آن‌چه گذشت

جمع شدنِ خوبی بود به نظرم. جز اين‌که حضور صميمانه‌ای بود و تريبون آزاد و حرف‌هايی که دوستان داشتند و گفتند، جز شکايت‌هاو اعتراض‌ها، خوشحالم که استادهای روزنامه‌نگاری آمدند در جمع‌مان و همراه شدند با عکاسان و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران. اين‌طوری می‌شود اميد داشت چيزی از اين جمع شدن حاصل شود.
بيانيه‌ای را -که در ادامه‌ی مطلب متنش را می‌آورم- حدود 150 نفر که در محل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران حاضر شده بودند، امضا کردند که می‌تواند پايه‌ای باشد برای حرکت‌های بعدی و پی‌گيری حق‌وحقوق.

حضور پدر روزنامه‌نگاری نوين ايران، کاظم معتمدنژاد، خيلی دل‌گرم‌کننده بود. اين بار، به قول ليلا، کسانی هم که پيش‌تر تدوين «میثاق اصول اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری» وتلاش‌های مشابه را جدی نمی‌گرفتند، به اهميت وجود چنين اسنادی اعتراف می‌کردند. دکتر معتمدنژاد از بی‌پناهی خبرنگاران گفت و از لزوم وجود قوانين صنفی. او گفت که بايد روزنامه‌نگاران، عکاسان و خبرنگاران کنار دانشگاهيان روزنامه‌نگاری و ارتباطات قرار بگيرند و دست‌به‌دست هم اين قوانين را تدوين کنند. دکتر معتمدنژاد در آخر سخنرانی کوتاهش از اين گفت که مسئوليت روزنامه‌نگار، جز اطلاع‌رسانی، نظارت بر جامعه است.
کامبيز نوروزی، حقوقدان، هم بر تدوين پروتکل استانداردهای حرفه‌ای تاکيد کرد و گفت تا وقتی چنين چيزی موجود نباشد، نمی‌توان انتظار بيشتری داشت. او گفت که روزنامه‌نگاران ايران فقر قوانين دارند.

حسين قندی هم آمد به جمعمان و حرف زد؛ هرچند کوتاه. او گفت که بايد هوای خانواده‌های همکاران از دست‌رفته‌مان را داشته باشيم.
فريدون عموزاده‌خليلی هم با همان طبع ادبی خوبی که دارد و دوست دارم، شعری خواند از شاعری مکزيکی که خب طبيعی‌ست از شعر چيزی يادم نمانده.
شمس‌الواعظين هم صحبت کرد و از روزنامه‌نگاران خواست انجمن را بيشتر تحويل بگيرند.
گفتنی‌ها زياد است: نوشته‌ی پراحساس آسيه؛ حرف‌های ساتيار امامی با آن چشمان اشک‌بار وحال نزار، گلايه‌های يلدا، پيشنهادهای محسن احمدی، گفته‌های دبير انجمن عکاسان مطبوعات، ضدجنگ‌گفته‌های ليلی فرهادپور، نگرانی‌های آرش و حرف‌هايی که وقت نشد و ماند.
از ديگرانی که در جمع آمده بودند، شناختم‌شان و حرف نزدند، زهدی بود، عبدی، تاج‌زاده، مزروعی، بسته‌نگار و لطف‌الله ميثمی که با دسته‌گل آمد به جمع‌مان.
عکس هم هست. چندتايی را خودم گرفتم و چندتايی را بهمن، وقتی که داشتم از استرس می‌مردم. سردردم بهتر شود، می‌گذارم روی وبلاگ.

در همين زمينه:
گزارش ايلنا - که از بقيه خبرگزاری ها کامل تر است
گزارش ايرنا
گزارش ايسنا
گزارش فارس
گزارش تصويری خبرگزاری ميراث فرهنگی
گزارش تصويری ايلنا 1 و 2
گزارش تصويری فارس
روايت مهران افشارنادری - عکاس
روايت احسان ابطحی
روايت مريم حسين خواه
روايت محبوبه حسين زاده
روايت راحله ميرخانی
روايت آزاده عصاران در سرمايه
روايت خبرنگار شرق - با اين توضيح اضافه که بيانيه را انجمن صنفی صادر نکرده بود. برنامه انجمن روز دوشنبه است در حسينيه ارشاد.
روايت خبرنگار شرق آن لاين - که دقيق تر از گزارش چاپ شده است.
روايت ندا دهقانی در راوی
روايت بهار عزيز
روايت آزاده عصاران - اين بار در وبلاگش
بيانيه در شرق - بعد از آن اشتباه که در گزارش روز يکشنبه وجود داشت، توضيح فرستاديم به روزنامه شرق همراه با امضاها که حالا از 350 هم گذشته است. اما بدون اشاره به تعداد امضاکنندگان و آوردن توضيح، فقط دوباره بيانيه را چاپ کرده اند.

بيانيه جمعي از روزنامه‌‏نگاران، خبرنگاران و عکاسان به مناسبت حادثه سقوط هواپيماي c-130

حادثه سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران ايران را عزادار كرد و اندوه سنگيني بر جانمان نهاد. براي ما كه بدن‌‏هاي سوخته همكارانمان را روايت كرديم، سنگيني اين فاجعه را تاب آوردن دشوار است، چون دوستان و همكاران ما در حالي ميان آتش سوختند كه اجتناب از اين حادثه امكان‌‏پذير بود. اين حادثه زنگ خطري است كه بار ديگر به صدا در آمد تا از آن درس گيريم و از تكرارش پيشگيري كنيم.
ما امضاكنندگان بيانيه زير ضمن گرامي‌داشت ياد و خاطره همكاران عزيزمان و ديگر قربانيان اين فاجعه دلخراش و آرزوي صبر و بردباري براي خانواده‌‏هاي داغديده، مصرانه مي‌‏خواهيم:

1.
رسيدگي به پرونده اين حادثه فراموش نشود و از آن جا كه خبرها حاكي از نقص فني در هواپيما بود، پيگيري موضوع تا حصول به نتيجه نهايي و روشن شدن همه ابعاد آن ادامه يابد.
2.
مقررات بين‌‏المللي در برخورد با بازماندگان حادثه كاملا رعايت شود. ذكر اين نكته از آن رو ضروري است كه در چنين پروازهايي‌‏ روند معمول هواپيمايي كشوري انجام نمي‌‏شود و بيم آن مي‌‏رود كه در برخورد با بازماندگان حادثه، پرداخت غرامت و موارد مشابه، قوانين و مقررات بين‌‏المللي مورد توجه قرار نگيرد.
3.
مراجع مسوول، مسووليت اين حادثه را بپذيرند و به صورت رسمي عذرخواهي كنند. اين در حالي است كه تاكنون و پس از گذشت چندين روز از اين حادثه هنوز هيچ مرجعي پاسخگو نبوده است. هر چند عذرخواهي از رنج و اندوه بازماندگان كم نمي‌‏كند و باعث التيام مردم داغديده نمي‌‏شود اما اميدواريم حس مسووليت‌‏پذيري بتواند از تكرار چنين حوادثي جلوگيري نمايد.
4.
سند استاندارد ايمني حرفه‌‏اي براي خبرنگاران و عكاسان توسط نهادهاي صنفي و آموزشي تدوين شود. اين حادثه بار ديگر نشان داد مديران رسانه‌‏ها و نهادهايي كه با دعوت از خبرنگاران براي برآوردن نيازهاي اطلاع‌‏رساني خود اقدام مي‌‏كنند، حداقل امكانات و تمهيدات لازم را براي ايمني خبرنگاران و عكاسان در نظر نمي‌‏گيرند. از سوي ديگر نهادهاي مسوول و مديران رسانه‌‏ها نيز مي‌‏خواهيم بدون در نظر گرفتن استانداردهاي لازم از اعزام خبرنگاران و عكاسان به ماموريت‌‏هاي كاري خودداري كنند.

در پايان بار ديگر ضمن يادآوري مسووليت حرفه‌‏اي خودمان در پيگيري اين پرونده تا رسيدن به نقطه مطلوب از همه كساني كه كوچكترين مسووليتي در برابر اين فاجعه احساس مي‌‏كنند مي‌‏خواهيم آگاهانه به مسووليت مدني و انساني خود عمل كنند.



December 11, 2005 12:11 AM


Comments


سلام!!! خسته نباشی !!!!!!! مراسم فوق العاده ای بود . اما یک گلایه مراسمی که فکر می کنم تنها در سطح وبلاگ ها مطرح شد (هیچ روزنامه ای تا اونجاکه من می دونم خبرش را کار نکرده بود) بهتر نبود اسمی یادی چیزی از وبلاگ نویس ها می آمد؟ این را هم می دونم که خیلی از روزنامه نگارهایی که اون جا بودن بلاگر هستند مثل خودت - الپر - ناعمه - آرش و.....

Posted by: ا. امیرقلی at December 12, 2005 02:42 AM

سلام خيلی خوبه که حد اقل تو نت ميتونيم آزادانه در مورد هقوقمون حرف بزنيم،اگر چه اينجا هم محدوديت هايی هستش،
چون وبلاگ قبلی منو تو پرسين بلگ به خاطر دفاع از حقوق زنان بستن متاسفانه
به هر سورت من لينکتونو با افتخار تو وبلاگ جديدم ميزارم
شما هم اگه خاستين ميتونين.........

Posted by: parisa at December 12, 2005 12:06 AM

باز هم خسته نباشيد. بابت جمعيتي که روز شنبه آمدند انجمن. خيلي از آن آدم ها اگر توي اين سال ها کلاهشان را هم باد مي آورد سمت انجمن حاضر نبودند براي برداشتن آن طرف ها ظاهر شوند. باز هم خسته نباشيد.

Posted by: رضا ولي زاده at December 11, 2005 09:56 PM

ma salhast ke nagofteha ro gofteem bedonbale lahzee baray shenidan bashim

Posted by: farzaneh at December 11, 2005 07:53 PM

سلام. من به عللی نتونستم بیام. دارم نامه ای به ضرغامی می نویسم که در نشریه ی صبح منتشر شود. تا همین الام 3 تاروزنامه فیلترم کردند. راستی به اسم شهدای 25 نفره نامهای بابک غیاثوند(تهیه کننده) و بابایی و شریف از گروه تلویزیونی بسیج را هم اضافه کن. تار و مار کردند لیل آقایان سرلشگر دار و ندار مستند سازی رو. از کمیته برام بنویس تشکیل شده یا همه چیز فرمالیته بود؟ بابیانیه کاری ندارم کار جدی چیزی شد یانه؟ لطفن در بلاگم برام یادداشت بذار. این آدرس رو هم ببین تازه به دستم رسیده. اینکار ها بی فایده است باید نگاه صنفی رو دور بریزیم و متحد بشیم. آنها اول انسان بودند و بعد عضو یک صنف
http://www.15984.blogfa.com/

Posted by: داوود مرادیان at December 11, 2005 06:45 PM

پرستو جان:
لطفن این لینک نرم افزار رو بردار
چون ما بعد از پرسیدن زیاد فهمیدیم
اگر باز بفهمن می تونن جلوی کار کردنشو بگیرن
قرار شد با ای میل به بقیه خبر بدیم.

ممنون

Posted by: سرزمین رویایی at December 11, 2005 04:39 PM

می خواستم به همه شما خسته نباشید بگم.نشست خوب و مفیدی بود که امیدرارم با پیگیری همه روز نامه نگاران به نتیجه برسد

Posted by: افشین امیرشاهی at December 11, 2005 02:52 PM

خانم دوکوهکی عزیز . خسته نباشید و ممنون از تمام زحمات . متاسفم که نتوانستم در گردهمایی شرکت کنم . انشاالله در فرصت بعدی . خوشحال خواهیم شد سری هم به وبلاگ ما بزنید
موفق باشید

Posted by: مرتضی میری at December 11, 2005 02:46 PM

خسته نباشی پرستو جان

Posted by: سرزمین رویایی at December 11, 2005 01:50 PM

و البته شرق آنلاين
http://sharghonline.ir/photo/archives/001443.php

Posted by: ابوذر at December 11, 2005 01:48 PM

mote'asefam ke man natoonestam sherkat konam, talashetan mojebe ghadrdanist.

Posted by: Karim Arghandehpour at December 11, 2005 01:29 PM

من تازه واردم . دوست دارم وبلاگمو ببینی!

Posted by: shervin at December 11, 2005 01:18 PM

آفرین به تو که طراح یه حرکت مدنی بودی، و البته این‌که واقعا خسته نباشی.

Posted by: فاطمه at December 11, 2005 12:38 PM

سلام
خوشحالم که می بینم تلاش شما برای برگزاری چنین گردهمایی به ثمر نشست. این خبر شاید تنها خبری در زمینه سقوط این هواپیما بود که توانست کمی آرامم کند. حیف که امکان حضور در این جلسه را نداشتم...

خانم دوکوهکی! آفرین به همت شما!

Posted by: رضا at December 11, 2005 12:02 PM

من با اینکه وجود چنین برنامه هایی رو لازم و مفید می دونم ولی امید به تحقق این خواسته ها رو در شرایط کنونی بیشتر شبیه یک شوخی می دونم.
یک خسته نباشی بزرگ به تو و بقیه که زحمت این برنامه رو کشیدن.

Posted by: محمودرضا at December 11, 2005 11:44 AM

پرستو خسته نباشی.ولی دیروز احساس عجیبی داشتم.احساس اینکه باز هم صدایمان به جایی نمی رسد.درسته که خیلیها اومده بودند ولی به نظرم یک ملاحظه کاری ،نمی دونم چیزی مثل این رو میشد احساس کرد.از زحماتت در وبلاگم تشکر کردم و باز هم خسته نباشی.

Posted by: محبوب at December 11, 2005 09:31 AM

ممنون از زحمات و تلاشی که برای برگزاری این نشست انجام دادی. در جلسه فرصت نشد تشکر کنیم. با این حال خسته نباشی.....

Posted by: مهجاد at December 11, 2005 07:59 AM

هوا آنقدر آلوده است که کلی مرده های بالقوه دارند می چرخند و کسی نيست که فرياد وامصيبتا سر دهد

Posted by: حميد at December 11, 2005 07:38 AM

خسته نباشی پرستو جان. تو و همه‌ی هم‌کاران‌ات. و امیدوارم که مسئله بعد از بیانیه فراموش نشه. چه قدر متأثرکننده‌ست این اتفاق.

Posted by: هاله at December 11, 2005 04:47 AM

ساتیار امامی گفت: وقتی که از گریه نمی توانی پشت دوربین، قاب و کادر عکس را ببینیم خیلی سخت است که رئیس جمهور مملکت بگوید بروید کنار که آقا مداحی اش را بکند!
http://entekhab.ir/display/?ID=10609&page=1

Posted by: حمید at December 11, 2005 02:49 AM

ما که نتوانستیم بیاییم، دست کم پز نیمچه روزنامه نگار بودنمان را بدهیم. اما گمان نکنم صدا برای گوش های پنبه اندود مدیرانمان به قدر کافی بلند بوده باشد.

Posted by: arman at December 11, 2005 02:36 AM

سلام.......من یک زن هستم.....خوشحالم جایی برای زن بودنم پیدا کردم.....

Posted by: انتظار...انتظار... at December 11, 2005 01:22 AM

اميدوارم مفيد فايده بوده باشد.

Posted by: behrooz at December 11, 2005 12:52 AM

Post a comment





Remember Me?