رمانس

برف رمانتيکی می‌بارد و همه‌چيز خوشگل است و دل‌ربا. از احوالات شخصی که بگذريم، برای عاشقان قديم و جديد آهنگی از –به قول تاجيکان- خانم گوگوش می‌گذارم که امروز به خودم خيلی چسبيده.







نگاه کن من چه بی‌پروا٬ چه بی پروا
به مرز قصه‌های کهنه می‌تازم
نگاه کن با چه سرسختی تو اين سرما
برای عشق يه فصل تازه می‌سازم

يه فصل پاک، يه فصل امن و بی‌وحشت
برای تو که يه گلبرگ زودرنجی
يه فصل گرم و راحت زير پوست من
برای تو که باارزش‌ترين گنجی

نگاه کن من به عشق تو چه ليلاوار
تن يخ‌بسته‌ی پروازُ می‌بوسم
بيا گرم کن منُ با سرخی رگ‌هات
من اون رگ‌های پرآوازُ می‌بوسم

تو رو می‌بوسم ای پاکيزه‌ی عريان
تو رو پاکيزه مثل مخمل قرآن
طلوع کن من حرارت از تو می‌گيرم
ظهور کن من شهامت از تو می‌گيرم

بيا هيچ کس مثِ من و تو عاشق نيست
مثِ ما عاشق و همسايه و هم‌دم
بيا از شيشه‌ی سخت و بلند عشق
مثِ ارابه‌ی نور رد بشيم با هم

نگاه کن من چه شبنم‌وار چه شبنم‌وار
به استقبال دست‌های خزون می‌رم
هراسم نيست از اين سرمای ويران‌گر
برای تو من عاشقانه می‌ميرم

پس‌‌نوشت: راستی اين ترانه از کيست؟



January 11, 2006 06:55 PM


Comments


googoosh
ra
kheili
doost
daram

Posted by: nafas at June 30, 2006 05:04 PM

قشنگ بود و دلنشین .
کاش همه کس و همه چیز همینطور یکرنگ بود .
مثل من . مثل تو
امیدوارم.
خدا بای

Posted by: مهدی at February 17, 2006 09:25 PM

پرستو جان! ترانه فصل تازه سروده خانوم زویا زاکاریانه.

Posted by: Amir at January 15, 2006 09:08 PM

سلام. ممنون از لينك و كامنت . هر وقت برف مي ياد من ياد تصوير سازي عباس معروفي از برف در كتاب سمفوني مردگان مي افتم . تصاويري كه اگه تخيل قوي داشتي مي تونستي با هر توصيفي از سرما يخ بزني . موفق باشيد

Posted by: zephyr at January 15, 2006 07:45 PM

پرستو جانم ازتون دلگير شدم كه نظر كژان(همون قتل با كيبورد)رو منتشر كردين خب نظر اون همه مردها بود در صورتيكه ظلمه ما همه رو به يك چشم ببينيم

Posted by: ali at January 15, 2006 06:33 PM

همه با هم پیش به سوی پاسخ فریاد چرا ها .................................

Posted by: کژان at January 15, 2006 02:05 PM

پرستو اين عکسه خيلی چسبيد!:)

Posted by: maryam at January 15, 2006 06:14 AM

sedaye zan ?:-o

Posted by: reza at January 15, 2006 01:27 AM

برف بر بام دل ما هم نشست ... چه سنگين و با وقار ، چه سرد و سخت ...

Posted by: sagnevesht at January 14, 2006 01:29 PM

برف هم نعمتي است كه از آن شمال نشينان تهران است. روز عيد قربان تعطيل بود؛ من و همسرم هم به عادت مالوف براي ديد و بازديد و تبريك عيد به فاميل سر زديم؛ در چند نقطه‌ي تهران. كمي بالاتر از فلكه‌ي صادقيه، توي محله‌ي باغ فيض، برف چند سانتي نشسته و همچنان مي‌بارد، اما چند ساعت بعد آب مي‌شود و ارتفاع آن از دو سه سانت بيشتر نمي‌شود.

بالاتر كه رفتيم، ارتفاع بيشتر و بيشتر مي‌شد، منطقه‌ي ولنجك و بام تهران؛ اصلا انگار پيست اسكيه، تو پارك‌ها بچه‌ها و بزرگترها مشغول برف بازي بودند، دختر و پسرهاي به ظاهر با وضع اقتصادي خوب با هم بازي مي‌كردند، پسرها با ماشين‌هاي گران‌قيمت در بخش‌هايي از خيابان‌ها روي برف سر مي‌خورند، توي بعضي از سراشيبي‌ها هم كه برف زيادي جمع شده يه مشت آدم رو مي‌ديديم كه با لاستيك و كيسه و هر چي مي‌توانستند سر مي‌خوردند. اسكي به دست‌ها و ماشين‌هايي كه چوب اسكي حمل مي‌كردند را هم زياد مي‌شد ديد كه در راه رفتن يا آمدن از توچال بودند و خلاصه در بالا بالاها همه با برف حالي مي‌كردند و خوش مي‌گذراندند.

وقتي رفتيم به خيابان هاشمي كه از ميدان جمهوري پايين‌تر است، كمي باران مي‌باريد. به محسن كه بچه‌اي حدود 10 ساله است گفتم برف بازي كردي؟، گفت اينجا كه برف نيامده! نمي‌دانم اصلا او تا آخر زمستان برف مي‌بيند يا نه؛ فقط بايد دود تهران مال او باشد؟

پايين‌تر نرفتيم، نمي‌دانم آيا پايين‌تر اين حداقل باران مي‌بارد يا فقط نصيبشان سيل‌هاي ناشي از برف و باران است؟

Posted by: علي اصغر شفيعيان at January 14, 2006 01:56 AM

salam ziba va ghashang bood sari ham be ma bazan

Posted by: goli at January 13, 2006 08:07 PM

اولآ خوش به حالت که برف بارون شدی، خوش به حالت که گوگوش گوش میکنی، خوش به حالم که فهمیدم ترانه مال زویاست! فکر نمیکردم زویا اینهمه قدیمی باشه؟! راستی کتاب دریا در من به گفته خود شهیار پر از سانسوره بهش اعتماد نکن.

Posted by: فواد at January 13, 2006 08:04 PM

ولی خداییش با این همه سرما عجب چیزیه این برف . . . .

Posted by: م.خندان at January 13, 2006 04:49 PM

فکر کنم قبلا گوش کرده باشم / در ضمن ما به هوای ابری هم قانع ایم / سلام /

Posted by: بنیامین at January 13, 2006 03:54 PM

براي صداقتتان كه خيلي لذت بخش است به شدت احترام قائلم... فكر مي كنم نشانه ي روان سالم است اين كه آدمي از چيزهاي متنوعي لذت ببرد... گوگوش كه سطح پايين نيست اما سطح پايينش هم گاهي مستحب است...

Posted by: باد صبا at January 13, 2006 03:30 PM

و برف را بارانديم تا بدانيد كه سياهي ها را هم مي شود به نرم نرمه هاي آرام و كوچك سپيدي پوشاند ....

Posted by: خدا ! at January 13, 2006 01:00 PM

بازم سلام ، اين تيپ كارها به كارهاي زويا نمي خوره مي خوره؟ من كاست اورژينالش رو كه كمپاني آرگامان 1354 منتشر كرده دارم روش نوشته شهيار قنبري ! ميگم اينم يك گرفتاري فرهنگي ديگه ي ماست ها كه حتي نمي دونيم آهنگ و ترانه مورد علاقمون ماله كيه ! و اين دو تا دليل داره : 1- نبودن مرجع درست و حسابي و 2- عادت نداريم اورژينال بخريم يا حتي اگر اورژينا نمي خريم درست و حسابي نمي ريم ببينيم اين آلوم كاره كيه ...

پرستو:
نمی دونم سر اين ترانه همه کتاب دریا در من شهیار رو ورق زدم اما این ترانه توش نبود. در حالی که ترانه های کم تر معروف بود. حتی اونایی که مایه های سیاسی داره.
خیلی عجیب شد برام.

Posted by: آشفته at January 13, 2006 11:18 AM

"فصل تازه" گوگوش... ترانه خانه، خواندنش را دل دل می کرد...

Posted by: سهیل at January 13, 2006 10:40 AM

بازهم قرطی بازی بچه خوشبخت دیگه نرفتی توریست بازی خاک بر سر مملکتی که تو روشنفکرش باشی می دونی توو این برف چند تا زن خیابونی تن فروشی کردند خانوم فمینیست دلم می خواد سرم رو بکوبم به دیوار از بس که ما بدبختیم و تو و امثال تو به توو بدبختی مردم به چی فکر می کنی

Posted by: ... at January 13, 2006 10:33 AM

دستتون درد نکنه ، این ترانه را گوگوش در کیک از فیلمهاش خونده بود ، راستی پهنای باند شما چقدره که اینقدر راحت فایل آپلود می‌کنید ، اون هم با اینقدر خواننده؟
فکر می‌کنم اینجور وقتها لینک دانلود بگذارید راحت‌تر باشین ، تازه برای کاربر ایرانی خیلی سخته که 3 مگابایت فایل آپلود کنه ، آن وقت اون را در هارد نتونه سیو کنه ، البته لینک دانلود فایل شما مشخصه ولی به هر حال با لینک دانلود حداقل من راحت‌ترم. در یکی از سایتهای رایگان آپلود هم اگر فایل بگذارید ، خیالتان بابت پهنای باند راحت می‌شود. می‌توانید مجموعه‌ای از آنها را اینجا ببینید:
http://www.1pezeshk.com/archives/2005/12/post_110.html

Posted by: علیرضا at January 13, 2006 12:41 AM

in ahange Logical song vagan binazir bood bad az inke linkesho gozashti man kheili donbale ahangaye digash gashtam.belakhare do ta albumesho to archive babam ke hame chi toosh peida mishe peida kardam hame ahangashoo alian.inam ye ki az ahangashoone http://no-words.com/2005/06/supertramp-crazy.html

Posted by: navid at January 12, 2006 11:31 PM

خوب سلام!
من عاشق برفم اما عشقولانه ندارم.اما بازم عاشق برفم!

Posted by: هاله at January 12, 2006 10:05 PM

هفته پیش یک یادداشت در مورد The Logical Song از Supertramp گذاشتی و منو یاد دوران جوانی انداختی. ناخودآگاه دست به ترجمه اون آهنگ زدم. امیدوارم خوشت بیاد. ببخشید نشد زودتر ازت تشکر کنم.
http://conglomera.persianblog.com/1384_10_conglomera_archive.html#4509445

Posted by: Mostafa at January 12, 2006 09:57 PM

سلام خانم دوکوهکی
خسته نباشید
مطلب رمانتیک شما در مورد باریدن برف به همراه
عکسی روانتیک از بارش برف و آن آهنگ رمانتیک
(گر چه اجر نمی شود)من را به مجبور کرد که یک
"شانسن" تصنیف فرانسوی در همین مورد "بارش برف"
که بسیار هم رمانتیک است و از آثار معروف "ادامو"
می باشد خدمتتان ارسال کنم.لازم به ذکر است که ترجمه فارسی و متن انگلیس ای شعر در وبلاگ من موجد می باشد
اگر فرصت داشتید مارزد که آهنگ را هم گوش کنید
موفق باشید.
خدا حافظ
و این هم ورژن زیبای فرانسوی"برف می بارد"

Tombe la neige

Tombe la neige
Tu ne viendras pas ce soir
Tombe la neige
Et mon coeur s'habille de noir
Ce soyeux cortège
Tout en larmes blanches
L'oiseau sur la branche
Pleure le sortilège

Tu ne viendras pas ce soir
Me crie mon désespoir
Mais tombe la neige
Impassible manège

Tombe la neige
Tu ne viendras pas ce soir
Tombe la neige
Tout est blanc de désespoir
Triste certitude
Le froid et l'absence
Cet odieux silence
Blanche solitude

Tu ne viendras pas ce soir
Me crie mon désespoir
Mais tombe la neige
Impassible manège

پرستو:
خيلی ممنونم. عاشق اين آهنگ آدامو هستم. با شنيدنش آدم می تونه تصور کنه پشت پنجره نشستن و برف ديدن و منتظر بودن و غم رو.

Posted by: دریا at January 12, 2006 09:04 PM

سلام ... سرما و یخبندان و رمانس!!!؟؟؟

Posted by: آرمین گیله مرد at January 12, 2006 09:03 PM

دلم برای برف های ايران و تهران چقدر تنگ شده

زمستان تهران واقعآ حال و هوايی داشت

آفتاب پاييزش

يادش بخير

جای ما رو هم خالی کنين

Posted by: فرشته مهر at January 12, 2006 08:46 PM

دختر تو که من رو بیچاره کردی با این عکس...
:((

Posted by: جوانه at January 12, 2006 08:26 PM

سلام.
عکس و آهنگ چه به هم میاد :)
منم یه عکس گرفتم از بالای ابرا...جایی که کمتر کسی میره...
خوش باشی...بای...

Posted by: محمدرضا at January 12, 2006 08:14 PM

Hi,
some pictures are only pictures nothing else

Posted by: Ali at January 12, 2006 06:02 PM

بدجوري مچ گيري کردي پرستو ...

Posted by: پدرام at January 12, 2006 04:45 PM

Perfect! Thanks much!

Posted by: ali ghazvini at January 12, 2006 04:03 PM

سلام پرستو خانم ...
خیلی عالی بود ، بسیار بسیار لذت بردم ....

Posted by: ماهور at January 12, 2006 03:57 PM

خوشگل بود خانومی دستت درد نکنه
به امید اینکه یه چیزی راجع به این برف خوشگلی که داره می آید، اومدم اینجا. مطمئن بودم یه چیزی راجع بهش نوشتی

Posted by: بی تا at January 12, 2006 01:47 PM

ای ول دختر. چه کیفی داد امشب
ببینم آهنگ درخواستی نمی ذاری؟ بنگ بنگ مثلا

Posted by: ندا at January 12, 2006 08:00 AM

چه عکس خوشگلی

Posted by: سونامی at January 12, 2006 07:20 AM

پرستو‌ی عزیز، ترکیب این پستت، عکس و ترانه، خیلی حالم رو خوب کرد. اونقدر که گفتم بهت بگم که گاهی تکرارش کنی . گاهی واقعا لازمه. ممنون.

Posted by: گندم at January 12, 2006 05:54 AM

سلام پرستوی عزیز ترانه قشنگیه ممنون! زنده باد زندگی- عشق و آزادی!

Posted by: آرش ( Mother Earth) at January 12, 2006 04:08 AM

عجب برفیه . برف زمونه . . . .

Posted by: م.خندان at January 12, 2006 03:11 AM

ما که امروز رفتیم برف بازی دلی از عزا در آوردیم جای همه خالی ........

Posted by: کیوان at January 12, 2006 01:39 AM

عکست خیلی قشنگ بود...ترانه رو هنوز نشنیدم...خوش به حالتون برف دارین اینجا پارسال اون قد اومد که سقفا رو خراب کرد! ولی امسال فعلن که هیچی به هیچی!):

Posted by: rooz... at January 12, 2006 01:17 AM

kheili vagte ke rooz neveshthat roo mikhoonam vali tahala nazari nadade boodam vali emshab ba in ahange gashang natoonestam nazar nadam .tashakore mano babate hese khoobi ke ba in ahang peida kardam bepazir.fekr konam jayzei ke gerefti haget bood harchand ke ba onvanesh movafeg naboodi.nemidoonam chera fonte farsim ham ye emshab ke mikhastim nazar bedim kar nemikard

پرستو:
خوشحالم نويد جان. خودم هم امروز حس خوبی داشتم با اين آهنگ. ممنونم از کامنت.

Posted by: navid at January 12, 2006 12:37 AM

ma ta tehran boodim, barf nayamad banoo jan. jaye ma ham safa konid.

Posted by: neda at January 11, 2006 11:58 PM

ba hame ehterami ke be fazay sahkhsit mizaram vali az in hame asheghane nevisi sath e pain ye joarii del khor misham, vaghti madathay madid hast hich chizi az rang o boy dige inja nabode . kash in asheghane ham ke bode ingahdr dastmali shode o dam dasti na bode

پرستو:
ممنون از نظری که گذاشتين. اما چه اشکالی داره از ترانه های عاشقانه لذت ببريم؟ اسمش عاشقانه نويسی سطح پايينه؟ امممم.. ولی من گاهی خوشم مياد. شايد برمی گرده به ابتذالی که به هر حال توی وجودم هست. فقط یه سوال: مدت مديديه که شما از اين متن ها ديدين اين جا؟ واقعا؟

Posted by: Anonymous at January 11, 2006 11:56 PM

http://www.googoosh.tv/lyrics/Fasl%20e%20tazeh.jpg

Is it the one that you want to know?

پرستو:
ممنونم مينا جان.

Posted by: meena at January 11, 2006 11:50 PM

دو تا چیز.
یک. همون طور که نوشتم این ترانه از زویا زاکاریان هست. آهنگ ساز و تنظیم کننده اش هم واروژان هست و برای فیلم نازنین ( علی رضا داوود نژاد ) ساخته و اجرا شده. و فکر می کنم در کتاب زویا ، " طلوع از مغرب " هم باشه. برای دیدن شناس نامه ی کامل اش هم می تونین این جا رو ببینید.

http://googoosh.tv/lyrics/Fasl%20e%20tazeh.jpg

اما دوم . من اصرار ندارم رسم الخط من درسته. اما می شه بگید این رسم الخطی که شما از اش استفاده کردید از کجا اومده؟ من این رسم الخط رو تو کتاب های انتشارات دارینوش زیاد دیدم اما نمی دونم از کجا اومده. اگه می دونید لطفن بگید

پرستو:
خيلی ممنونم از معرفی ترانه سرا.
من اون کتاب هایی رو که می گین ندیدم. اما می دونم رسم الخط واحدی وجود نداره برای نوشتن محاوره. اصراری هم ندارم روی این طرز نوشتن. فکر کردم اون "و" اضافه است و برای صدای "ُ" می شه از خود اين علامت استفاده کرد. همين.

Posted by: hamed at January 11, 2006 11:46 PM

it seems that it is an old song that was not heard before.

Posted by: meena at January 11, 2006 11:14 PM

اصلا برف امروز برام جذابيت نداشت حتي رفتم و زير برف نشستم و به آسمون خيره شدم نگاه كردم اما ديدم اين برف با برف هايي كه قبلا ديده بودم خيلي فرق مي كنه.اين برف برف من نبود...

Posted by: صبا at January 11, 2006 10:52 PM

ترانه از زویا زاکاریان هست. اما می شه بپرسم این رسم الخط رو شما از کجا اوردید؟


"بيا گرم کن منُ با سرخی رگ‌هات"

خب چرا درست تر نمی نویسین؟ مثلن " بیا گرم کن منو با سرخی رگ هات ".
این رسم الخط رو خیلی می بینم استفاده می شه. اما واقعن نمی دونم از کجا اومده و چه کسی اختراع اش کرده. فکر می کنم که اشتباه هم باشه.

پرستو:
سلام. ممنون از توضيحتون اما قانع نشدم چرا اون طوری نوشتن درست تره.

Posted by: hamed at January 11, 2006 09:45 PM

اگر اشتباه نکنم اين ترانه سرده شهريار قنبری است.

پرستو:
رک گوی عزيز فکر کنم اشتباه می کنی. من هم اول فکر کردم کار شهياره اما رفتم کتاب ترانه هاش رو که چند سال پیش چاپ شده آوردم، ديدم اون تو نيست.

Posted by: Rokgoo at January 11, 2006 09:38 PM

پرستو باور نكردنيه از صبح امروز من اين آهنگ رو دارم گوش مي كنم . .. شعرش ماله شهريار قنبريه آهنگ و تنظيم آرش اسم ترانه هم هست فصل سال انتشار 1354

پرستو:
توی مجموعه ترانه های شهیار قنبری نبود. هرچند توی مایه های ترانه ای اونه. مطمئنی؟

Posted by: آشفته at January 11, 2006 09:08 PM

برف...برف.. بسیار زیبا بود شعر و منظره برفی .

Posted by: taiebeh at January 11, 2006 07:34 PM

salam
ghashang bood mesle hamishe

Posted by: mahmood at January 11, 2006 07:18 PM

Post a comment





Remember Me?