در آف‌سايد نمی‌مانيم

بعضی آدم‌ها «انسان» هستند و خب خوشحالم که الان با يک انسان صحبت کردم. جعفر پناهی به همه‌ی ما که ديروز رفتيم جلوی استاديوم و راهمان ندادند، خيلی محکم گفت: «خسته نباشيد!»
می‌دانم که به خاطر ساختن فيلمش، آف‌سايد، ماجرای ورود زنان به استاديوم را پی‌گيری می‌کند اما پيدا کردن شماره و دلگرمی دادن فقط از يک انسان برمی‌آيد. ممنونم آقای پناهی.

مرتبط:
عکس پيام برازجانی از بازيگران فيلم آف‌سايد

ادامه:
راستی يادم افتاد توی هاگيرواگير اتوبوس و جيغ‌ودادهای ما، فريدون عموزاده‌خليلی مهربان هم تماس گرفت و روحيه داد. داشتيم حرف می‌زديم که علی کريمی گل اول ايران را زد. خلاصه که ممنونم از اين‌که ياد ما بوديد آقای عموزاده.

مهم:
يک موضوع مهم که باز يادم رفت بنويسم: از جعفر پناهی قول گرفتم توی اکران خصوصی بعدی فيلم برای ما بليت کنار بگذاره دخترها!



March 2, 2006 10:15 AM


Comments


واقعاً برای ملّتی با پشتوانه تمدنی ما خیلی زشت است که هنوز مشکلاتی از این دست گریبانگیرمان باشد.
ولی اگر جدی بگیریم میتوانیم چنین ننگهایی را از این سرزمین برکنیم.
من (بقول اسدالله علیمحمدی :مردهای فمینیستی!) هم با شمایم.

Posted by: صادق جم at March 4, 2006 06:04 PM

پرستو جان یک پيشنهاد دارم.
اینکه دفعه بعد با مسولین ورزش بانوان ادارات ،کارخانه هاو سازمان ها و ارگانها هماهنگ کنيد که در ادارات خودشان از قبل یک فراخوان داشته باشند.الان اینکار فقط در سطح خیلی کوچکی انجام شده اعضا چند روزنامه و مجله و چند دختر دبیرستانی.البته کار بزرگی بوده اما درسطح محدود. حداقل برای بانوانی که در اِین ادارات از استادیوم و ساعات ورزش برخوردارند يا عضو تیم کارخانه یا اداره خود هستند. اگردر قالب خيلی منسجم هم با شما همکاری نکنند حداقل اگرشما با صد نفر حرف بزنید شاید بیست نفرشان مجاب شوند که اینکار را در سطح سازمان خود انجام دهند و حرکت آِينده با برنامه ریزی و هماهنگی خواهد بود.
باز هم تشکر و باز هم خسته نباشید.خدا قوت

Posted by: فرزانه at March 4, 2006 11:54 AM

سلام این جریان اومدن دخترا به ورزشگاه نباید جلوی اکران این فیلمو بگیره اما کو گوش شنوا

Posted by: رایان at March 3, 2006 08:21 PM

پرستو موبايلت خاموشه. وبلاگمو ببين.

Posted by: azadeh at March 3, 2006 07:56 PM

پرستو جون مرسي از اينكه خبر وبلاگ دار شدن منو دادي.ولي عزيز وبلاگ من روزمزه‌گي‌ها است نه روزمره گي‌ها. قراره از مزه‌هاي روزانه ام بنويسم!

Posted by: مريم شباني at March 3, 2006 05:47 PM

باسلام
روز 29 اسفند روز آزادي اكبر گنجي ‚ با شاخه هاي گل مقابل زندان اوين ‚ ساعت 10 صبح فراموش نشود.
منتشر كنيد.

Posted by: راز at March 3, 2006 05:32 PM

پرستو جون منم وبلاگ دار شدم. منتظر شنيدن نظرت درباره وبلاگم هستم.

Posted by: مريم شباني at March 3, 2006 04:59 PM

سلام / به این لینکیدم / دیروز بابام در اومد / اینجا بالا نیومد ... چرا ؟ / چن جا چیزایی خوندم که جالب نبود ... دوستان اگر دنبال براندازی هستیم به نظرم ول معطلیم ... آمریکا تا حالا 100-200 تا رییس جمهور داشته اما سر جاش بوده / فرانسه یه انقلاب کبیر بیشتر نداشته / آلمان / انگلیس / ژاپن ... همه دولتهاشونم مخالف داشتن / اما ما فقط به فکر انقلاب و براندازی و ... هستیم / شاه و انداختیم بیرون اینارو آوردیم حالا میگیم اینا برن ولیعهد بیاد / فلان بشه ... آمریکا بیاد کمکمون ( بالا سرمون )/ آخه چرا خودمون به خودمون حکومت نکنیم ؟ / ما همت کنیم بریم تو صحنه ، حرفمونو به کرسی بنشونیم ... به همه دوستان پیگیر و خیرخواه که به فکر پیشرفت هستن و روی پای خودشون ایستادن تبریک میگم / از درگیری پرهیز کنین / ما که دعوا نداریم / ما حرف داریم ...

Posted by: محمد جعفرپور رودگلی at March 3, 2006 03:34 PM

سلام
دوست گرامي من از همان 100000 پسري هستم كه ورزشگاه و باشگاه و خيابون و سينما و ... مال ماست.ولي تو رو خدا براي احقاق حقوقمون تخم نفرت نكاريم.تواين جامعه هزاران سال مرد سالاري بوده اما الان ديگه شرايط عوض شده.خواهش ميكنم به مردها و پسرا به چشم دشمن نيگا نكنيد.اين نمونه اي كه پيش اومده مثل صد ها مورديه كه اين ملت بايد با چنگ و دندون به دست بياره.من از اونائيم كه به هيچ كس شعار مرگ نميدم (سياسي حرف نمي زنم و اصلا مسئله اصلي ايران رو سياسي نميدونم)ما مشكلاتمون از جاهاي عميق تريه كه بايد با صبر و متانت و شعور و پشتكار ،اونا رو حل كنيم.به خدا مردا هم تو اين جامعه اسير يه سري پايان ناپذير مشكلاتي هستن كه تو جوامع ديگه از حقوق اوليه هست.اما چيزي كه منو اميد وار ميكنه اينه كه اونا هم قبلا وضعشون اينجور نبوده و كم و بيش مسائل ما رو داشتن. به هر حال دوست عزيز و همه دخترا و زناي ايران بدونيد ما هم در كنار شما هستيم (و بهتره بگم ما همه ملت ايران در كنار هم هستيم) به اميد بهروزي ايران و ايراني

(برام ميل بزنين لطفا)

Posted by: احسان at March 3, 2006 01:05 PM

پرستو جان
خسته نباشی ... حضورتان دل گرمی بزرگی برای ماست ...برای اکران فیلم ما را فراموش نکنید ازتله آفساید خسته ایم

Posted by: mehraveh at March 3, 2006 11:48 AM

راستی حالا که بحث فیلم شد اگه وقت کردی یه سر به صفحه من بزن و بگو راجع به اسکار امسال چی فکر می کنی. فکر کنم اکثر فیلما امسالو دیدی

Posted by: محمودرضا at March 3, 2006 11:30 AM

salam

kare khili bozorghi mikonid va chon midonam behesh eteghad darid hatman movafagh mishid midoni hamisheh zorgo az kham shodan poshte zaeif estefadeh kardeh bari control kardan va bari inkeh bekahi az halat khamideh dobareh beisti va talab koni hadeghalaharo bayad khili energy sarf koni o sakht begzaroni pas khasteh nabashid

Posted by: ali at March 3, 2006 04:45 AM

raahetan por rahro baad

Posted by: vojdan at March 3, 2006 04:20 AM

1-به نظر من اون کسی که پیشنهاد کرده هممون بلیط بخریم تا ورزشگاه نصفش خالی بمونه پیشنهاد خوبی کرده!
2-میشه جریان تماس آقای پناهی رو یک کم مفصل تر تعریف کنی؟

Posted by: niloofar at March 3, 2006 02:17 AM

باسلام.خانم دوکوهکی واقعا خسته نباشید.اما چند نکته:
1-حتما کارتان راادامه دهید.
2-تلاش کنید تعدادزنان بیشترشود.
3-سعی کنیدازاین حوادث درس بگیرید.
4-تلاش کنید این کار صورت فراملی وعلیه منافع نظام به خودنگیرد.

رسیدن به دموکراسی وبرابری نیازمند صبروتلاش است.

Posted by: اندیشه at March 3, 2006 01:48 AM

لطفا اينو بخونين:

چرا كسي نمي خواد يك فكري به حال اقتصاد در حال مرگ اين كشور بكنه؟
واقعا علم اقتصاد اين قدر دست و پا بسته است كه تورم در ايران انقلاب كنه؟
ديگه توكلي اصولگرا هم آب روغن قاطي كرده!
مي ترسم روزي برسه كه از ترس از دست دادن چند مولكول اكسيژن در هواي ايران، هرگونه اعتراض را كنار بگذاريم!
اقتصاد! تورم! مرگ! .......

Posted by: Sadeq at March 3, 2006 01:46 AM

shadidan ehsase chicken run dast dad behem az in jomleie akhar!

Posted by: ata at March 3, 2006 01:28 AM

تبريك ميگويم..شايد اينبار نشد ولي با يك گل كه بهار نميشود

Posted by: اي كيو سان at March 3, 2006 01:18 AM

هر چند همين حركت هم موفقيت بزرگي بود،ولي اميدوارم دفعه بعد با ورود به استاديوم از ابتداي بازي موفقيت بزرگ تري رو جشن بگيريد.

Posted by: ardeshir at March 3, 2006 12:38 AM

زن فکر می کند که خودش مرد زندگی است زن مرد زندگی است!! ولی مرد نيست؛ مرد
گاو است در تحمل شخم هزاره ها اسبی است چارنعل... و اين درد مسخره است

Posted by: ali masoudi at March 3, 2006 12:32 AM

سلام به همه زنان و دختران آزاد اندیش و دلیر ایرانی
به عنوان یک مرد ایرانی افتخار میکنم که هم وطن شیر زنانی چون شما هستم.
و هر کاری از دستم بر بیاید برای کمک که چه عرض کنم ، قطره شدن در دریای شهامت و آزادگی شما حاضرم انجام بدهم.
اما به دو دلیل این کار برایم مقدور نیست.
اول اینکه من فردی سیاسی هستم که ارتباط من با شما جز دردسر و بازجویی چیزی برایتان نخواهد داشت.
دوم من دور از خاک عزیزم هستم.

ولی همیشه و هر شب با یاد شما دوستان و آروزی موفقیت پیروزی برایتان می خوابم.
به امید اینکه من و امثال من حق استنشاق هوای ایران را داشته باشیم.

پ.ن. می خواستم لینک وبلاگ شما را در گروه اینترنتی ایران آزاد ثبت کنم. اما نگران شدم برایتان مشکل ایجاد کند.

آرش کمانگیر

Posted by: آرش کمانگیر at March 3, 2006 12:12 AM

سلام
خسته نباشید
نتیجه حاصل اصرار بر گرفتن حقه صبور باشید .

Posted by: farid at March 3, 2006 12:08 AM

"مهم:
يک موضوع مهم که باز يادم رفت بنويسم: از جعفر پناهی قول گرفتم توی اکران خصوصی بعدی فيلم برای ما بليت کنار بگذاره دخترها! "

جدن که ای دل خوش!
خسته نباشی ، قهرمان. در عوض خوردن چند تا لگد ، لااقل یه اکران خصوصی نصیب شون شد!
تبریک به آقای پناهی!ایشون واقعن انسان فدا کاری هستند!
خوش باشید.

Posted by: hamed at March 2, 2006 09:30 PM

من هم با شما همراه بودم...خب شاید دیگر بار دوست من. فردا روشن است.(و امروز هم (;)

Posted by: barani77 at March 2, 2006 09:25 PM

ممنون که اقلا شما ها یه کاری می کنین...

Posted by: rooz... at March 2, 2006 09:04 PM

دمتون گرم بابا دمتون گرم

Posted by: gistela at March 2, 2006 09:00 PM

چه حرکت قشنگی!حیف که اخرش خوب نشد و یه حسرت موند و افسوس. نه بخاطر اینکه نشد برید تو بخاطر اینکه ما هنوز باید برای ابتدایی ترین حقوقمونهم دست و پا بزنیم.همین هفته پیش بود که یه گوشه دنیا کلی ادم کلی انسان دور هم جمع شده بودند و فارغ از نگاه جنسیتی برای پیروزی مبارزه میکردند و گروه دیگه تمرین شاد بودن و کنار هم بودن را.شادی بود و رنگ برای اونها و افسوس برای من که چرا ما اینقدر ددلتنگیم....................به هر حال پرستوی عزیزتبریک به تو و همه همراهان بخاطر جسارت داشتن .خسته نباشی بخاطرحرکت و ساکن نبودن و همدردی بخاطر همه توهین ها و بی حرمتی ها.......................امید وارم هممون میل خواستن رو در خود بوجود بیاریم و این جور حرکت ها مدنی رو تجربه کنیم
راستی گزارش امروز ت تو اعتماد ملی خیلی جالب بود دستت درد نکنه.جواب اون دختر تکیه کرده به دیوار خیلی به دلم نشست"مهم اینه که همه جوونا دچار سکونن"
دنبالک بی ربط:هر چی فکر میکنم این مال کیه یادم نمیاد ولی این روزا دوسش دارم"کاش سرم را بر دارم و برای یک هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم/در تاریکی یک گنجه خالی/روی شانه هایم در جای سرم چناری بکارم و برای یک هفته ای در سایه اش ارامش بگیرم"

Posted by: navid ekhtiari at March 2, 2006 08:57 PM

پرچمی که تو بر دوش می کشی!


باد حيران است
وقتی که می وزد بر پرچمی که تو بردوش می کشی،
وانگاه که می نوازد بر گونه های تو -
که بر آن مهر وطن نقش شده با پرچم سه رنگ!

نغمه های قلب شما در باد فشرده خواهد شد
و ديوارهای «جدايي» را فروخواهد ريخت!
آن روز دور نیست:
کهکشان راه شيری خواهد لرزید،
وقتی که در استادیوم هفتاد میلیونی
«آزادی» را به شادی نشسته اید!


نگاه کن
یک دوجین تابوت
برمی گردانند به حجره های ظلمت و متروک
جنازه های کفن شده
در جهالت هزار ساله را...

همگی خسته نباشید. لینک دادم!

Posted by: آرش ( Mother Earth) at March 2, 2006 08:35 PM

کارتون قابل تقدیره ولی چیزی که فکر من رو به خودش مشغول کرده اینه که شمای نوعی به عنوان یک اکتیویست یا یک فعال زنان یا یک دلسوز و یا حتی یک انسان چه ایده و برنامه ای برای مهار این احساسات روان برانگیخته شده از تبعیض های جنسیتی و شهروندی دارید؟ آب روان بسیاره اما اون چیزی که اون آب رو تبدیل به نه مایه حیات که مایه پیشرفت میکنه مهار آبهای روان در پشت سده ... عمق تصویر زشت و تیره و تار تبعیض ( و فکر نمیکنم پسوندش هم مهم باشه که جنسیتیه! مذهبیه ! و ...) نشون داده شد و حالا ...؟
بهرحال موفق باشید و پیروز . نداشتن حق ورود به استادیوم آزادی میتونه سمبلی باشه از هزاران حق زیر پا گذاشته شده .

Posted by: Armin at March 2, 2006 08:06 PM

parastoo jan in linke offside, film e aghaye panahi nistesh.

Posted by: sana at March 2, 2006 06:50 PM

اکران خصوصی حالا کی هست دوست جان همراه؟:)

پرستو:
قرار شده خبرش رو بده! می گم بهت رفيق!

Posted by: امشاسپندان at March 2, 2006 06:36 PM

يه سري هم به وبلاگ من بزنيد. اولين خبر حضور دخترها در استاديو رو من زدم. وبلاگ فارنهايت11/9
soheilsoley.blogspot.com

Posted by: سهيل at March 2, 2006 05:09 PM

متاسفم از اين تبعيض بي پايان

Posted by: غريبه at March 2, 2006 05:09 PM

خسته نباشيد. مهم اينه كه تلاش كرديد. به جسارت و شجاعت همه اون خانومها آفرين ميگم.

Posted by: پدر at March 2, 2006 05:02 PM

yadam be on harekatet ke miofte khandam migire... e agha bilitamono bedin alan mosabeghe shoro mishe :)

Posted by: banoyeordibehesht at March 2, 2006 04:53 PM

پرستوی گل،
خسته نباشی و همیشه همینطور در گرفتن حقت پرکار باشی. رفتن توی استادیوم الزاماً پیروزی نیست. همینکه اعتراض کردید و صداتون رو به گوش خیلی ها رسوندید پیروزی بزرگیه. همیشه موفق باشی.

Posted by: سیما at March 2, 2006 04:40 PM

زنده باد و صمیمانه هزار بار اصلا یه ذره هم خسته نباشید پرستو جان.... هشت مارس مبارک...

Posted by: سهیل at March 2, 2006 03:46 PM

vaghan khaste nabashin

Posted by: Anonymous at March 2, 2006 03:12 PM

سلام
یکی گفته
باید این کوچه نشینان ساده بدانند
جرم باد ربودن باغهای خاطره نیست

Posted by: tondbad at March 2, 2006 03:06 PM

خسته نباشيد. حتما موفق ميشويد. اما تعدادتان كم است. چون به درگيري مي انجامد خيلي از دخترها نمي آيند. بهتر است تا آنجا كه ممكن است آرام اعتراض كنيد تا بقيه هم بيايند. همچنين ميتوانيد يك تلويزيون رو با ماشين استيشن ببريد اونجا و بيرون استاديوم بازي رو از تي وي ببينيد هيچ كس هم نميتونه معترض بشه. انعكاس خبري خوبي هم داره. يك كار ديگه هم كه ميشه كرد اينه كه هر دختر همفكر شما يك بليط بخره ولي استاديوم نره. ميدونيد 50 هزار جاي خالي براي فدراسيون كه يك بازي خانگي انجام ميده و به تشويق احتياج داره خيلي مهم است و نميتونه بي تفاوت باشند.
يعني نميشه 50 هزار دختر مخالف تبعيض رو با هم بسيج كرد كه 1000 تومان خرج كنند؟ با SMS امتحان كنيد مطمئن هستم مادربزرگ من در شهرستان هم اين SMS را دريافت خواهد كرد. پس از انجام بازي هم پشت بليط بنويسند حضور در آزادي حق مسلم ماست و در سطح شهر رها كنند.

Posted by: يك پسر at March 2, 2006 01:46 PM

بازی تازه شروع شده است رفیق

Posted by: پدرام at March 2, 2006 01:24 PM

واقعا خسته نباشید و اکران خصوصی هم خوش بگذره! پایدار باشید

Posted by: Alius at March 2, 2006 12:59 PM

سلام...اگر همینطور ادامه بدین شاید اولین حضور شما در ورزشگاه بازی ایران و آرجنتین باشه که اونهم به علت باخت سنگین تیم ما و مسبب دونستن حضور خانمها در این باخت & آخرین بار هم باشه ...گذشته از این ها ...واقعن درود بر شما ...خسته نباشید ...

Posted by: سیاورشن at March 2, 2006 12:48 PM

salam
delam mikhad beshinam hameye neveshteh hato bekhonam
bashe mikhonam va baed ye 200-300 taei ham nazar midam
felan

Posted by: ten years old child at March 2, 2006 12:34 PM

الزاما انجام شدن یک کار معنی پیروزی نمی ده. همین طور که در راس قدرت بودن و زور گفتن نشانه خیلی چیزها نیست. (زیاد شلوغش نکردم که کامنتمو سانسور نکنی)
بدون که برای ما خیلی عزیزی و بزرگ. غصه بقیه شم نخور درست میشه:)

Posted by: محمودرضا at March 2, 2006 11:54 AM

سلام

منم بهتون خسته نباشيد مي‌گم
ان‌شاءاله كه موفق باشيد

Posted by: مجيد at March 2, 2006 11:31 AM

سلام پرستو
خشته نباشيد
به نظر من كار اين دفعه شما از سري پيش بزرگ تر بود اون يك پيروزي ساده بود ولي اين بار ايستادگي با تمام توان .
من منتظر قرار بعدي شما هستم

Posted by: صبا at March 2, 2006 10:50 AM

Post a comment





Remember Me?