«من مجازی جنسيتی» و باقی قضايا

اول خبر را بخوانيد و بعد چند نکته‌ی کوتاه.

ايسنا- نخستين دوره آموزشی مدرسه اسلامی هنر در قم افتتاح شد.

در مراسم افتتاحيه اين مدرسه، حجت‌الاسلام امير جوان آراسته، مدير مدرسه اسلامي هنر با بيان اينكه جو حوزه نسبت به هنر چندان مثبت نيست، گفت: به هر حال حوزه امروزه با يك‌سري مسائل كلان درگير است كه بايد ساز و كاري رديف كرد تا هنري كه مورد قبول شرع باشد هم معرفي شود.
وي با اشاره به وجود لغزش در عرصه هنر گفت: در نظر داريم تا كساني را گزينش كنيم كه دغدغه‌هاي ديني و قومي و شخصيت ثابتي داشته و توانايي برقراري ارتباط با مخاطب را دارا باشند.
او گفت: كار را با راه‌اندازي رشته‌هاي داستان‌نويسي و فيلم‌نامه‌نويسي و روزنامه‌نگاري شروع كرديم. علت اين امر، حساسيت‌زايي كمتر و شروع به‌كار راحت‌تر اين رشته‌ها بوده است.

در ادامه حجت‌الاسلام رشاد گفت: امروزه بشر مدرن از ابتلا به سيطره كميت عبور كرده و اضلاع حيات انسان از ساحات و سطوح مختلف دچار مشكلي به نام سيطره‌ي مجاز است.
او با اشاره به ايدئولوژي فمينيسم گفت: زن فمينيسم حقوق مردانه مي‌خواهد و حتا از زن بودن خود شرمسار است.
وي افزود: اين زن طالب حقوق انسانسي نيست، بلكه طالب حقوق مردانه است.
رشاد افزود: نهاد خانواده، امروزه بهاري شده است.
وي گفت: زن امروز دچار من مجازي جنسيتي شده است و جهان هم از اين تفكر حمايت مي‌كند.
او از من مجازي سياسي انتقاد كرد و گفت: دموكراسي در نزد اين افراد تصميم‌گيري احزاب به جاي فرد است.


1.
خوشحالم از اهميت دادن به هنر در مذهبی‌ترين نقطه‌ی کشور. از حرف‌های مدير مدرسه اسلامی هنر هم می‌شود فهميد مقاومت‌هايی برای تاسيس چنين مدرسه‌ای وجود داشته؛ هرچند می‌شود حدس زد آزادی هنرستان‌ها را نداشته باشد. البته مشخص نيست تعريف راه‌اندازندگان اين مدرسه از هنر چيست؛ فکر کنم اولين بار است روزنامه‌نگاری به عنوان هنر مطرح می‌شود.

2.
کار ايسنا ايراد دارد بابا جان! سخنران اولی معرفی شده، اما دومی نه. اولی خبر داده، دومی تحليل. مهم است خواننده بشناسد اين سخنران دوم را. علی‌اکبر رشاد، آن‌طور که از رزومه‌اش برمی‌آيد، پژوهشگری دنياديده است. مؤسس و رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی هم هست. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است و...

3.
از صجت‌های آقای رشاد نفهميدم چه بر سر اضلاع حيات من –به عنوان يک انسان مدرن- آمده، اما جلوتر که می‌روم، بحث شيرين فمينيسم باز می‌شود. او فمينيسم را ايدئولوژی فرض کرده و گفته است زن فمينيست –و نه آن‌طور که در خبر ايسنا آمده «فمينيسم»- حقوق مردانه می‌خواهد و حتی از زن بودن خود شرمسار است.
نمی‌دانم چرا دلم خواست همين‌جوری بنشينم درباره‌ی لغتی مثل «اجتهاد» همين‌طوری فکر کنم، بعد نتيجه بگيرم و بعدترش بروم افکارم را يا جايی چاپ کنم يا برای جمعی بگويم. از پژوهشگر دنياديده‌ای که مقام‌های فرهنگی هم در کشور دارد، انتظار بيشتری دارم. حقم است انتظار بيشتری داشته باشم.

4.
گفته شده نهاد خانواده بهاری شده است. اين استعاره است؟ تشبيه است؟ يا شايد ايهام؟ کدام صنعت ادبی؟ راستی معنی‌اش چه می‌شود؟

5.
اعصاب ندارم نکته‌های ديگر را بگويم. شرمنده.



November 13, 2005 06:54 PM


Comments


نه! با کس‌ای رودربایستی ندارم. رودربایستی از ترس می‌آید دیگر، نه؟ نه! من از کس‌ای نمی‌ترسم ولی دل‌ام هم نمی‌آید انسانی را ناراحت کنم. موقعی که این کامنت را می‌نوشتم هم شخص خاص‌ای مورد نظرم نبود. پنج شش نفری البته آن وسط‌ها به یادم آمدند اما فقط به این دلیل که گاهی وبلاگ آن‌ها را می‌خوانم.
ببین! مشکل من شیوه‌ی تحقیق و روش‌ای است که به اسم علم و منطق قالب می‌کنند. من نسبت به هیچ‌چیزی حساسیت نداشته باشم، نسبت به این یکی شدیدا حساس‌ام.
تا وقت‌ای کس‌ای نظری داشته باشد من بر این باورم که نظرش قابل احترام است و او حق دارد نظرش را بیان کند (البته به شرطی که دم گوش من نظرش را نگوید). اما وقتی آمد و گفت نظر من درست است و نظر دیگری غلط و به همین دلیل نظرم لازم‌الجرا است باید از او دلیل بخواهیم. در این بحث‌هایی که من تا به حال در وبلاگستان دیده‌ام -با عرض شرمندگی- کم‌تر به شیوه‌ی علمی یا فلسفی برخورد کرده‌ام. شیوه‌های شبه‌علمی‌(یا شبه‌فلسفی) البته وجود دارند. اما حتی آن‌ها هم نایاب‌اند. در این‌جا تنها فرضیه‌ای را بیان کردم. اثبات‌اش نیاز به این دارد که نشان دهم در فلان تعداد نمونه‌ای که از وبلاگستان می‌گیرم چه تعدادش چگونه بحث کرده‌اند (پس خود من هم در این کامنت یک روش علمی‌ی را کامل پی‌گیری نکرده‌ام). متاسفانه این‌کار وقت‌گیر است و در حال حاضر به نظرم اولویت بالایی ندارد. فعلا نباید جلوی جریان‌های ضعیف را با نقد جدی گرفت. شاید اگر زمان‌ای مایل بودی، بحث‌ای در این مورد بکنیم.

Posted by: سولوژن at November 15, 2005 02:30 PM

بـبـخـشـید، کـامـنـت قـبلـی مـال مـن بـود ولـی فـرامـوش کـردم مـشـخصاتـم رو بـنـویـسـم

Posted by: کیانوش at November 15, 2005 02:00 PM

هـا هـا هـا... مـعـنی ایـن جــمـله حـضرت آقـا کـه فـرمـودن "اين زن طالب حقوق انسانسي نيست، بلكه طالب حقوق مردانه است." خــدای نـکرده ایـن اسـت که مــرد مـســلـمان انــســـان نـیـســت؟؟؟؟

Posted by: Anonymous at November 15, 2005 01:58 PM

Hi again
To comment on last poseted comment
I would like to add , Feminsim
does need an academic framwork , I can be a housewife but still be a feminsit
!!!

Posted by: Mehrak at November 15, 2005 01:54 PM

در ادامه‌ی نظر پیشین‌ام و پاسخ آن:
بله! من موافق روش‌ای هستم که پیش‌نهاد می‌کنی. اما راست‌اش را بخواهی این روش‌شناسی را فمینیست‌های وبلاگستان نیز رعایت نمی‌کنند. تفاوت فقط در سوی نظر است و نه شیوه‌ی بحث یا علمی یا غیرعلمی بودن بحث‌ها. هر دو طرف به یک میزان جملات غیرعلمی به یک‌دیگر شلیک می‌کنند. می‌توانی بیش از یک وبلاگ فمینیستی به من نشان بدهی که بیش از ۵۰ درصد مطالب مربوط به فمینیسم‌اش علمی باشد؟
در دنیای خارج البته فمنیست‌های مطلع‌ای دیده‌ام: چند استاد دانش‌گاه و ... . اما راست‌اش را بخواهی آتش آن‌ها هیچ‌وقت این‌قدر داغ و سوزنده نبوده است.

در ضمن ممنون از تبریک‌ات! (:

پرستو:
با كسي رودربايستي داري سولوژن؟ رك بگو منظورت كدام وبلاگ، كدام مطلب و كدام فمينيست بلاگري است لطفن.

Posted by: سولوژن at November 15, 2005 10:08 AM

First please accept my apology for not being able to write in Persian due to some technical problems,I hope this will be fixed by the end of this month

He called feminism an ideology !? good for him because some do argue that feminism is an ideology. Of course not in a way that he described it :"Feminism is a common sense ideology that welcomes and recognizes the unique experiences of all people. Rooted in practicality and wisdom, feminist theory offers a refreshing framework for understanding our lives and world. Far from the manipulated, demonized picture painted by the mass media, feminism is an optimistic alternative to the divisive patriarchal culture we live in. Feminists take a holistic view of the world, recognize our differences, and deconstruct erroneous myths about human nature. With a hopeful vision for the future, feminism is an ideology rich with dialogue and debate, freedom of thought and expression and full of open-hearted recognition for the multitude of human experiences"

And by the way it seems our buddy has forgotten the story of climate changing in the world
!!!

Posted by: Anonymous at November 15, 2005 08:41 AM

اما خودمونیم ایده خوبی است ها! فکر کن خانواده بهاری در هوای پاییزی کلی فاز می ده !!به ما هم سر بزن دختر جان.

Posted by: فهیمه at November 14, 2005 11:05 PM

راستش من هيچي از مطالب اين آقا كه لينك داده بودي نفهميدم اين مطلبش كه يا عنوان "علل ظهور سكولاريزم در غرب " در وب سايتش قرار داره ديگه آخرشه!!

Posted by: zahra at November 14, 2005 02:56 PM

ببينيد راستي شوما اگه از امكانات مووبل تايپ زياد استفاده كنيد ميسوزه هاااااااااااا ... حالا از ما گفتن

Posted by: دكتر عباس پارتيزان كارشناش آي تي at November 14, 2005 12:59 PM

بببين آبجي خانوم اون صنعتي كه پرسيدي اسمش صنعت ابهام هست و الان حدودا چند هزار ساله كه سيستم افكار و ادبيات بشر رو قاطي پاتي كرده ... گرفتي چي شد ؟ البته احتمالا گرفتنش واسه شوما يه نمه سخت باشه ولي شوما دست از تلاش وكوشش بر ندار

Posted by: دكتر عباس پارتيزان كارشناس ادبيات at November 14, 2005 12:56 PM

تریبون فمینیستی ایران به مطلب شما لینک داد.

Posted by: تریبون فمینیستی at November 14, 2005 12:01 PM

پژوهشگر دنيا ديده که اين باشد .. واي به حال بقيه ... واي به حال من...! واي به حال زن... !

Posted by: sara at November 14, 2005 11:26 AM

نمی دانم. شاید من خیلی بی رگ شده ام. یا بی تفاوت. و یا فقط خسته. اما حرفهای اینها جز پوزخند چیزی برایم ندارد. حتی عصبانیم نمی کند. از اینها چه انتظار دیگری باید داشت؟ نه... انقدرها نمی ارزند که اعصاب نداشته باشی. حکومتی و تفکری که بر اساس نفی انسان بودن زن بنا شده را چه باید کرد؟ تفکری که زیر هزار نقاب دانش و پژوهش و سواد هم که پنهانش کنی، جایی نقاب را پاره می کند و...

Posted by: azin at November 14, 2005 12:44 AM

۱-صنعت استعاره است به گمان‌ام: نهاد خانواده چون آب و هوای متغیر بهاری لرزان و ناپایدار شده است.
۲-یک سوال: اگر کس‌ای اعتقاد داشته باشد فمینیسم ایده‌ی درستی نیست و اعتقاد داشته باشد ضرر دارد باید به چه صورت حرف‌اش را بیان کند؟ (نمی‌گویم من چنین باوری دارم یا ندارم)

پرستو:
عاقلانه اش این است به نظرم که بی نظر درباره مسائل مختلف کسب علم کنیم! اما تازه اگر اول تصمیم می گیریم مخالفت کنیم، باز هم بايد درباره آن موضوع بخوانیم و بدانیم. همین جوری روی هوا می شود مخالفت کرد؟
کدام زن فمينيست از زن بودن خودش شرمسار است؟ ماجرا درست برعکس این چیزی است که این آقا گفته.

Posted by: سولوژن at November 14, 2005 12:27 AM

به نام خداوندگار مهر
سلام:
پرستوی عزیز آنقدر دیگرگون شد اوضاع و احوالم از مطالب نغز ایشان که مپرس!من هم ساعاتی قبل از تو فقط دلم خواست سخنان ناب این جناب را بگذارم برای دیدن جماعت تا بدانند با چه نوابغی سرو کار دارند در مملکت مهرورزانه مان!

Posted by: مانامهر at November 13, 2005 07:48 PM

Post a comment





Remember Me?