حضور سبز، يعنی اين!
اين لينک درلينکدونی نمیگنجيد! يعنی حضور مهرانگيز کار در اينترنت، که قرار است مداوم باشد، خيلی برايم مهم و جذاب است. وقتی در ماهنامه زنان کارم را شروع کردم، روزهای 18 سالگی، يکی از بهترين سرگرمیهايم اين بود که بروم تا دفتر خانم کار، که فقط چند کوچه با دفتر مجله فاصله داشت، مجلهای بدهم، مطلبی بگيرم.
«رهرو اين راه نبودهام. از ورود به حوزه انتشارات اينترنتی میترسم. به نسل کاغذ کاربن و کاغذ کاهي و خودکار تعلق دارم. با اينترنت بيگانهام. بکلی! اما چاره چيست؟ در فرهنگ اساطيری اين سرزمين کسانی برای فرياد کشيدن و دل خالیکردن و زندهماندن، سرشان را میکردند توی چاه خانهاشان و نعره میزدند.
در اين اساطير گاهی «چاه» شده است «راه». نمیخواهم بگويم اينترنت چاه است. فقط میخواهم بگويم برای نسل من بسيار دشوار است ناگهان دفتر و دستکی را که عمر با آن گذرانده ترک کند و وارد حفرههای ناشناخته اينترنتی بشود که پاک با آن بيگانه است.»
(از يادداشت مهرانگيز کار)
نترسيد خانم کار عزيز. ما از شما ياد گرفتهايم از خيلی چيزها نترسيم. اين بار شما گوش کنيد: اينترنت حفرهی ناشناخته نيست، اينترنت رسانهی آزاد است.
در همين زمينه:
تولدتون مبارک خانوم کار عزيز! - خورشيدخانوم
Comments
پرستو جان! جملههایی از این نوشته شما جهانی را در دل آدم جای میدهد. با اجازه کپی کردم.
Posted by: هوشنگ at October 10, 2005 10:52 AM
با سلام
از مطلبی که درباره خانم کار نوشتید سپاسگذارم . من هم با خانم کار از طریق ماهنامه زنان آشنا شدم از سالها قبل ... در اون موقع ایشون مطالبی رو سلسله وار در باب آگاهی زنان به حقوقشون و طرق احقاق اون مینوشتند و از همون موقع احساس میکردم ، کسی که تمام همّ و غمّش و تمام انرژی و توانش رو در این راه میگذاره ؛ چقدر باید انسان بزرگی باشه ...
Posted by: لادن شیرازی at October 10, 2005 06:35 AM
اِه! پس شما از همون اوايل تو کار پست بودين و به همين دليل رفتين ماشين پت پستچی رو خريدين؟! :P
Posted by: ehsandiary at October 9, 2005 05:30 PM
ببخشید! جسارتا فرمودید اینترنت رسانه ای چی چی است؟!!!!
Posted by: semiadam at October 9, 2005 05:30 PM
پاکستان زلزله سختی اومده.فکر ميکنم وبلاگستان وظيفه داره به نحوی اطلاع رسانی کنه که اگر خدايی نکرده واقعه مشابهی در ايران پيش اومد کمی از عمق فاجعه کم کنه! بعد از وقوع خيلی ديره بياين کمک کنيم تا دير نشده. ممنونم و نگران.
Posted by: 4 سو at October 9, 2005 03:07 PM

