دليل‌هايی برای جمع شدن

از ظهر تا حالا جز با کسانی که موافق تجمع اعتراضی صنفی بودند، با مخالفان تلفنی و رودررو حرف زده‌ام. کسی ايده‌ی بهتری نداشت (يا نداد) و من همچنان فکر می‌کنم بايد دور هم جمع شويم.

قول جا را گرفته‌ام از انجمن صنفی و زمانش هم ظهر روز شنبه است؛ 12 ظهر. از همه‌ی روزنامه‌نگاران، خبرنگاران، عکاسان و بقيه‌ی کسانی که به نحوی در مسائل صنفی روزنامه‌نگاران در اين حادثه شريک هستند، مثل مستندسازانی که داود مراديان به آن‌ها اشاره کرده، اهالی صدا و سيما و خانواده‌های همکاران از دست‌رفته‌مان دعوت می‌کنيم به جمع ما بيايند.
نشانی: تهران، بلوار کشاورز، (از شرق به غرب، بعد از فلسطين) خيابان شهيد کبکانيان، کوچه هفتم، پلاک 87

ولی دوست دارم چند کلمه هم بنويسم که چرا اين تجمع لازم است؛ گرچه آسيه عزيز خوب و کامل توضيح داده و پيشنهاد می‌کنم نوشته‌اش را بخوانيد.

اول از همه صنفی نگاه کردن ماجراست. گروهی در اين حادثه جان داده‌اند که متعلق به صنفی واحد بوده‌اند. اين امکان برای ما وجود دارد که هم با جمع شدنمان خانواده‌های همکاران قربانی را تسلی دهيم هم خواهان احقاق حقوق هم‌صنفی‌هايمان –و به تبع ديگر قربانيان حادثه- شويم.

دوم اعتراض دوجانبه هم به مسئولان که چطور با وجود نقص فنی دستور پرواز هواپيما صادر شده و هم به صاحبان رسانه‌ها که چطور پيش از مطمئن شدن از امنيت سفر، خبرنگارانشان را برای کار خبری می‌فرستند.

سوم اعتراض به نحوه‌ی برخورد مسئولان با چنين حادثه‌ای. اين‌که چرا هيچ‌کس معذرت‌خواهی نمی‌کند؟ چرا همه وانمود می‌کنند که خبرنگاران خود به سوی مرگ رفته‌اند؟

چهارم خواستار پی‌گيری حق و حقوق بازماندگان شويم. دوستی می‌گفت که خانواده‌های قربانيان حادثه‌ی هوايی شهرکرد همچنان پی‌گير هستند و به نتيجه نرسيده‌اند –تازه مسافران آن هواپيما بليت داشته‌اند، نه مثل اين هواپيما که معلوم نيست...-

پنجم و ششم و هفتم...
دليل‌هايم پراکنده هستند، چون ذهنم متمرکز نيست. اما به هر حال برای اين‌گونه اعتراض‌ها جمع می‌شويم و می‌خواهيم از شما هم که بياييد.

ادامه:
خبر برگزاری تجمع در روزنامه شرق (ستون سمت چپ)
هندوانه به جای عذرخواهی
چشمتان آب می خورد؟
عملیات استشهادی



December 8, 2005 01:05 AM


Trackback Pings


TrackBack URL for this entry:
http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-tb.cgi/390

Comments


پرستو خانم اگر هم تجمع صنفی علم می کنید اعتراض صنفی نکنید آن سرنشینان هواپیما و خدمه پرواز و ساکنان بلوک52 قبل از هر چیز انسان بوده اند و مظلوم تر از همه همین ساکنان ساختمان 52 بودند و بعد دیگران هرکس از هر کجا عزیزی بوده است برای عزیزانش وانسانی و هم وطنی برای ما ایرانیان و همنوعی برای همه انسانهاشمارابخدا صنفی نگاه نکنید و همه جا جار بزنید که اینها شهید نیستند اینها قربانیان جهالت و بی ارزش شمردن جان ها هستند اینها قربانی شدند شهید نشدند این کلمه شهید عجب ابزاری شده در دست حکومتیان آن همه انسان ذغال وخاکستر شده قربانی شدند قربانی.

Posted by: فرهاد at December 10, 2005 10:26 PM

اين رو ببين ... معاون شهيد روابط عمومي ارتش : هواپيما نقص فني دارد

http://www.entekhab.ir/display/?ID=10507&page=1

Posted by: lahak at December 10, 2005 09:51 AM

سلام...ببخشید من فکر می کنم که پرداختن به این مساله که مثلا چرا صاحبان رسانه‌ها پيش از مطمئن شدن از امنيت سفر، خبرنگارانشان را برای کار خبری می‌فرستند.یا این موضوع که چرا با وجود اطلاع از نقص فنی اجازه ی پرواز داده شده ، البته موضوع بسیار مهمی است اما نوعی نگاه موضعی،مقطعی و موضوعی نیست؟/اینکه پاسخ بشنویم که بسیار خب از این به بعد دیگر از امنیت سفر مطلع می شویم و بعد خبرنگار می فرستیم.یا از این به بعد درباره ی نقص فنی بیشتر سخت گیری می کنیم و...واقعا چقدر تضمین کننده ی آینده است؟...واقعا راههای هوایی داخلی ایران هرگز آن استاندارد ایمنی را ندارند.آنهم به علت اینکه ایران تحریم است و نمی تواند هواپیمای تازه بخرد.حالا واقعا چه فرقی می کند که سرنشینان این هواپیماهایی که دچار سانحه می شوند آدم های معمولی اند که با مسوولیت خودشان بلیط خریده و سوار هواپیما شده اند یا خبرنگارانی هستند که بی بلیط برای تهیه خبر سوار چنین هواپیمایی شده اند؟/واقعا فرق می کند آدمی برای تفریح سوار هواپیما بشود یا برای کار؟مهم این است که بیشتر هواپیماهای داخلی ما از استاندارد ایمنی کافی برخوردار نیستند.شما که خودتان روزنامه نگارید کاش پایه ی این جور سوانح را بکل نادیده نگیرید.اینجور موضعی برخورد کردن فقط درحد یک اعتراض به یک سانحه باقی می ماند.(واقعا جواب این سوالهایی که شما مطرح کردید با خیلی از توجیهات معمول مسوولان قابل ماستمالی نیست؟ کاش یک اشاره هایی هم به پایه های اتفاقات بکنید.

Posted by: نقطه الف at December 9, 2005 04:04 PM

باید تونست هر نظری رو انعکاس داد نه ؟
نه ؟ نه .
چه فرقی میکنه اونا باشن یا شما
در هر صورت خداوند پایدارتان کناد .

Posted by: لاله at December 9, 2005 03:50 AM

دوستان عزیز پیغام گذار
اینکه خبرنگاران مشکل شان را به طور صنفی پی گیر بشن هیچ مغایرتی با اینکه نظامیان نیروی هوایی هم مشکلشان را پی گیری کنند نداره.اینکه خلبانها بیایند خواسته خودشان را به وطر صنفی پی گیری کنن هیچ مغایرتی با پی گیری صنف خبرنگاران نداره.یا پی گیری اهالی شهرک توحید هیچ مغایرتی با پی گیری دیگر گروهها نداره.
جامعه مدنی متشکل از گروههای متفاوت با منافع متفاوت هست.چرا فکر میکنیم فقط باید یک صدا در جامعه باشد؟!
دفاع به صورت توده ای غیر متشکل به هیچ جا نمی رسه.خواسته مدنی باید که مشخص و دارای صاحب نفعی معین باشه تا جواب بده.
من فکر می کنم اینکه صداها و گروههای مختلفی تقاضای مشترکی را مطرح کنند خیلی موثرتر از وجود یکصدا هست.

Posted by: نی لبک at December 8, 2005 03:16 PM

خانوم دو کوهی چه کار قشنگی می کنید امیدوارم موفق باشید
خیلی وقت بود سر نزده بودم چه خوب که کامنتها را باز گذاشته اید
بنده خیلی وقته به شما لینک داده ام چقدر خوشحال می شم شما هم لینک بدهید هر چند که تو این شرایط چه در خواستی هست که می کنم؟
بهرحال اگر کاری از دست ما بر می آید در این رابطه بفرمایید کوتاهی نخواهیم کرد.

Posted by: محمد at December 8, 2005 03:07 PM

در این تجمع شرکت می کنیم تا واژه جنایت را در کنار واژه شهادت از دست رفتگان بنشانیم. به ایستگاه سر بزنید.

Posted by: رضا ولی زاده at December 8, 2005 03:07 PM

اما یک سوالی هست.
اگر حکومت ِ مثلن مستبد و نا لایق نبود، اگر مثلن دیکتاتوری نبود و فاجعه ای نبود شما چه کار می کردید؟
چون گویا شما در همین اعتراض های گاه به گاه معنی پیدا می کنید.
فکر می کنم اگر زمانی حکومت مستبد و احمقی نباشد، اگر زمانی فاجعه هایی از این دست نباشد امثال شما مجبور به خودکشی دسته جمعی بشوید از سر بی مصرف ماندن.
البته کسی چه می داند. شاید در آن روز هم * دور هم جمع بشوید * تا به نبود دیکتاتور و حکومت مستبد و فاجعه * اعتراض * کنید.
چیزی که فعلن هست اما بد جوری شما و حکومت دارید با هم حال می کنید.
آن ها تجاوز می کنند و شما اعتراض می کنید.هم دیگر را کامل می کنید.
دمتان گرم! ای چه گوارا ها، ای معترض ها، ای پیش رو ها، ای مبارز ها، ای اعتراض کن ها ، ای فعالان حقوق بشر، ای آزادی خواهان،ای.............

Posted by: hamed at December 8, 2005 02:45 PM

حداقل کاری است که می توانیم انجام بدهیم...شرکت می کنم و لینک دادم...

Posted by: بی بی گل at December 8, 2005 02:13 PM

تبریک می گویم. به نظر می رسد کارها خوب پیش می روند:-)

Posted by: عرش at December 8, 2005 01:55 PM

بیایید یه اعتراض بلاگی هم داشته باشیم !
تعدادمون که زیاده !
و همه هم یه جور ژورنالیست ........

Posted by: جاوید at December 8, 2005 01:49 PM

ظهر سه شنبه خبر داغ بود ، گداخته بود ، نحس بود و سیاه بود.سیاه مثل لوگوی روزنامه های چهارشنبه. شصت و نه خبرنگار در پرواز ابدی هواپیمای هرکولس C-130 جان باختند. این فقط صورت خبر بود. برای خیلی ها آنها فقط خبرنگار بودند،اما برای خبرنگاران آنها علیرضا برادران بودند،محمد حسن قریب بودند،مجید عسگری بودند،رسول کاظم نژاد بودند،محمد کربلایی بودند و شصت و نه همکار بودند،شصت و نه دوست بودند و شصت و نه «ما» بودند.فاجعه را به شما هم تسلیت می گویم

Posted by: رهام at December 8, 2005 12:47 PM

یک بار دیگه هم میایم و اعتراض می کنیم.پرستو ولی میدونی که گوشی نیست که ضجه های دردناک ما رو بشنوه.

Posted by: راحله at December 8, 2005 12:19 PM

موافقم!اما...
می گویند آنها شهیدند شهید راه عشق.یکی عشق به دوربینش,یکی عشق به کاغذ هایش و یکی... چه می دانم.تنها به نظرم مضحک است این فیلم های مملکتی.
تو هم می دانی که با پرداخت 30 میلیون تومان مثلا (دیه) به هر خانواده نه کسی زنده می شود,نه دلی آرام می شود و نه مملکتی آباد.

Posted by: haleh at December 8, 2005 12:13 PM

من نمی دونم چرا هیچ کس حرفی از بقیه آدمایی که کشته شدند نمی زنه؟ از خلبان و خدمه هواپیما ،از مردمی که در خانه هایشان جان دادند...
صنفی نگاه کردن به موضوع!آیا اقتضای شغل خبرنگاری این است؟

پرستو:
حتمن توی تحصن از بقیه هم حرف زده می شه. اما برای برگزاری یه جلسه اعتراضی لازمه که یه محمل صنفی باشه. ضمن اینکه روزنامه ها رو بخونین. درباره همه نوشته می شه توی روزنامه ها.

Posted by: تنهایی پر هیاهو at December 8, 2005 11:35 AM

نتيجه؟

Posted by: sadeq at December 8, 2005 11:09 AM

mishe adrese anjoman senfi ham benevisi,ta ma ham betoonim biam,merci.

Posted by: alireza at December 8, 2005 11:04 AM

آره پرستو جان بايد اعتراض كنيم. اين كمترين كاريه كه از ما برمي‌ايد.

Posted by: صورتك at December 8, 2005 10:44 AM

من هم هستم!

Posted by: بهار at December 8, 2005 10:27 AM

صنفی نگاه کردن به ماجرا خیانت به بقیه ی مردم ایرانه. علی الخصوص نیروهای ارتشی که طبق اطلاعات یک وبلاگ تا به حال در این چند سال سه چهار تا سقوط داشته اند و از همین "صنف" شما خبری درز نکرده. خواهش می کنم کمی به وجدان خودتون رجوع کنید. صنفی نگاه کردن به ماجرا یک کار خیلی حقیر و محقری است. متاسفم که افراد رو برای این منظور جمع کرده اید. متاسفم.

Posted by: میلاد at December 8, 2005 10:14 AM

سلام.حوصله دات کام شد.www.hosele.com/نوید آقایی

Posted by: نوید آقایی at December 8, 2005 10:07 AM

To me it seems impossible that a c-130 hit a 10 story building with a full tank and the building still stand... WHERE IS THE "CRASHED"PLANE?
nothing is shown in the news photos! btw, they say that it hit the 3rd floor of the building, THAT'S IMPOSSIBLE!

is there anyone who knows more?

پرستو:
غيرممکن نيست. بال هواپیما هنگام فرود خورده به طبقه سوم ساختمان.

Posted by: me at December 8, 2005 09:40 AM

اگر کاری از دست من بر می‌آد در اختیارت هستم پرستو جان.

Posted by: هاله at December 8, 2005 06:42 AM

واي از دست پرستو خانم كه شده ليدر!!!
توي خونه نشسته داره رهبري جنبش اعتراض ميكنه!عجب
خانمي كوچولو!يه عده خانواده عزادار شدند و يه عده جان باختن تا تو و امثالهم دنبال جوايز بعدي دست و پا بزنيد؟ عزيزم! مغرورانه(البته بااقتدارخيلي فرق داره )... ابتداي مطلبت خيلي عامرانه شروع كردي و گفتي :((... و من همچنان فکر می‌کنم بايد دور هم جمع شويم.))
اين ((من))رو تشريح و آناليز بفرماييد!
مطبوعات ما گنده تر از تو نداره؟

Posted by: ميترا at December 8, 2005 05:05 AM

در ضمن شنیدم که خلبان با تلاش فراوان توانسته هواپیما را از زمان خاموش شدن موتور هواپیما تا هنگام برخورد با تلاش فراوان کنترل کند یعنی دقیقا از هشت دقیقه بعد از تی ک آف کردن بر روی باند تا زمان برخورد و اگر بد شانسی نبود شاید در فرودگاه به زمین برخورد می کرد. چرا کسی یادی از تیم پرواز نمی کند؟ با تمام تلاشی که برای نجات جان مسافرین کردند و حدود هشت دقیقه بدون موتور پرواز کردن حتی اسم این خلبان در هیچ جا به گوش من نخورد؟!! بچه های ایسنا که در غم دو عزیزشان تقریبا تمام پست های خبری را به عرض تسلیت و عکاسی از مراسم گذراندند تلوزیون و رادیو هم که فقط گریه میکنند که ما تعداد بیشتری عزیز از دست داده ایم!!! بقیه هم به همین منوال. پس تکلیف تیم پرواز و آن همه بیگناه که در ساختمان بودند چیست؟ پرستو جان شما اسم خلبان را می دانی؟ نام کمک خلبان را چی؟ احتمالا دیگر نام مهندس پرواز را باید بدانی البته اگر در این پرواز مهندسی در کار بوده باشد؟ از تعداد دقیق افرادی که از داخل ساختمان جان باختند خبر داری؟ تکلیف آنها چیست؟ آنها که دیگر به مانور نمی رفتند که شهید حساب شوند. آیا بیمه به آنها هم تعلق می گیرد؟ ولی خبر دارم که تنها سرنشینان هواپیما بیمه بودند حتی خود هواپیما هم بیمه نبوده؟ امان از این یک طرفه رفتن ما ایرانی ها.

Posted by: عرش at December 8, 2005 03:49 AM

سلام این دلیلتون که فکر میکنند خبرنگاران خود به استقبال مرگ رفتند کمی غیر منطقی و تقریبا ناحق است چون کسی چنین فکر نمیکنه
باور کنید همه داغدیده و گریانند و باور کنید از حکایت اجل معلق که بگذریم این میمونه که این فقط خداست که هر چی بخاد اون میشه .. هر جند که این از گناه کسانی که خلبان را علارغم تمایل به پرواز وادار کردن کم نمیکنه .

پرستو:
مسئولان در مصاحبه ها اين جمله رو می گن. وگرنه من هم مثل شما معترضم.

Posted by: لاله at December 8, 2005 03:04 AM

خانم دوکوهی عزیز ضمن اینکه موافقم و در پست اصلی هم نظر موافقم را اعلام کردم اما یک مورد وجود دارد که از عصر ذهنم را مشغول کرده و آن این که جواب این اعتراض از هم اکنون در ذهن آقایان و آقا زادگان حاضر است و آن جمله زیبا و رفع مسئولیت کننده ی: "در حال برسی شدن می باشد" است. به گمان من قبل از اقدام به این تجمع بهتر است برای حرکت های بعدی در قبال اینگونه پاسخ ها هم چاره ای بیندیشیم. مگر اینکه هدف از این تجمع فقط و فقط رساندن صدای اعتراض به گوش مسئولین باشد و بس...

پرستو:
بله. حتما بايد پی گيری کنيم.

Posted by: عرش at December 8, 2005 02:58 AM

یک راه بسیار خوبی هست برای اینکه حقوقی که دائم پایمال می شوند را بشناسانیم. همه جوره حمایت می کنیم.

Posted by: سینا at December 8, 2005 02:45 AM

if I was there I would have joined good luck my prayers are with you

Posted by: fatan at December 8, 2005 02:10 AM

به محکم بودنت حسودیم می شه1-
2- کاش تهران بودم و هم صدات می شدم
3- هم شکل حاثه هم نوع حادثه و هم تولید هنجاری که کرده می تونه دلیل محکمی باشه برای دل گرمیت
4- سعی کن افکارت رو متمرکز کنی چون واقعن معلومه خیلی پریشونی
5- دهن به دهن خیلی ها که خودت بهتر می دونی منظورم کیاست نشو
6- با همونایی که رفتی استادیوم آزادی این تجمع رو براپا کنی کافیه! چون می دونم تأثیرش حداقل اینجا زیاد می شه.
7،8،9... واقعن می تونی

Posted by: محمد at December 8, 2005 02:02 AM

باهات موافقم ولی ای کاش کسی هم بود که به خاطر مردمی که توی خونه هاشون بودن و این بلا به سرشون نازل شد هم کاری بکنه.

پرستو:
می دونی از مشکلات ما يکی هم اینه حقوقمون رو نمی شناسیم. هیچ کدوم از خانواده های قربانيان، همونايی که می گی نشسته بودن توی خونه، نمی دونن باید شکایت کنن. باید پی گیری کنن.

Posted by: shahrzad at December 8, 2005 01:44 AM

Post a comment





Remember Me?