دزدی در روشنیِ وب

درست يک سال بعد از چاپ شدن گزارش فهيمه در مجله زنان، امروز، همان گزارش را در صفحه‌ی زنان روزنامه ايران ديدم. گذاشتن مطالب مجله روی سايت، که آن اوايل شهلا شرکت مخالفش بود و من اصرار داشتم، دردسرساز شده. نمی‌دانم در اين وضعيت چطور می‌توانم دفاع کنم از ايده‌ام؛ اين‌که مخاطبان اينترنتی هم مطالب مجله را می‌خواهند و... دل آدم می‌گيرد از اين وضعيت ناجور. وقتی مسئولان صفحه‌ها در روزنامه‌ها تنگشان می‌گيرد و صفحه‌شان خالی می‌ماند، به هر ريسمانی چنگ می‌زنند. آن‌قدر هم انگيزه ندارند که خلاقيت به خرج دهند، سوژه پيدا کنند و چيزی بنويسند. در لحظه آن‌لاين دزدی می‌کنند و... راستش به ذهن آدم می‌رسد شکايت کند اما چرا بايد ما که همه دردمان مشترک است، ما که همه شرايط دشوار داريم، کاری کنيم که واکنشش شکايت به جايی باشد که قبولش هم نداريم!
قبل‌تر برای دو تا از مطالب خودم اين اتفاق افتاده بود و برای مطلب شيرين ميرزازاده عزيز. من که فقط تلفنی اعتراض خودم را به گوش رساندم. شيرين را نمی‌دانم. در چنين شرايطی چه بايد کرد؟



September 28, 2005 11:35 PM


Comments


سلام
نام سایت شما در مرجع سایتهای ما ثبت گردید .
در صورت تمایل ما را به دوستان خود معرفی نمایید
http://www.persia-ads.com

Posted by: محسن داوری at October 1, 2005 03:24 PM

پس این انجمن صنفی روزنامه نگاران به چه دردی می خوره اگه نتونه شکایاتی این چنینی رو بررسی کنه و در صورت وارد بودن تذکر بده؟!!

Posted by: Just An Input at October 1, 2005 11:09 AM

سلام خانم دوکوهکی عزيز
روز شنبه ساعت۴-۷ در ساختمان مرکزی جبهه مشارکت نشستی با عنوان زن صلح و امنيت برگزار می شود

Posted by: somayeh at September 30, 2005 03:35 PM

راستي نقش انجمن صنفي اين وسط چي مي‌تونه باشه؟

Posted by: zahra at September 30, 2005 11:28 AM

باز خوبه اسم فهيمه رو زدن ، اميد وارم حداقل حق التحرير بهش بدن؛) . دزد هاي گزارش تو اسمت رو هم نزده بودن. اي روزگار غدار .

Posted by: zahra at September 30, 2005 11:26 AM

و خزان ۸۴ ... *کلمه* به روز شد ...

Posted by: س.عميد at September 30, 2005 09:13 AM

دومينو - " شماره ي بدون شماره " با نقدي بر مانيفست شماره ي يك شعر و مطالبي از الهام ملك پور - مجيد يگانه - امير قاضي پور و حسين محمد ي منتشر شد. به نشاني :
http://domino.blogfa.com/post-38.aspx بخانيد !

Posted by: Anonymous at September 30, 2005 07:52 AM

سلام.... ببخشيد! حواشي‌اش!!!!

Posted by: حسين at September 29, 2005 03:07 PM

سلام در باره دزدی و سرقت های ادبی می توانید این مطلب را هم ببینید در ضمن خوشحال می شویم که با شما تبادل لینک داشته باشیم. در نظر داشته باشید که کلاه استودیو تنها با سایت های محدودی از ایران به تبادل لینک می پردازد.
www.kolahstudio.com
http://artcritique.blogspot.com

Posted by: کارن رشاد at September 29, 2005 09:46 AM

پرستوي عزيز. مطلبي در ادامه مطلب شما و خوابگرد و خسرو نقيبي درباره جنگ نوشته ام كه خوشحال مي شوم بخواني . قربانت يوسف

Posted by: تادانه at September 29, 2005 09:10 AM

سلام پرستو جان. این‌ها اسم نویسنده رو که گذاشته بودند، هان؟ البته این بستگی داره که :

۱. آیا فهمیه به صورت اختصاصی فقط برای زن کار می‌کنه؟
۲. زیر مطلب نوشته شده 'هر گونه استفاده‌ی ...' ؟


به هر حال من‌هم موافق با اشائه‌ی بیش‌تر هستم - با ذکر منبع حتما" البته.

پرستو:
هاله جون اون مطلب اختصاصی برای زنان نوشته شده و روح نویسنده هم از چاپ در روزنامه ایران بی خبر بوده. شاید اصلن نویسنده روزنامه ایران رو دوست نداشته باشه به دلایلی، این جوری انگار برای روزنامه مطلب نوشته. به نظرم بی احترامی به نویسنده است.

Posted by: هاله at September 29, 2005 02:07 AM

هیچ جا نیست که بشه شکایت کرد؟ هیچ قانونی در مورد دزدی مطالب وجود نداره؟ اگر نداره خوب پس باید یکی شروع کنه برای به وجود اومدنش فعالیت کنه. من اگر جای شما بودم با ذکر تاریخ و منبع دزدی رو شرح میدادم..ایراد کار رو توضیح میدادم که همه بفهمن اشکالش کجاست و تقاضا میکردم حد اقل توی صنف روزنامه نگاری رعایت حقوق بشه. با غصه خوردن که چیزی حل نمیشه.

پرستو:
هیچ قانونی نیست و مدتهاست اینجا داره بحث حقوق مولف مطرح می شه و نتیجه نداده. همه منتظرن به دبلیو.تی.او بپیوندیم و مجبور بشیم به پذیرفتن حق مولف.
موافقم که باید برای مقابله با این جور دزدی ها بیشتر تلاش کرد.

Posted by: Pantea at September 29, 2005 02:05 AM

فکر میکنم بعضی از اینها که قلم دست گرفتن ،یا از بد حادثه بوده و یا فکر کردن تو این کار نون و آبی هست.بعضی از اینها حتی از نوشتن چهار تا خط هم عاجز هستن چه برسه به اینکه بخوان به قول تو از خودشون ابتکار هم بخرج بدن.شاد باشی همیشه

Posted by: siamak farid at September 29, 2005 01:20 AM

این که اسم زده... البته باید منبع را هم می آورد.امااولش فکر کردم بدون اسم کار کرده

Posted by: ندا at September 29, 2005 01:09 AM

سلام
اول باورم نشد که واقعا ناراحتی .... هنورم باورم نمی شه که اگر مقاله کسی رو در روزنامه ای چاپ کنن ( حالا حتی بصورت دزدی آن لاین ) ناراحت بشه .... شاید من دید حرفه ای ندارم ولی بخصوص در چنین شرایطی کسی که چیزی رو نوشت هر چه مردم بیشتری بخوننش باید باعث خوشحالیش بشه ... خیلی اشتباه میکنم؟

پرستو:
فکر کنم چیزی به اسم اجازه گرفتن وجود داره. اون مطلب در مجله قبلن چاپ شده بوده و باید از نویسنده و خود نشریه برای بازانتشارش اجازه بگيرن.

Posted by: zistan at September 29, 2005 01:04 AM

Post a comment





Remember Me?