در شهر دودزده، خبر از رنگ است

با هنرمندان زياد ارتباط نزديک ندارم و نمی‌شناسم‌شان. اما ميان همان چند نفری که می‌شناسم، کم‌تر ديد‌ه‌ام کسی مسائل اجتماعی و سياسی روز را با دقت دنبال کند و تحليل داشته باشد. اما امير راد، به گمانم کمی با ديگر هنرمندانی که مثل او نقاش هستند، فرق می‌کند. خوشم می‌آيد که تک‌بعدی نيست؛ چيزی که خيلی وقت‌ها به هنرمندان آسيب زده. شايد اين‌ها بی‌ربط باشد به خبری که می‌خواهم بدهم.
بعد از دو سال، امير راد، اين روزها در گالری آريا (ولی‌عصر، بالاتر از سه‌راه عباس‌آباد، کوچه‌ی زرين، شماره‌ی 11) نقاشی‌هايش را به نمايش گذاشته که رفتن و ديدن‌ش را پيشنهاد می‌کنم. اين اثری که می‌بينيد، يکی از کارهای مجموعه‌ی «ما هم هم‌چو او 16 سال داشتيم» است.

وب‌سايت امير راد در حال تغيير و تحول است و کارهايش را هنوزآن‌لاين نگذاشته، اما اين‌جا می‌توانيد درباره‌ی او کمی بيشتر بدانيد. اين هم نوشته احمد وکيلی درباره راد و نقاشی فيگوراتيو معاصر.
نمايشگاه آثار او تا دوشنبه، 28 آذر برپاست و گالری آريا هر روز از 3 تا 7 بعدازظهر باز است.



December 13, 2005 07:39 PM


Comments


خود کرده را تدبیر نیست! http://www.mypresident.ir/archives/2005/12/post_1851.php

Posted by: محسن at December 15, 2005 11:22 PM

پنج یادداشت اخیرت همه از سر نا امیدی بود ،من می فهمم که یه روزایی تو زندگی هر کس هست که از همه چیز خسته می شه اما تو همون روزها هم آدم می تونه یک چیز خوب و مثبت پیدا کنه و بر روی اون تمرکز کنه تا این دوران بگذره.

Posted by: سهند at December 15, 2005 12:54 PM


به توصیه دوستی به اینجا آمدم .
آرزوی سلامتی دارم برام برای شما.
یا علی

Posted by: tanboor_E_shams at December 14, 2005 06:21 PM

نمي‌دانم آيا ديگر پس از اين همه مرگ نمايشگاه هم مي‌تواند مهم باشد؟

Posted by: p-m at December 14, 2005 11:37 AM

ميبينم كه... كي گفته هنر مندا تك بعدين؟ نيست كه خيلي هاي ديگه چند بعدي ان. همه كه روزنومه نگار نيستن كه تو هر سوراخي سرك بكشن يا اگه نظر و عقيده اي دارن همه جا جار بزنن. يه كم بيشتر بپر با هنر مندا والا ضرر مي كنيا. حداقل كسايي كه مدعي هنر مندي هستد زياد اين شاخه اون شاخه مي پرن برا همينه كه بلورشون هيچ وقت شكل منظمي نميگيره ولي اوناي كه درست عمل ميكنن بلورشون شفاف درخشان چند بعدي و حيرت آور ميشه. حيف كه معمولا تو دستمالشون پنهان ميمونه براي دوستان نزديك و ياران بي ريا.

Posted by: behrooz at December 14, 2005 11:28 AM

سلام خانم دوکوهکی . کاملا با این تفاوت موافقم . امیر راد از دوستان نزدیک ما است و من این تفاوت را واقعا حس کردم . برای من هم دوست خوبی بوده همیشه .

موفق باشید

Posted by: مرتضی میری at December 14, 2005 12:45 AM

فيلم لحظه انفجار در اهواز در وبلاگ:
http://silverboy2020.blogfa.com

Posted by: كوچولوي شيطون at December 14, 2005 12:41 AM

سلام
امیر راد؟!

Posted by: مجراد at December 13, 2005 11:13 PM

اين عنوانش چقدر جالب بود . به خصوص با اين نقاشي كه گذاشتيد. اسم خيلي بكري دارد . خوشم آمد. شاد باشيد.

Posted by: گيوتين at December 13, 2005 09:35 PM

باز هم سلام
خب! اینرا قبول دارم!
پس بهتر است که مسائل را شفاف بیان کنیم( البته نظر خودم را بیان کردم)
حالا منظورتان را متوجه شدم. خودتان مقایسه کنید!
"منظورم از تک بعدی بودن این است که فرد فقط در زمینه ای که فعالیت می کند اطلاعات دارد و نسبت به بقیه چیزها بی تفاوت و ناآگاه است."
"تخصص به جای خود، بی خبری و ناآگاهی از آن چه پيرامونمان اتفاق می افتد، موضوع ديگری است. اين بی خبری را تک بعدی می گويم و به نظرم منفی است."
درست است.
توضیح دومتان کاملتر بود و دقیقتر.
مرسی
نیما نیلیان

Posted by: نیما نیلیان at December 13, 2005 08:55 PM

سلام مجدد و همینطور متشکرم که جواب دادید.
جواب شم این بود.
"منظورم از تک بعدی بودن این است که فرد فقط در زمینه ای که فعالیت می کند اطلاعات دارد و نسبت به بقیه چیزها بی تفاوت و ناآگاه است." این نکته ای که اشاره کردید که
نشانه ی "تک بعدی" بودن است، به نظرم خیلی نکته ی مثبتی است.
حالا من نمی دانم که منظورتان از "تک بعدی" بودن منفی است یا مثبت؟
متاسفانه ما ایرانیها حرفه ای بودن را یاد نگرفته ایم.
آن کسی که نقاش است باید نقاش باقی بماند و نسبت به کارش ابژکتیو باقی باشد. این یعنی حرفه ای بودن.
حال در نظر بگیرید روشنفکران ما را!!!
به جای کار نقد(البته ادعی می کنند که نقد بلدند) فقط بد و بیراه تحویل یکدیگر می دهند.

مشکل ما این است.
البته ببخشید! شاید اینجا جای مطرح کردن این مسائل نبود.

فقط نکته ای دیگر
طراحی وبلاگتان زیباست!
امیدوارم همیشه سخت کوش باشید.
همیشه وبلاگتان را خواهم خواند.
با سپاس
نیما

پرستو:
ممنونم نيما جان. تخصص به جای خود، بی خبری و ناآگاهی از آن چه پيرامونمان اتفاق می افتد، موضوع ديگری است. اين بی خبری را تک بعدی می گويم و به نظرم منفی است.

Posted by: نیما نیلیان at December 13, 2005 08:38 PM

پرستو؟ عنوان این نمایشگاه عجیبه! مربوط به سوژه خاصیه؟ و تو از اون خبر داری؟

پرستو:
آسيه جون بيا با هم بريم ببينيم. سوژه خاصی نيست تا اون جايی که می دونم.

Posted by: آسیه at December 13, 2005 08:27 PM

دستت درد نکند. در میان خبرهای بد این روزها واقعا رنگ غنیمتی است... راستی از آلودگی داریم می میریم.کاش همه مان کمی بیشتر از آن می نوشتیم...

Posted by: yekpanjere at December 13, 2005 08:07 PM

با عرض سلام
ببخشید، اما سئوالی در ذهنم ایجاد شد.
مگر روزنامه نگاران ایرانی(و اگر بخواهم کلی بگویم) تک بعدی نیستند؟
و سئوال دیگر اینکه اصلا تعریف هنر چیست.
کاربرد کلمه ی "تک بعدی" بودن جای بحث دارد دوست گرامی.
موفق باشید.
نیما نیلیان

پرستو:
سلام. منظورم از تک بعدی بودن این است که فرد فقط در زمینه ای که فعالیت می کند اطلاعات دارد و نسبت به بقیه چیزها بی تفاوت و ناآگاه است.

Posted by: نیما نیلیان at December 13, 2005 08:01 PM

Post a comment





Remember Me?