

**قناري
**


آواز من/
وقتي صداي تو/
وامانده در قفس/

بس بال و پرفشانده/
جدا مانده/
از نفس/

وامانده در گلو/
بغضي فشرده دارد و /
روياي دشت و كوه/

تنها و نا اميد/
چنگي به قفل مي زند/
اما كو كليد/
- تا كوهسار/
هرگز/

آواز من/
دمساز بال قناري نيست/
راه و غبار، هست و /
سواري نيست/

Posted by: a.l at August 27, 2005 01:46 PM

مرداب این شده ؟ مرداب داره میمیره :(((

کاش از جاهای دیگه ی انزلی هم عکس میزاشتی پرستو جان. من بچه انزلی ام آخه. راستی تو بلوار یخ در بهشت خوردی ؟

Posted by: Mahshid at August 26, 2005 01:19 PM

/مربوط به مطلب بعدي‌است/
و اختراع شلوارهاي پاچه‌كوتاه نيز باعث سربه زير شدن جوانان اين مرز و بوم گرديده است...:))

Posted by: محسن at August 24, 2005 12:29 PM

سلام . خيلي دوست دارم از نزديك اين محل زيبا رو ببينم.

Posted by: رها at August 23, 2005 01:46 PM

خوش باد سفر به این زیبایی. ای کاش وقتی بود و ما هم می رفتیم.

Posted by: ایران امروز at August 23, 2005 10:35 AM

خوش به حالت . منم دلم خواست !!!!!؟؟؟ خوشحالم که خوش گذشته بهت

Posted by: بهار at August 23, 2005 08:58 AM

سلام ... مرداب انزلی واقعا جای قشنگیه ... خوش بگذره ... شاد باشید

Posted by: otanes at August 23, 2005 08:24 AM

جای بی نظیری رفتی! بهترین مرداب دنیا!
کاش می شد برای پاکیزگیش کاری کرد...

Posted by: امیر at August 22, 2005 09:42 PM

delam baraye neveshte hat tang shode bod refigh

Posted by: banoyeordibehesht at August 22, 2005 09:39 PM

سلام .
درمورد نگراني ات از آلودگي مرداب انزلي ،‌ يه توضيح كوچيك اميدوار كننده بدم : آلودگي مرداب بخاطر سرازير شدن فاضلاب شهرهاي اطراف بوده كه وارد مرداب ميشده . اخيرا يه سازمان جهاني (نمي دونم كجا) بودجه كلاني براي عوض كردن مسير فاضلاب اين شهرها داده به ايران ، پروژه شروع شده و تا حالا هم خيلي خوب پيش رفته . فكر مي كنم طرح تغيير مسير فاضلاب رشت كلا تموم شده و يه تصفيه خونه بيرون شهر دارن مي سازن براي تصفه فاضلاب ها .... فقط دعا كنيم كه اين طرح هم مثل بقيه ها ،‌وسط كار هاپولي نشه!

Posted by: ستاره خانوم at August 22, 2005 03:00 PM

khanandash ham ke mohem nist :P

Posted by: ata at August 22, 2005 02:56 PM

عکسات نازن!
اما انزلی خیلی فرق کرده، نمی دونم؛ اما مثل سابق دوست داشتنی نیست

Posted by: هما at August 22, 2005 02:33 PM

چه جالب! دو هفته پیش من و مریم هم مشغول قایق سواری در مرداب انزلی بودیم. گفتم قیافه این خانم قایق بغلی به وبلاگ نویسا می خوره. نگو شما بودی :)

Posted by: hamed ghoddusi at August 22, 2005 01:58 PM

Post a comment





Remember Me?