وقتی شرمنده میشوم
1.
سرماخوردگی حالم را گرفته اما اگر شما بوديد و استاد درس مصاحبه اين سؤال را میپرسيد، چه واکنشی نشان میداديد؟
2.
امسال فقط يک نمايش ديدم در جشنواره که کار مشترک ايران و فرانسه است. در واقع لطف عطای عزيز شامل حالم شد و بليت «اسبهاى آسمان خاكستر مىبارند» را برايم جور کرد. از آن روزهای بیحوصلگیام بود. دم ورودی تالار چهارسو بليت را گرفتم و با گردن کج رفتم که توی صف پشت نرده بايستم. يکهو چشمم افتاد به چشم يک آشنا: شادی ق. اندازهی يک دنيا خوشحال شدم. عکاسِ کار بود. يعنی نبود؛ هممضمون با نمايشنامه عکاسی کرده که قرار است عکسهايش همزمان با اجرای 10 روزهی کار (بعد از عاشورا) نمايش داده شود. چندتايی از عکسها را هم ديدم که پُزهای خيلی خوبی از بازيگران داشت.
و اما نمايش: هميشه از همکاری نغمه ثمينی و کيومرث مرادی خوشم آمده. اينبار هم با اينکه کارگردان علی راضی است، اما کنار نام نويسندهی نمايش (نغمه ثمينی)، اسم کيومرث مرادی با سمت مشاور کارگردان ديده میشود و همانطور که حدس میزدم، مرادی بيشتر از خود کارگردان (که از ايرانیهای مقيم فرانسه است) حرص و جوش میخورد. اين را همان چند دقيقهای که بهخاطر همراهی شادی، «وی.آی.پی»وار زودتر رفتم توی سالن، به چشم ديدم. از نمايش به شدت استقبال شده بود تا توی دهان بازيگران، تماشاگر نشسته بود روی تشکچههای کمقطر. راضی و مرادی غر میزدند که تعداد زياد تماشاگر، بخصوص آنهايی که آن جلو مینشينند و با موبايلها يا دوربينهايشان عکس میاندازند، تمرکز بازيگران را میگيرد.
با اينکه خوشم آمد از کار، اما به نظرم قابل مقايسه با کارهای قبلی ثمينی و مرادی مثل شکلک يا خواب در فنجان خالی نبود. حسن معجونی به نظرم فوقالعاده بود و بازی ورونيک سکری هم خيلی خوب بود (نمیگويم که حسن معجونی برای شوخی با ورونيک چه گفت پيش از اجرا! بابا ملت زبان فرانسه میفهمند ها! بخصوص همانی که شما اول کار ياد گرفتی...) با اينکه هر کدام از بازيگران به زبان خودش حرف میزد، اما حس کار منتقل میشد. کار سختی بايد باشد. زيرنويس (در اصل بالانويس) فارسی برای ديالوگهای ورونيک (در نقش ماديان سياوش) کمککار بود. به نظرم متن هم جمعوجور و دوستداشتنی بود. زاويهی ديد جالبی بود به سياوشی که برای اثبات پاکیاش تن به آتش میدهد. اين هم گفتوگوی شرق با بعضی از دستاندرکاران نمايش.
ادامه:
يادداشتی درباره «اسبهاى آسمان خاكستر مىبارند»
Comments
دختر جان؛ کارت درسته که استاد پی گیر میشه!
بعدشم، تبریک واسه روزنا!
پرستو:
ممنون دوست خوبم.
Posted by: هما at February 1, 2006 06:37 PM
سلام
اوضاع خرابه. مثل اینکه باید چند من نون بخریم خشک کنیم واسه روز مبادا.
آهان راستی یادم رفته بود نباید غذای مسلمانها رو انبار کنیم.( درس کلاس دوم دبستان!)
Posted by: ww at February 1, 2006 12:54 PM
naboodi!
پرستو:
شرمنده. نمی دونم چرا کمرنگم!
Posted by: elham at February 1, 2006 12:08 AM
chand rozy nemineveshty hatman safheye javane etemad meli vagteto gerefteh.safheye khobi shodeh. moafag bashy.
پرستو:
ممنونم از لطفت.. اميدوارم بهتر بشه. کار زياد داره تا درست و حسابی بشه!
Posted by: mohammad at January 31, 2006 01:52 PM
چرا اسم شادي و اين طوري نوشتي شادي.ق؟
پرستو:
برای اين که با شادی ص اشتباه نشه! اين جوری شادی ها رو صدا می کنيم بين دوستان.
Posted by: arefe at January 31, 2006 01:30 AM
من یکی که خیلی نگرانت بودم! هیچ خبری ازت نبود.
پرستو:
مخلصتم! همين دور و بر هستم. گيرم کمرنگ!
Posted by: فاطمه at January 30, 2006 08:35 PM
لينك «اين سوال» كار نميكنه خانومي
راستي، هنوز هيچ خبري از بعضي دستگير شدهها نيسسست
پرستو:
اين جا لينک کار می کند ذهن سيال عزيز.
من که خبری ندارم. الان هم که دارم می گردم هنوز خبری نديده ام روی نت متاسفانه.
Posted by: ذهن سيال at January 30, 2006 03:52 PM
When i saw you last week in a session i felt sorry for you. You are a true example of inexperienced, rude person, who calls herself a journalist. Who can not even understand the basic of public relation and thinks having a few kids around her gives her right to treat others
the way you treated that lady in the session.
Posted by: Solmaz at January 30, 2006 03:51 PM
Manzooram ro mitoni inja bebini: http://www.funforwards.com/index.cfm?action=view&id=4964&scid=9738
Posted by: . at January 30, 2006 03:32 PM
بگو با چه دل و دماغی بنویسم وقتی اسم خودمو گذاشتم ژورنالیست ولی نمی تونم به بازداشت صدها راننده واحد حتی اشاره کنم!
پرستو:
اطلاعات کافی ندارم. اما توی لینکدونی لینک دادم به خبرهای مربوط.
منظور شما از اشاره چیه؟
Posted by: . at January 30, 2006 03:00 PM
بي خيال تريپ روشنفكري نشي ميدوني اون موقع كه تووي تالار تشريف داشتيد چند تا بچه بيرون توو سرما دستفروشي مي كردند چند تا زن تن فروشي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Posted by: ... at January 30, 2006 02:54 PM
manke behet hag midam nanevisi aslan mage heso hali vase neveshtan hast,vaghti harroz sob pashi va montazer in bashi ke adam ye harfe jadid bezane va ye bohrane taze dorost beshe ,harrooz ye khabare jadid darbare jange ehtemali ke hata hatamikia ham to filmesh neshoon mide.harroz ye khabar az tajavoz va aadamkoshi ke hame neshoon dahande bohrane shadid jensi to in keshvare,vaghti harrooz asabiate mardome shahreto mibini ke sare koochektarin masele rakiktarin harfa ro nesare ham mikonan,va nesbate be harchiz va har kas gheir az khodeshoon bitafavotan..........rasti sandikaye ranandeha chi shod?chand nafar az ma mardom adi azashoon hemayat kardim.nemidoonam zehnam badjoori moshatate,manke behet hag midam
Posted by: navid at January 30, 2006 12:38 PM

