بانکوک سيتی

چمدان رسيد وعکس‌های من که سوغات سفر بانکوک است. اين‌قدر عکس‌عکس کردم، چندان هم خوب از کار درنيامده‌اند! در کل هم ترجيح می‌دهم در سفر بيشتر، در لحظه خوش بگذرانم تا بخواهم دنبال عکس گرفتن و اين‌ها باشم.
اول از همه عکس‌های «وات پو» را می‌گذارم. بودای خوابيده و مجسمه‌ها و معبدهايی که در اين مجموعه‌ی بزرگ وجود دارند.

بودای خوابيده مجسمه‌ی خيلی بزرگی است. دورتادورش ميله‌های آهنی کشيده‌اند و گوشه‌به‌گوشه نمونه‌های کوچکش را گذاشته‌اند با دسته‌گل و شمع و عود.

بوداييان رد که می‌شوند، عود برمی‌دارند، دست‌ها را جلوی صورت می‌گيرند و خم می‌شوند به نشانه‌ی احترام. توريست‌ها هم ازکنارشان می‌گذرند بدون آن‌که تمرکزشان به هم بخورد.

چند جعبه‌ی چوبی هم هست برای اين‌‌که مردم نذرهايشان را بريزند. آن‌طرف‌تر هم چند کاسه‌ی فلزی است برای نذرهای سکه‌ای.

محوطه‌ی بيرون چندين ساختمان و معبد ديگر دارد که معماری‌شان قابل توجه است. من از اين ساختمان که طرح اژدها دارد گوشه‌هايش، خيلی خوشم آمد.

دور بعضی از درخت‌های تنومندشان پارچه‌های رنگين بسته‌اند. احتمالن بايد دخيل باشد يا چيزی شبيه به آن. روی چوبی که باعث راست ايستادن درخت شده بود، يادگاری‌های زيادی نوشته شده است و پای درخت، روی خاک همه‌چيز پيدا می‌شود: از مجسمه‌های کوچک بودا و اسب و فيل گرفته تا شمع و زنگوله و روبان و...





آن‌طرف‌تر در معبد خلوتی، چند نفر در حال دعا هستند و اين دختر کوچک که لباس «باربی» پوشيده، دارد عودی که روشن کرده در جای مخصوصش می‌گذارد، جلوی مجسمه‌ی بودا.



مجسمه‌های مجموعه‌ی «وات پو» در کل هيجان‌انگيز هستند. مثلن اين‌ها را ببينيد که می‌شود حدس زد هر کدام تجسم يکی از حرکات يوگا باشند.




و اين يکی که مجسمه‌ی آلت تناسلی مردان است. اول باورم نمی‌شد اما بعد فهميدم برايشان مقدس است و می‌پرستندش. در بازارهاشان هم مجسمه‌اش را می‌فروختند.

تعداد عکس‌ها زياد شد، بقيه باشد برای بعد.



November 5, 2005 09:46 PM


Comments


سلام
پرستش این سمبل برای ما تعجب آوره ولی برای اونا که از نقطه نظر تولید مثل موجودات بهش نگاه میکنن نه تنها عجیب نیست بلکه مقدس هم هست .ولی در اینکه سمبل آفرینش و مبداء خلقت رو عوضی گرفتن شکی نیست.
و چرا دور بریم همین دور و بر خودمون رو هم که خوب نگاه کنیم خیلیها هستن که به طریق دیگه این راه رو عوضی میرن.

Posted by: محمد at December 30, 2005 01:45 PM

eyval

Posted by: morteza at December 9, 2005 04:54 PM

Hi there , Nice pictures and Nice inspiration , It
(::::::::::::::::::::::::was also nice to meet

Are you sure of Pines worshiping in Buddhist Religious

As far as I know this belief does exist here that status of pines brings luck in business activitie

پرستو:
به! ببين کی اينجاست!
راستش ديدم که تعظيم می کردن جلوش. اما نمی دونم جایگاهش توی دینشون چیه.

Posted by: Mehrak at November 13, 2005 05:51 PM

این سلام برای آنکه بگویم خوشحالم که سفر خوبی رفته ای. خوش باشی و همیشه چشمهایت تازه ها را کشف کنند!

Posted by: yekpanjere at November 8, 2005 07:43 PM

Posted by: hasti at November 8, 2005 06:22 PM

با سلام ... ببخش فضولی میکنم، اما همانطور که گفتیس بدنبال عکس(سوژه) بودن، باعث از دست رفتن لخظات میشود
و اگر لحظات از دست بدی نمیتوانی عکس خوب بگیری!!
که عکس خوب نگه داشتن لحظه(ء خوش) هست!!!

Posted by: آرمین گیله مرد at November 8, 2005 04:49 PM

خسته نباشي. ممممم. (سرتكان دادن)

Posted by: behrooz at November 8, 2005 04:05 PM

خاور دور با تمام معروفیتش در دنیای غرب ، برای ما ایرانیها هنوز ناشناختس. به نظر من هرچی به چشمت اومد رو اینجا بنویس

Posted by: محمودرضا at November 8, 2005 01:03 PM

اين جنوب شرقي ها شباهت هاي زيادي به هم دارند، عكس هات منو ياد پارسال انداخت كه به هند رفته بودم.

Posted by: علي اصغر شفيعيان at November 8, 2005 01:59 AM

هه
می دونستی وبلاگت $284,528.16
قیمت داره؟!
see here:http://www.business-opportunities.biz/projects/how-much-is-your-blog-worth/?url=www.parastood.com

Posted by: ugi at November 8, 2005 01:22 AM

عکس زیبایی بود مجسمه بودای خوابیده.

Posted by: taiebeh at November 7, 2005 10:58 PM

هميشه به سفر خانم.. واقعاعكسها خوب بود. خسته نباشيد.

Posted by: sara at November 7, 2005 10:55 PM

سلام و خسته نباشید. بسیار جالب بود. همیشه شاد باشید و به سفر.

Posted by: بابک مهديزاده at November 7, 2005 10:48 PM

چهارشنبه ميريم. راستش من زياد نمي خوام بتركونم. هنوز از خيلي چيزها مطمئن نيستم.

Posted by: ليلا at November 7, 2005 10:14 PM

سلام کمابیش با نوشته هاتون آشنا هستم ...عکسها جالب بود ...راستی ماساژورهای چینی هم خوب هستن ها .

Posted by: آی سودا at November 7, 2005 08:11 PM

khoSh be HaleT :D bankok ke miri,, tanha ham ke paEEzo ghadam nemizani, barg barg... Che zendegie khoshRayeheEE :D

Posted by: The Represent at November 7, 2005 05:45 PM

سلام پرستو جون
چه عکس های قشنگی !
میبینم که بهت حسابی خوش گذشته
چه جاهای جالبی رفتی
امیدوارم خیلی زود بیای پیش ما
قربانت
شیرین

Posted by: شیرین at November 7, 2005 02:11 PM

Posted by: PetroEuro at November 7, 2005 05:02 AM

عكسها جالب و نسبتا حرفه اي بود . موفق باشي

Posted by: masood at November 7, 2005 04:37 AM

این عکس آخری منو یاد ترکیه انداخت، شهر Ephesus که آثار یونان باستانی داره خوف! یه چی تو اوردر تخت جمشید خودمون. یه جاییش بود که یه سری سکو مثل توالت فرنگی‌های خودمون داشت و نکته جالبشم این بود که چون سنگی بودن قبل از نشستن آدمای مهمشون برده‌هارو می‌بردن اونجا بشینن تا گرم شه بعد اونا بیان! خلاصه چرا یاد این موضوع افتادم! هااا! اونجا هم کلی ازین مجسمه‌های کوچیک یه آقایی که ازین مجسمه‌ها داشت! می‌فروختن. حالا که می‌بینم اونجا هم اینجوری بوده لابد اصولا قدیما این یه چیز مهمی بوده! الان فهمیدم دارم چرت می‌نویسم!:D
پس نقطه!

Posted by: حسام at November 6, 2005 10:54 PM

جالب بود.

Posted by: لاله at November 6, 2005 06:00 PM

Posted by: yasi at November 6, 2005 04:59 PM

سلام پرستو خانوم
نیمجه سفرنامه جالبی بود
در مورد عکس آخر یه توضیح بدم
پرستیدن آلت تناسلی مرد مربوط به یکی از ادیان قدیم به نام فالیک بوده که آلت تناسلی مرد رو می پرستیدن
البته آلان هم که نگاه کنید میتونید این مورد رو در آثاری از مذاهب دیگه هم ببینید که البته تغییراتی توش داده شه و بعضا تغییرات زیادی هست ولی بایه مقدار دقت میشه این مورد رو فهمید
موفق باشید

Posted by: ریتا at November 6, 2005 02:49 PM

در بلاگ نیوز لینک داده شد.

Posted by: بلاگ نیوز at November 6, 2005 02:14 PM

واي چقدر قشنگه اين بانکوک. عکس هات خيلي خوشگل بود پرستو جون. آدم هوس مي کنه بره ببينه.

Posted by: ترزا at November 6, 2005 12:30 PM

پرستو جون خواهشا همشو بزار خیلی جالبن واقعا :) خیلی زیاد . مرسی ...و راستی به سایت رسمی اولین مجله سینمایی فارسی زبان که تو کانادا منتشر میشه سر بزن . اینم آدرسش :http://www.frameweekly.com

Posted by: Mahya at November 6, 2005 11:41 AM

در مورد اين نكته كه گفته بودي دوست داري از سفرت لذت ببري تا اينكه همش عكاسي كني، بايد بگم كه من خودم معتقدم آدم هر سفري كه مي‌ره بايد با عكاسي و اين چيزا لذت ببره. چون وقتي برگردي عكسايي كه گرفتي مي‌تونه باعث بشي بيشتر خاطرات اون روزهايي رو كه تو سفر بودي و به خاطر بياري...
بهرحال عكساي خوبي بود و توضيحات جالبي. موفق باشي

Posted by: محسن at November 6, 2005 10:25 AM

عکس‌های جالبی بود

Posted by: هادی at November 6, 2005 10:15 AM

merci papar jan vaseh javabhat aksham kheili khoshkelan khosh bashee

Posted by: fatan at November 6, 2005 05:40 AM

واقعا ممنون خانم دوکوهکی. عکس‌ها و توضیحات بسیار عالی بودند و لذت‌بخش. واقعا وسوسه شدم که یک‌بار هم شده از نزدیک یک شهر بودائی را ببینم. حس فوق‌العاده‌ای با دیدن عکس‌ها پیدا کردم. و نکته بسیار عجیب و باورنکردنی برایم این بود که اصلا فکرش هم نمی‌کردم هنوز در دنیا پرستیدن سمبل‌های فالیک رواج داشته باشد(آن هم در یک شهر بودائی‌نشین که از تمدن به دور نیست).
تماشای آن مجسمه‌های سنگی که گفته‌اید تجسم حرکات یوگا هستند هم بسیار خیال‌انگیز بود.
و همین‌طور معماری جذاب معبد که یک‌جور ناخودآگاه مرا به یادمعماری باروک و گوتیک انداخت.
بسیار بسیار سپاسگزارم.
سرخوش باشید و پیروز.

Posted by: ساسان . م . ک . عاصی at November 6, 2005 12:21 AM

سلام پرستو خانوم
خوب عكسات كه توپند. البته دليلي نداره كه هر چيو كه ديدي برامون نشون بدي( كه البته نميشه چون زن نوشتي و رسالت خودتو داري)ولي بازم خوبه كه كوتا اومدي وگرنه به بلاي iftribun دچار ميشدي
اني وي
راستي داشتي درباره پست بهمن آقا فكر ميكردي. اگه به نتيجه رسيدي خوشحال ميشم مارا هم در جريان بزاري
تنكس الات

Posted by: ناز پسر قرن at November 5, 2005 11:17 PM

Post a comment





Remember Me?