حس مرموز استاديومی!
*تقديم به سرهنگی که گفت کارش دروغ گفتن است.
ما امروز يک جمع 45 نفره بوديم. به گمانم با ميانگين سنی 20 سال؛ از تيپهای مختلف و فقط با يک وجه اشتراک: زن بوديم و منعشده از ورود به استاديوم آزادی.
آخرش را اول بگويم و راحتتان کنم: اين بار نشد که مثل بار پيش برويم توی استاديوم آزادی. راستش خيلی انرژی صرف کرديم، خيلی تلاش کرديم، داد زديم، خواستمان را فرياد زديم. راستش دارم میميرم از خستگی. اما يک حس مرموزی زير پوستم رفته و عجيب سرخوشم کرده.
در جمع امروز بيشتر آدمها اولين تجربه فعاليت اجتماعیشان را میگذراندند؛ اولين مواجههی جدی با پديدهی تبعيض جنسيتی. تعدادی از جمع امروز دانشآموزان 16-17 سالهای بودند که حالا خيلی بيشتر از همسنوسالهایشان تجربه دارند با کلی حرف جالب برايشان. میشود از گسترش و توسعهی حساسيتهايی اينچنينی خوشحال نبود؟
اعتقاد دارم امروز اتفاق مهمی افتاد؛ از آن دست اتفاقهايی که يک جريان و حرکت را به پيش میراند. دوست داشتم دوستان ديگری که در فعاليتهای اجتماعی باتجربهتر هستند توی اين جمع میبودند شايد تحليل بهتری میدادند از آنچه گذشت.
اين بار خبری از انسجام و شعار يکسان و حرفهایگری اکتيويستی نبود شايد برای همين بود که به نتيجه نرسيد اما به گمانم اين بار چيزی داشت که خيلی مهمتر از رفتن به استاديوم است: ايجاد خودآگاهی جنسيتی.
الان که دارم از سردرد میميرم، چيز بيشتری از گزارشهای دوستانم ندارم. همه را به فهيمه و علی تلفنی میگفتم و آنها هم آنلاين مینوشتند. شايد فردا با جزئيات نوشتم؛ برای دل خودم.
مرتبط:
يک عکس توپ از يلدا معيری - لگدپرانی جناب سرهنگ
برشهایی از یک استادیوم صدهزار پسری - امشاسپندان
گزارش لحظهبهلحظه حضور زنان در استاديوم – فهيمه خضرحيدری
اين است عملكرد دولت اسلامی – علی قديمی
استادیوم بیآزادی – حميدرضا علاقهبند
در اين غروب دلگير - صبا شادور
ما نمیخواهيم در آفسايد باشيم – سايه
گزارشی از یک حضور شکستخورده – گيسو فغفوری
عکسی از حسن سربخشيان + عکسی ديگر
روايت عارفه + عکس
عکسهای منصور نصيری – يار غار
زنان یک ، نیروی انتظامی صفر - فواد خاک نژاد
لطف ايرنا - مزاحم خودتی حاشيهنويس ايرنا!
افسوس - الپر
يک آهنگ عالی - هديه سيما – خيلی مرسی!
ما برمیگرديم! - عکسهای بانوی ارديبهشت – بليتهايی که به شاخهی نهال آويزان شد
استادیوم مردانه صدهزار نفری - جهل مرکب
گشایش در وضع زنان همواره باید دستاویز اهداف سیاسی تصمیم گیران باشد؟ - زنان ایران - آسیه امینی
ما استادیوم میخواهیم - ژرف
نيروي انتظامي به زنان حمله کرد - روز
حق من؟! سهم زن؟! - مريم مهتدی
دور می زنیم! - شهرام شريف
اعتراضی رسا در حرکتی آرام - آرمان سپيد
جعفر پناهی به زنانی که رفتند جلوی استاديوم «خسته نباشيد» محکم گفت
عکسهای نوشين نجفی
دختران در آزادی - سهيل سليمانی
واکنش مسئولان - البته در تلويزيون
موج مکزيکی - مريم جعفراقدمی و توصيه های خوبش
دست خالی در برابر اين همه قَدَر؟ - مريم ميرزا
تظاهرات زنان طرفدار فوتبال در تهران - اين مطلب بی بی سی چرا نصفه نيمه است و این قدر شُل؟ بعد هم تحصن و تجمع بود نه تظاهرات!
بلیت های زردی که سبز خواهند شد - سيما شاخساری
بار دیگر هم - آسيه امينی
ما در آفسايد هستيم - گزارش سعيده اسلاميه در اعتماد ملی روز شنبه
کمپوت هلو لطفا! - درخواست يلدا معيری، عکاس صحنه لگدپرانی سرهنگ
روایت ایتالیائی استادیوم صد هزار پسری - مسرت اميرابراهيمی
یک راه حل عملی برای نماندن در آفساید - مصطفی قوانلوقاجار
شکايت کنيد، مامور خاطی مجازات میشود – مسئول رسيدگی به شکايات مردمی ناجا اين را گفته – اعتماد ملی – ساناز اللهبداشتی
تا مگر شکم مبارک تصمیمگیران در این مورد کمی تکان بخورد - قاف
موقتا بمير! - نسرين افضلی
Comments
براي تبريك سال نو و دعوت به بازديد متقابل و حتما اظهار نظرتان در مورد آخرين يادداشتم0
عيد سعيد ملي مان مبارك باد.
Posted by: farrokh at March 23, 2006 03:39 AM
خانم سلام
خسته نباشید. شما می دونستید که راهتون نمی دن. رفتید اینهم عاقبش بود. به جون خریدید دیگه. تبریک می گم دیگه گلایه نداره .
اون عکس هم ساختگیه.
شاید کتک زده باشند که بعید نیست خشونت به خرج داده باشند که مطمئناً اینگونه است. مثل اینکه یک تجمع غیر قانونی تشکیل داده بودید.
بابا شما مثل اینکه نمی دونید چه کار کردید.
شما از حق خودتون به صورت دائم دفاع کنید ولی دلایل این کار را هم بشنوید برای خانمها در استادیوم با آن آقایون متشخصی که من سراغ دارم جای خوبی برای خانم ها نیست. نمی گویم چه کار می کنند ؟!!!!!
تقصیر مسئولین هم هست نامردها یک فکری نمی کنند که خوارهان در افساید نمانند. همش تقصیر آمریکاست که موی دماغ ایران شده و نمی گذارد ما کارمان را بکنیم. می خواستیم یک نیروگاه هسته ای در بوشهر برای خانمها بسازیم که نمی زارند. چه کار می شه کرد . گفتیم بریم با خانم مرکر آلمانی صحبت کنیم گفتند ایشان همراه دوستان در افساید هستند . خوب ما هم به دنبال شما توپ جمع می کنیم.
عزیز جان برادر محکم باشید و با تمام توان جدی می گویم از حق خودتان دفاع کنید و با اندیشه عمل کنید.
یک نظر می توانستید چند روز قبل به مسئولین مراجعه کنید یک مقدار هم جمعیتتان را بیشتر کنید.
موفق باشید.
دوستدار خانم مرکر و دوستاش
Posted by: مظاهر محمودی at March 17, 2006 10:15 AM
لینک این مطلب در خبرگزاری آفتاب
http://www.aftabnews.ir/vdcgzn9ak79wt.html
و همچنین اگر به بی بی سی بروید این خبر اصلاح شده و جای لغت تظاهرات با اعتراض تعویض شده و با اندکی تغیرات
Posted by: آناهیتا at March 6, 2006 03:31 AM
من هم فکر می کنم شماها به هدفی که می خواستین رسیدین و اون هم شناخت بیشتر از عمق تبعیض علیه زنان و همین طور تعمیق مبارزه برای این تبعیض. فقط ناراحت شدم اون طور دور خوردین
Posted by: آوای رهایی at March 5, 2006 09:43 AM
i like register in your site
please help me
best regard
Posted by: amirhossein at March 4, 2006 09:27 PM
امیدوارم خانم یلدا معیری رو با این عکسی که گرفتند در اوین و در کنار خانم "الهام افروتن" نبینیم
در این مملکت هیچ چیز بعید نیست !
راستی کجا می شه اطاعات بیشتری در مورد این خانم دید ؟
در وبلاگ شخصی ایشان که چیزی یافت نشد :)
Posted by: آناهیتا at March 4, 2006 07:41 PM
اولا منظوري از گفتن کلمه الاغ نداشتم و اصلا اين کلمه يادآور يه موجود زحمتکش هست که ارزشش صدها برابر از خاتمي و عبادي و احمدي نژاد و جنتي و بقيه بيشتره. دوم اينکه من الان اينو مينوسم و شما هم پاک نکن و ۴۰ بعد من مرده شما زنده اگه زنا در ايران به حقشون رسيدن شما هر چي تف و لعنته نثار گور من کن ولي اگر حرف من درست در اومد شما بگو اون بيچارم که مرد راست ميگفتا! ميدوني چرا براي اينکه در چهارچوب اسلام هيچ موجودي و بخصوص زن هيچوقت نه پيشرفت ميکنه و نه به حقوقش دست پيدا ميکنه.
Posted by: Farzan at March 4, 2006 05:42 PM
خوشحالم که یه وبلاگ دیگه و یه وبلاگ نویس دیگه پیدا کردم که برای گرفتن حقوق از دست رفته زنان تلاش میکنه!
لینک شما رو در وبلاگم گذاشتم.
این مطلب هم بسیار جالب بود،مرسی
Posted by: hadi farnoud at March 4, 2006 01:24 PM
salam khanoome dokkoohi
man be onvane yek daneshjooye tahsilkareh az ettefaqi ke rooze 4shanbeh oftad, motaasefam. baraye hamraahi ba harekate be haqqe shoma, dar hale ebraaze e_teraze khod dar daneshkadeye shimie daneshgahe tehran hastim.mataleb va axha ra az internet gereftim, va be bord zadim ta kasani ke mayeland , dar zire in bayanieh emzaa konan. omidvaram ham shoma dar rahetoon movafaq bashin va ham ma betoonim hamisheh hamrahitoon konim.kheili doost daram ertebate ma ba shoma hefz besheh.
پرستو:
خيلی ممنون از حمايتتون.
می شه لطف کنین متن بیانیه و امضاها رو برای من تا آخر روز يکشنبه بفرستين؟
Posted by: somayeh zamani at March 4, 2006 11:57 AM
جز اینکه خسته نباشید بگویم چیزی به ذهنم نمی رسه. موفق باشيد.
Posted by: soheil at March 4, 2006 09:48 AM
سوال:
می دونید چرا نیروی انتظامی یا پلیس نتوانست مانع بالا رفتن از در و دیوار سفارتخانه ها و تخریب و آتش زدن آنها بشود ؟
جواب :
چونکه داشتند خودشان را برای حضوری قدرتمند برای جلوگیری از ورود خانم ها به استادیوم آماده می کردند
Posted by: لیلون at March 4, 2006 12:13 AM
نا امید نشین.. احتمالاً دفعات بعد میتونین.... در مورد حضور احمدی نزاد در تمرینات بخونید...http://habibzadeh.ir
Posted by: farhad at March 3, 2006 10:55 PM
Thank you to all those girls and ladies who are bravely going after their rights in a country whose leaders do not accept them to be equal to men. The role of women in leading the 1357 revolution was obvious and hopefully their leadership in leading a movement for human rights will be the talk of the world soon. The only suggestion that I have regarding the way the police treated the ladies at the stadium the other day is that the ladies should be prepared next time and create 3-4 groups simultaneously in case one is treated like that, the other groups can move forward with the plan. In fact 1-2 groups should be always created just for fooling the police and misleading them from catching the real group that is planning the major move to the stadium or ... Well, good luck to you all ladies and know that these braveries shown by you are being registered by the young men and boys inside the country and around the world and this would give them courage to the young Iranian boys and men to do similar things in the future for obtaining their god given human rights in other areas in the society. Definitely it is a good beginning, football first and ....
Posted by: Ali at March 3, 2006 07:52 PM
با عرض خسته نباشيد لطف كنيد دفعات بعد با هماهنگي برويد و از قبل اطلاع رساني كنيد.
Posted by: فرشته at March 3, 2006 07:24 PM
bayad yek zanjireye ensani (zanane) ba chadore syah dore estadium mikeshidid va rooye placard mineveshtid energye hastei haghe mosalame mast va shoar midadid ma footbal nemikhahim, bombe atomi mikhaym ..dar in soorat javabe dandoon shekani be shiveye khodeshoon beheshoon dade boodid va kasi ham nemitoonest kotak bezane
kami ziraktar bashid
Posted by: eli at March 3, 2006 06:59 PM
خبر گزاری ((بی بی سی )) بخش فارسی هم این موضوع را انعکاس داده است
و خیلی برای من عجیبه که چرا خبر گزاری ((ایرنا)) وطنی خانم های دوستدار فوتبال را با عنوان (( مانع مردان علاقه مند به فوتبال )) خطاب میکنه !؟ این غیر مزاحم بودن چه معنی داره !؟
آیا((ایرنا)) یک خبر گزاری ((ضد زن)) است !؟
امید وارم دوستان و همکاران خبرگزاری ((ایرنا)) که اینجا می آیند پاسخ بدهند
گرچه می دانم از نظر آنها این موضوع مهم نیست !
Posted by: sodeh at March 3, 2006 05:41 PM
ba droud va sepaz ghozari az shoma
shak nakonid keh farda hezaran khahyd shod va dighar ba yk autobus nemitavanand rahitan konand
man beh dashtan zanan hamvateni chon shoma eftekhar mikonam
baz ham droud bar shoma
Posted by: bijan at March 3, 2006 05:36 PM
Farzan عزیز
1: وقتی لفظ "الاغ" رو بکار می بری شک نکن که خودت در سال 1930 هستی! (....)همه رو کیش خود پندارد:)
2: ببینم آیا این موضوع که اینها می خواهند وارد استادیوم بشوند یعنی اینکه از دیگر حقوق خودشون دست کشیدن !؟
و اونها براشون مهم نیست !؟ چه تناقضی بین اینها هست !؟
3: ببینم شما از کجا می دونید که برای رسیدن به دیگر حقوقشون تلاش نمی کنن !؟
4:یادت باشه عزیز که هیچ اتفاق بزرگی بدون جزئیات و نقطه شروع نبوده و نیست , یادته باشه اینکه اونها از کجا شروع کنن یک "حق" و یک "آزادی " در انتخاب است
وانکار اون خودش انکار "آزادی" هست
Posted by: علی رضا at March 3, 2006 03:51 PM
هر گز از مرگ نهراسیده ام , اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود ... هراس من باری همه از مردن در سرزمینیست که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد .......
Posted by: رضا at March 3, 2006 03:49 PM
سلام خوب البته چنين جنبش هايي قابل تحسين اما من يه انتقاد کوچولو ازتون دارم اونم اينه که چنين حرکاتهايي الان بيشتر شده مختص دخترها و زناني که به هر نحوي با مطبوعات سروکار دارند و متاسفانه خيل عظيمي از زناني که در صنفهاي ديگه کار ميکنند از اين دايره بيرونند که البته مسلما خودشان هم بايد دست به کار بشن ولي در هر حال شما که حامي حقوق زنها هستيد شايد بايد منطقه تحت پوشش خودتون توسعه بدين در هر حال به عنوان کسي که زن هست و توي جامعه مطبوعاتي ايران کار ميکنه از خيلي چيز خبر دار ميشيد که مثلا زني مه براي يه صنعت ديگه کار ميکنه ازش بي خبر باشه پس بياييد اين پوسته رو بشکنين تا نيروي قويتري داشته باشين و صد البته همه زنها بايد در جريان ماجراهاي مربوط به خودشان باشند.
Posted by: مجهول بي واسطه at March 3, 2006 02:54 PM
بابا واقعا عجب الاغايي هستين شماها!!! آخه همه مشکلات زنايه مملکت حل شد فقط استاديوم مونده؟؟!! واقعا حقتونه که از همه چيزايه زندگي محروم باشين! مادراي آينده مملکت که شماها باشين رييس جمهورش هم احمدي نژاد ميشه و تو سال ۲۰۰۶ هنوز مثل سال ۱۹۳۰ زندگي ميکنين!
Posted by: Farzan at March 3, 2006 04:30 AM
درودبهمه دختر خانمها که مورداحترام هستندو بنظم برای احقاق حق روش نافرمانی مدنیشان اثر گزار تر ه دیدن عکسها تمامش غرور افرین بوده غیر از یه عکس که از دیدنش منقلب شدم اتفاقا دوست کانادائی ام متوجه همان عکس موردنظر شدوبرایش توضیح دادم که چه اتفاقی افتاد ودوستم اصرار داشت که جویا شوم دختر خانمم مضروب زنده است ؟امیدوارم اسیب جدی ندیده باشد. حتی اگرضربهاش به هدف اصابت نکند همان حالت زشت وخشونت امیز جریمه سنگینی داره البته نه در دادسرلای انتظامی ایران مطمئنا با بودن شما عزیزان نسیم آزاذی را همهگان در ایران استنشاق خواهند کرد معتقد م هیچ وقت در آفساید نمی مانید ضمنا دو قطعه از عکس را در وبلاگ گذاشتم
Posted by: لاکو مه at March 3, 2006 02:53 AM
مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی مرسی
Posted by: علی at March 3, 2006 01:16 AM
My dear Iranian sister; I am extremly proud of you and wish you all the success as an iranian woman. Please next time take more women of all ages with you. I wish I was there with you. Let me know what I can do for you. Love Nahid
Posted by: Nahid at March 3, 2006 01:04 AM
دستش درد نکنه کاش همه دخترا رو کچل کنن تا ایندر به خودشون ننازن
Posted by: حامد at March 3, 2006 12:59 AM
فراموش نکنيم که مي شود و مي توانيم!!!
لينک داده شد.
Posted by: فوتبال احساسي at March 3, 2006 12:32 AM
سلام پرستو جان!امیدوارم حالت خوب باشه و خسته نباشی ...من که پایه ی ادامه دادنم ... اگه هستی بزن بریم ... برنامه ی شنبه چیه؟؟!
Posted by: امید ایران مهر at March 3, 2006 12:29 AM
it is shameful
Posted by: Anonymous at March 2, 2006 09:49 PM
یک سوال !
چرا زن ژاپنی و آلمانی و ... حق رفتن به استادیوم آزادی رو داره اما زن ایرانی این حق رو نداره !؟
چطور امنیت اونها تامین میشه اما برای زن ایرانی نمیشه !؟
آیا مشکل "ایرانی " بودنه !؟
مشکل نبود امنیت است !؟
چه ساده به گناه خود اعتراف می کنید !
شما ها که نمی توانید امنیت را برقرار کنید بهتر نیست این کار را رها کنید !؟
Posted by: مسعود at March 2, 2006 08:59 PM
جالبه...خیلی. خیلی هم خوبه که روحیت خوبه( امیدوارم همه بچه هاتون همین طور فکر کنن و به این قضیه مثبت نگاه کنن)حتما تجربه مفیدی بوده به خصوص برای اون بچه هایی که گفتی...حداقل اش اینه که از این به بعد با هم توی یه جبهه ایم و ه اندازه کافی توجیه شدیم برای برخورد با این تبعیض ها...
Posted by: rooz... at March 2, 2006 08:53 PM
سلام.راستش كار شما قابل تقديره به هر حال شكستن حصرها و برقراري تساوي است. اما مي توان اين هدف رو در نمونه هاي مهمتر جستجو كرد
Posted by: marjan at March 2, 2006 08:11 PM
:) لیلا خانوم اقتصاد خوندند؟
چه جالب فکر کنم حقوق هم خوندید.
خانوم دوکوهکی ( و حومه) خسته نباشید.
من یکی که امیدوارم.
Posted by: ناز ÷سر قرن at March 2, 2006 07:59 PM
سلام بر شما خواهران خوب (ببخشید دختر های خوب )از اینکه موفق نشدید بر تماشاگران خوب فوتبال (پسرای بی ادب ) رعشه بیندازید تسلیت می گوییم .انشاء با حسن نیت در مرحله بعد بدون ایجاد رعشه (مثل حضور در سینما ، تئاتر ،همایش ها و...) در کنار هم خواهیم بود .وادادت خود را با قسمتی ازاجزای آب داغ کن روسی الاصل به داور نشان خواهیم داد. من همه شما را مثل دختر خودم دوست دارم .
ولی هیچ کاری از دستم بر نمی آید.یعنی عقلم قفل کرده است .
Posted by: رزمگیر at March 2, 2006 07:49 PM
برای خبر گزاری "ایرنا" , واقعا" متاسفم
Posted by: آناهیتا at March 2, 2006 07:41 PM
تیتر مطلبت، یعنی که خستگی ناپذیری.. اما باز هم می گویم، خسته نباشید.
Posted by: ریحون بنفش at March 2, 2006 06:08 PM
همه شما را تحسين مي كنم. شايد ساليان زيادي طول بكشد تا اين حركتها به نتيجه برسد ولي نديدن نتيجه بلافاصله از ارزش كار شما كم نمي كند. درست مثل يك دانه كه ماههاي سرد زمستان را بي هيچ اثري از رويش زير خاك مي ماند و تا بهار صبر مي كند ، همه ما هم بايد تا رسيدن ، صبر كنيم ....
Posted by: آزاده ط at March 2, 2006 04:38 PM
سلام
به هر حال وقتی منطق نباشه جفتک انداختن میشه بهترین گفتمان!
Posted by: رضا مهدوی at March 2, 2006 04:06 PM
Parasto jan, khaste nabashid! man ien ware donya oeftadam valy har roz faaliyat haye shoma ra donbal mikonam wa hasrate ien ra mikhoram ke chera pishe shoma nistam. albate nemidonam agar ham bodam shahamat shoma ha ra dashtam
Posted by: sara at March 2, 2006 03:11 PM
سلام همشیره خدا قوت...
ایرنا جا زد خبرشو اصلاح کرده...!!
Posted by: mamalee at March 2, 2006 03:00 PM
رفتن و موندتون با ارزش بود، به همون اندازه دفعه پیش.
Posted by: هما at March 2, 2006 02:06 PM
خسته نباشید، به نوشته ی شما لینک دادم، نمی توانستم بی تفاوت باشم، موفق باشید!
Posted by: دینا at March 2, 2006 01:47 PM
سلام
خوشحال شدم
ما و من اندر خم تکرار یک پاییز زرد و برگ ریز از فراز شاخسار زندگی چون زرد برگی تلخ و بی بنیاد خواهیم ریخت
میروم اما اگر روزی میان خاطرات تلخ و شیرین رنگ بی رنگی از من و ما یافتی بهترین رنگی که میخواهم مرا با آن به تصویر خیالت انگیزی التماست میکنم با رنگ سبزین دعا نقشم بیارایی
Posted by: شورش at March 2, 2006 01:07 PM
افسوس......!!!!
Posted by: shahram at March 2, 2006 12:48 PM
خسته نباشید.....
Posted by: maryam at March 2, 2006 12:38 PM
دمتون 11.5 متر . خدائيش ها شما 50 نفر از 50000 تا مرد ، مردتر هستيد . ولي اگه يه سري به وبلاگ من بزني متوجه ميشي كه چرا خانها رو راه نميدن استاديوم . مطلب 11 دي وبلگ منو حتما بخون
Posted by: علي جووون at March 2, 2006 11:27 AM
در کل ما فکر میکنیم رفتنتان به استادیوم کار خوب و بجایی بود. منتها اینجا رسانه باید درست عمل کند که با تعداد کم و انگشت شمار نمیشود اعتراض را به گوش ملت رساند. شاید اگر تعدادتان بیشتر بود برش هم بیشتر مینمود. در هر حال کارتان دست مریزاد دارد. مسئولان عزیز دردانه فکر کنند این چند دختر جوان هم آمده اند که از حق اصلی خود (آزادی) که هیچ دلیلی برای سلب آن نیست، دفاع کنند.
چنان که انرژی هستهای حق مسلم ماست!!!
Posted by: محسن حسینیان at March 2, 2006 11:18 AM
سلام...خيلي با كار جعفر پناهي حال كردم.راستي...لينك من رو جا نداختي ها!
Posted by: Maryam Mohtadi at March 2, 2006 10:47 AM
Our minds and souls were with you. All more power to you. Great accomplishment
Posted by: Elham at March 2, 2006 10:28 AM
متاسفم برای اونهایی که خودشان میخواهند تیم ملی نصف حامیانش را از دست بدهد٬ و خوشحالم که حرکتها هنوز هم جاریست.
Posted by: فواد at March 2, 2006 10:07 AM
سلام و درود برهمه زنان آگاه ایران علی الخصوص زنان پيشگام و پيشرو
پرستو جان خيلی دلم ميخواست کنارتان باشم.اما به دلايل خيلی مسخره ای نتوانستم اینبار کنارتون باشم.دفعه بعد حتما خواهم آمد.
به همه اتان خسته نباشيد می گويم.
دفعه پيش چند نفر بوديد. اينبار 40،45 نفر دفعه بعد بيشتر ميشيم.
به آقای فواد خان هم اطمينان ميدهم که تلاش زنان ايران برای احقاق حقوق از دست رفته اشان ادامه
خواهد يافت.البته همه ما هم به خوبی میدانیم کار سخت و پر زحمت و طاقت فرسايي است امانگران نباش برادر جان.ما همه تلاشمان را خواهيم کرد.
به اميد ايرانی آباد و آزاد
Posted by: فرزانه at March 2, 2006 09:40 AM
من به همتون افتخار می کنم و خوشحالم که زنم.
Posted by: رکسانا at March 2, 2006 09:28 AM
سلام مطلبي در اين باره نوشتم خواستي مطالعه بفرما
Posted by: sepehr at March 2, 2006 06:48 AM
در بلاگ نیوز لینک داده شد ... خسته نباشید
Posted by: Achilles- آشيل at March 2, 2006 06:01 AM
هياهو براي هيچ - شكايت از خانم شيرين عبادي!!
http://www.kayhannews.ir/831027/2.htm#other200
Posted by: حسن at March 2, 2006 04:24 AM
واقعاً حیف که فقط 50 نفر بودید. تو وبلاگم در این مورد یه مطلب نوشتم اگر دوست داشتین نگاه کنید.
Posted by: آرش at March 2, 2006 04:23 AM
پرستو جان. ای کاش که میشد بريد اون تو. اين جوری خستگی میمونه تو تن آدم.
Posted by: نيما at March 2, 2006 04:10 AM
"There is not enough darkness in the world to put out the light of one candle." You may not believe what I say today it today but 10 Esfand will be remembered as a great day in the history of Iran’s women’s movement.
Posted by: N at March 2, 2006 03:29 AM
بغض در گلو یمان پیچید
اشک در نگاهمان خندید !
همه جا غرق سکوت
هق هقی جاری شد
هوا بس ناجوانمردانه سرد است !
باید رفت ...
Posted by: علی رضا at March 2, 2006 02:26 AM
14 rooz ta akbar e ganji!
Posted by: چه فرقی می کنه at March 2, 2006 01:45 AM
راستي ميخواستم يه چيزي بگم ولاپان اومده بوده اين بازيو از نزديک ديده بوده از فيفا هم براي بررسي فوتبال بانوان اومدن ايران فيفا واقعا قدرت منده و حسابي داره حکومت ميکنه به نظرم اگه اين مسئله رو بصورت اي ميل ي که جمع زيادي امضاش کرده باشن و بفرستيم فيفا شايد در آستانه جام جهاني اتفاقي بيوفته چون اصولا تجربه ثابت کرده فشار خارجي کمک بيشتري ميکنه
Posted by: arefe at March 2, 2006 01:33 AM
باورت نمی شه خیلی وقتها دوست داشتم یه زن باشم ...
دارم لینکها رو می بینم ... بغضم گرفته ... این لبخندهاتون خیلی تاثیر گذاره ... به همه تون افتخار می کنم ... تقديم به سرهنگی که گفت کارش دروغ گفتن است ... به این جمله افتخار می کنم ... کاش حسم را می دانستی ... کاش
Posted by: فواد خاک نژاد at March 2, 2006 01:27 AM
سلام
بعدشم از اوتتون متاسفم من هم این فاجعه را در بلاگم ثبت کردم شما را هم لینک کردمقبلش هم این مستر آرمان چی میگه؟
Posted by: مها at March 2, 2006 01:17 AM
شنیده ها حاکی از آن است که بسیار کتک خورده اید!؟
جدی کتک زدن نامردا !؟
زدن !؟
پرستو:
من نخوردم! اما بعضی از بچه ها کمی کتک هم خوردند متاسفانه.
Posted by: ترنم at March 2, 2006 01:15 AM
زنان یک ، نیروی انتظامی صفر & خانم دوکوهکی عزیز این نوشته را هم نگاهی بیندازید ... ممنونم...http://foaad.blogfa.com/post-154.aspx
Posted by: فواد خاک نژاد at March 2, 2006 01:11 AM
جمله «تقدیم به ...» تمام زهر شکست را به جام آن نامردان ریخت.
Posted by: میرزا پیکوفسکی at March 2, 2006 01:08 AM
ببخشید این سومین و آخرین مطلبی است که اینجا می نویسم
خبر ,خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران رو نگاه کردین !؟
http://www.irna.ir/fa/news/view/menu-154/8412105475180626.htm
حضور اين بانوان در ضلع غربي ورزشگاه آزادي ، براي دقايقي مانع از حضور علاقهمندان به ورزشگاه آزادي شد.
عامیانه تر میشه اینکه یک عده مزاحم که بر حسب اتفاق زن هم بودن آمده بودند استادیوم,مانع این شدند که یک عده از سینه چاکان عاشق فوتبال از نوع مذکر داخل استادیوم بشوند !
ای مزاحم ها :)
حالا مزاحم مردا میشید !؟
خدا جیزتون کنه :)
Posted by: آرمان at March 2, 2006 01:07 AM
جالبه.مشكل تربيتي نيمي از جامعه(اگه نيمه ديگه قرار باشه زندگي كنن)حل شد.ديگه لازم نيست مردان تربيت بشن.هر جا بي ادبيشون گل كرد زنها رو راه نمي دن.
Posted by: hani at March 2, 2006 01:04 AM
یه پیشنهاد براتون دارم . موقع بازی این تلویزیون های تبلیغاتی داخل شهر بازی را به طور مستقیم پخش میکردن کاری که میتونید انجام بدین اینه که موقع بازی های بعدی گروهی کنار این تلویزیون ها توی یکی از میدون های اصلی شهر ( مثل تجریش یا ونک ) بنشینید و بازی را تماشا کنید و تیم ملی را تشویق کنید چون داخل شهر و بین مردم هم هست تاثیرش خیلی بیشتره لطف کن به بقیه هم بگو تا اگه شد یه برنامه برای بازی بعدی بذاریم و مثلا همگی توی میدون تجریش جمع بشیم و بازی را ببینیم
Posted by: kartaj at March 2, 2006 12:50 AM
درست ساعت قرارتان یک پیش بینی تلخ کردم ... زنان در استادیوم آزادی , آفساید ... که لینکش را هم در پندار گذاشتم ... خوشحال می شوم نگاهی بیندازی ... http://foaad.blogfa.com/post-153.aspx
راستی... نا امید نشوید ... شما را به خدا ...
Posted by: فواد خاک نژاد at March 2, 2006 12:50 AM
ببخشید یه سوال تو این عکس که لینک دادید
http://axnevesht.ir/2006/03/democracy.html
می خواد با لگد بزنه تو کمر اون خانم بنده خدا !!؟
یا پاش رو بلند کرده پشتش رو بخارونه !؟؟
Posted by: آرمان at March 2, 2006 12:48 AM
اگر توصيه حاج آقا حسين (سیستم دستمال ابریشمی) را گوش کرده بوديد حتمن موفق میشديد.
Posted by: Rokgoo at March 2, 2006 12:43 AM
«حالا يعنی همه چی دنيا انقد خوب شده ، همین ممنوعیت رفتن به استادیوم مونده، دختر جون؟»
Posted by: hamed at March 2, 2006 12:41 AM
تا به حال اينقدر يک صفحه را ريفرش نکرده بودم. هر چند دقيقه يکبار هی کنترل پنچ را ميزدم تا ببينم بروز کردهايد يا نه.
داستانی بود امروز. صحنهها دارد جلوی صورتم رژه ميروند. صدای جيغ بچهها بر اثر ضربات پوتين توی گوشم است. آنجايی آن ستوان به دنبال شما ميدويد و شما را صدا ميکرد تا نگذارد شما و دوستانتان به دربغربی برسيد و شما انگار نه انگار که صدای او را ميشنويد و به راه خودتان ادامه داديد تا به دربغربی رسيديد، خيلی برايم احترامانگيز بود. روز ۱۰ اسفند را به خاطر ميسپاريم.
Posted by: حمیدرضا at March 2, 2006 12:39 AM
چه روز عجيبي بود يا شايد عجيبش کردن
Posted by: arefe at March 2, 2006 12:36 AM
خسته نباشی :)
خدا قوت :)
فکر کنم الان خوب فرق دوران احمدی نژاد رو با خاتمی درک کرده باشید؟؟
اگر بیشتر رئیس فدراسیون ورزش زمان خاتمی باعث شده بود که دفعه قبل وارد استادیوم بشید یادتون باشه که اون رو هم خاتمی انتخاب کرده بود :))
بازم بگید خاتمی هیچ کاری نکرد :)
کی بود می گفت !؟؟؟
راستی این اولشه حالا 3 و اندی مانده است خانم :)
موفق و پایدار باشید :)
Posted by: آرمان at March 2, 2006 12:35 AM
خسته نباشی واقعا! ولی یه چیزی واسه اینکه شاید ادب شن همتون برید پولاتون رو پس بگیرید.روی بلیط ها که ننوشته بود ورود خانمها ممنوع.
Posted by: Leila at March 2, 2006 12:24 AM

