شوقِ تبريک گفتن و شنيدن
لعنت بر «داتک» که اينترنت نداشتم ديشب.
هووووووووووراااااا! خوشحالم از دستور رئيسجمهور به بازکردنِ درهای ورزشگاهها به روی زنان. شادم. میدانی، يکجور موفقيت مدنیِ شيرين است. هرچند کوچک، شيرين است و به جانم نشسته.
تبعيضهای جنسيتی يکی و دو تا نيست، در يکی و دو دسته هم طبقهبندی نمیشود. اما فکر میکنم دستهای بزرگ –و اغلب کماهميتپنداشتهشده- از اين تبعيضها، آنهايی هستند که عرفی و دستوری و خارج از هر قانونی اعمال میشوند: همين ممانعت بیدليلی که از حضور زنان در بعضی از ورزشگاهها میشد يا شايد کارکردنِ زنان در کافیشاپها، مجوز ندادنهای بیشمار برای کسب و کار به خاطر زن بودن و نمونههای بیشمار ديگر که هر کدام از ما، زنان، که فکر کنيم فهرست بلندبالايی به ذهنمان میرسد.
ماجرای استاديوم و خواست زنان برای ورود به آن مطرح شد، با حرکتهای کوچک اکتيويستی پیگيری شد و دستِ آخر تبديل شد به مسئلهای جدی برای مسئولان. از منابعی خبر داشتم که در جلسههای شورای تأمين استان تهران اين موضوع بارها طرح و بحث شده؛ بحثهايی با نظرهای مخالفِ شديد و موافقِ آرام!
از طرف ديگر فيلم «آفسايد» و –به نظرم- هوشمندی جعفر پناهی هم به کمک آمد تا در آستانهی برگزاری بازیهای جام جهانی آلمان، يکی از چندين و چند حق شهروندی پايمالشدهی ما در جای درستش قرار بگيرد.
خوشحالم و نکتهی مهم برای خودم، حضور مستمر در يک کمپين (از لغت مبارزه خوشم نمیآيد، ياد رزمندگان میافتم و جنگ و اينها!) اجتماعی بود. پافشاری و تأکيد بر خواسته. برنامههايی هم در سر داشتيم، اگر اين نامهی رئيسجمهور به رئيس سازمان تربيتبدنی نوشته نمیشد؛ ايدههايی برای پیگيری کمپين در شکلهای ديگر.
حالا وقتش است خواستههای ديگرمان را پیگيری کنيم: هر چه را که برايش تلاش کنيم، به دست میآوريم. کاری ندارم به سياست که گاه تحليلی برايش نمیيابم. در اين وضعيت نمیدانم چه قرار است از دست بدهيم در ازای اين حرکت –اگر که سياست را عرصهی بدهبستان بدانيم- اما همين که چيزی را به دست آوردهايم شادم میکند و انرژی میدهد برای حرکتهای بعدی.
باور نمیکنم بدون تلاشهای زنان، بدون تبديل کردن اين موضوع به مسأله، فقط به ضرب بدهبستانهای سياسی چنين اتفاقی میافتاد. باور ندارم و فکر میکنم همهی آنچه انجام دادهايم مؤثر بوده.
يادم است خيلی قبل، که برای بازی دوستانهی ايران و آلمان به استاديوم آزادی رفتيم و کتک خورديم، در جواب علی معظمی عزيز –که گفته بود رفتن به استاديوم اولويت مسائل زنان نيست- نوشتم که اولويت نيست اما رفع تبعيضی دردسترس است. خوشحالم که زياد بیراه فکر نمیکردم.
میگويند مسابقهی تدارکاتی ايران-بوسنی روز دهم خرداد است در استاديوم آزادی؛ دخترها، پسرها، با هم میرويم اين بار. مبارک باشد!
*عکس از: منصور نصيری
مرتبط:
حداقل ها را دوست می دارم - فهيمه خضرحيدری
آزادی های بی اهميت - نگاهِ تلخِ نويسنده ی «زيبای سخت» در نقد نظر من که البته جواب دارم.
حزب فاشيسم کم آورده؟ - عامل ناشناخته
پذيرفتن شکلات - مريم مهتدی
احمدی نژاد: زنان ،تاج سر ما هستند؟! - محبوبه حسين زاده
کمال گرا نباشيم - انار
منفعت یا مصلحت - مردم ايران ما
حرام و مباح - فخرالسادات محتشمی پور، مشاور سابق زنان در وزارت کشور
فتوا عليه رفتن زنان به استاديوم ورزشی - اکبر منتجبی
سند ازدواج برای نماندن در آفساید - مصطفی قوانلوقاجار
فقط برای آرشیو دستورات نهاد ریاست جمهوری - سينا ديلی
خروج از آفساید - خسرو نقيبی
سنجيده نبود - سرمقاله کيهان
حق مسلم هست يا نيست؟ - آرش غفوری
دست گدايي آقاي رييس جمهور - سحر طلوعی
جدي گرفته شدن زنان؟ - ايزدبانو
ما آچمز نشده ایم - معصومه ناصری
آن كه عرضه دارد و آن كه عرضه ندارد - قاف
چه آسون ميشه ما رو كشت! - ليلی نيکونظر
پيشبينی روزهايی وحشتناك برای دخترها - تيم هايکينگ اميدواران
Comments
یه جایی یه علف هرز بود. خیلی بزرگ و باغبون دلش خوش بود به اینکه برگهاشو می کنه.
Posted by: وحید at May 2, 2006 03:26 AM
عجالتا شاید دولت آینده ... من لینکت میکنم چون خیلی جای من در لیست دوستات خالی هست
Posted by: اوس پیمان ریس جمهور آینده at May 1, 2006 02:54 AM
عجالتا شاید دولت آینده ... من لینکت میکنم چون خیلی جای من در لیست دوستات خالی هست
Posted by: اوس پیمان at May 1, 2006 02:54 AM
تبریک می گم بهتون. و خبری خوشحال کننده براتون دارم. تنی چند از وبلاگ نویسان استان هرمزگان در یک نظر سنجی اینترنتی، تصمیم دارند تا بانوی برگزیده استان را طی چند سال اخیر انتخاب کنند. از شما هم می خواهم اگر مایلید در این نظر سنجی شرکت کنید یا حداقل اگر دورست دارید خبر این نظرسنجی را در وبلاگتان بنویسید تا بقیه هم باخبر شوند. ممنون.
Posted by: Kamira at April 30, 2006 09:58 PM
سلام پرستو جون:
منم 1 ماه همین طوریم!
درکت می کنم!
دیگه حرفی ندارم...
کلمات هم انگار حوصله ندارند در کنار هم بنشینند
...
Posted by: دلارام اکار at April 30, 2006 03:23 PM
من هم به شمابخاطر داشتن چنين رئيس جمهوري اصولگراو اصلاح طلب تمام عيار تبريك مي گم
Posted by: وحيد at April 29, 2006 03:23 PM
سلام پرستو جون:
-مخالفت رییس جمهور با تفکیک زنان و مردان
جالبه!نه؟
-راستی میشه بپرسم چرا پشیمونید از این که به دکتر معین رای دادید؟
حتما شما هم مثل بابای من میگید کاش به کروبی رای داده بودیم تا توی این....
خوش باشید
Posted by: دلارام اکار at April 29, 2006 01:29 PM
پرستو جان سلام. مطلبي درباره كافه تيتر نوشته ام كه بد نيست هم خودت بخواني و هم به دوستان پيشنهاد بدهي بخوانند و به آنجا بروند. قربانت يوسف
Posted by: تادانه at April 28, 2006 11:57 PM
واقعا که چه آرزوهای بزرگی دارین...آینده عالی ایران عزیز، با آرزوهای بزرگ...
Posted by: parsa at April 28, 2006 08:13 PM
مصباح یزدی: احمدی نژاد هر چه سریع تر حرف خود را پس بگیرد!
احمدی نژاد: عقب نشینی نمی کنم
Posted by: ابراهیم میم at April 28, 2006 06:44 PM
فقط عوامفریبیه.(یا شایدم هدف یک کمی خواص فریبیه!)
Posted by: یک زن ایرانی دیگه مثل همه at April 28, 2006 04:59 PM
سلام خانم دوکوهکی وبلاگی سیاسی ساختم و لینک شما را با اجازه گذاشتم
Posted by: محمدمهدی at April 28, 2006 04:26 PM
پرستو جان من خیلی وقته که وبلاگت رو می خونم و کامنی نمی ذارم ( حدود 1.5 سال) ولی می خواستم در الین مورد نظرم رو بگم.
به نظر من اونایی که می خواستن با یه حرکت حماسی در استادیوم آزادی باز شه، دچار یه ساده نگری خنده دار بودن و حتی اگه با این دستور رئیس جمهور هم زنان نتوننن برن استادیوم، بازم یه پیروزیه برزگه. چون به قدرت اعتراض ها پی بردن ویه قدم به خواسته شون نزدیکتر شدن در حالی که کلی هم به کل روحیه ی جنبش اضافه شده.
راستی من بهت لینک دادم، اگه بهم لینک بدی خوشحالم میکن!
Posted by: یاشار at April 28, 2006 01:07 PM
البته پرستو جان با عرض تبریک و تسلیت. تبریک برای اینکه به زحمات شما توجه شد و تسلیت برای اینکه درها بازنشده توسط علمای عظام!! بسته شد.
ولی سرویسی هست از سوی لابی آنتای فمینیستها به اسم "دماغ سوخته می خریم..." جک بود البته.
در پایان فقط یک نکته کوچک اینکه من فکر می کنم روش پیگیری مطالبات جامعه به شرایط روز هم بستگی دارد. شاید اگر در زمان خاتمی، تجمع پشت دربهای استادیوم به عنوان روش موثر برای پیگیری مطرح بود در زمان احمدی نژاد نیاز به کارهای دیگری باشد. به طور کلی بستر فکری و فرهنگی بخش بزرگی از جامعه ما هنوز پذیرای مطالبات اینچنینی نیست و با توجه به جو مناسب فراهم شده توسط دولت کنونی، مخالفتهای (بی جای ) مراجع تقلید به توقف ناگهانی و تنگناهای منتهی به بن بست برخی راهها می شود.
Posted by: dentist at April 28, 2006 12:22 PM
جدی؟ زنا بالاخره مجبور کردن احمدی نژاد رو که راشون بده تو استادیوم؟! مبارکه! قبلش هم دم در حتما صیغه میکنن تا خدای ناکرده مجردا تو نرن! بابا این موفقیت مدنی رو به همه تون تبریک میگم
Posted by: sirous at April 28, 2006 11:50 AM
Parastoo jan, we are happy too but here in the US we thought Ahmadinejad did this because he is afraid of internal crisis just as international pressure rises. he is not pro women rights, he is just trying to avoid an explotion...
what do you think?
Posted by: elham at April 28, 2006 11:11 AM
سلام/ حالا بگید احمدی نژاد بد!!!
Posted by: آرش at April 28, 2006 12:04 AM
ahay zekki,
magar shoma az pas akhond bar mian.hahahaha
Posted by: fg at April 27, 2006 11:48 PM
تبریک
ببخشيد، اگر منفیبافی میکنم، از ته دل اميدوارم کلاه سرتون نره، پشيمون نشويد، یک عده لات و لوت نیان ( بخوانید نفرستن) سراغتون واسه مزاحمت از درجه سوم و بعدش بگن میخواستین نرین ... ولی تجربه چیز دیگری میگوید.
ولی دلسرد نشوید، ادامه بدهيد
Posted by: شکوفه at April 27, 2006 12:07 PM
maskhare tarin chiz hamin mobaareze ba badhejabiye... fekresham asabamo khord mikone
Posted by: مرجان. خ.ن at April 27, 2006 11:38 AM
سلام پرستو جان ... من هم وقتي خبر را ديدم خيلي خوشحال شدم و اولين چيزي كه به ذهنم رسيد تو و دوستانت بودي كه در اين زمينه تلاش بسياري كرده ايد اما اين خوشحالي چندان طول نكشيد وقتي ديدم و خواندم بلافاصله واكنشهاي تند و غير منطقي عليه اين دستور ابراز شد ... به هر حال بايد اين را بگويم كه امثال شما و ما هر چه توانستيم و هر چه در توان داشتيم براي احياي حداقل حقوق زنان انجام داديم و باز هم انجام خواهيم داد ... پيروز باشيد ...
Posted by: آسيه at April 27, 2006 10:25 AM
مث كه حضرات دستور تجديد نظر كردند حال اين سوال پيشمي آيد اين يك سناريو از پيش تعيين شده بود براي افزايش محبوبيت اين نخستين باراست كه با رئيس جمهور محبوب همدردي مي كنيم آيا اين نتيجه كميست !؟
Posted by: b.ashna at April 26, 2006 10:31 PM
با سلام به نظر بنده حقير وظيفه شما فعالان جنبش زنان در اين مقطع با توجه به اينكه عده اي به علت تعصبات ريشه اي مذهبي با انجام چنين كاري مخالفند و عده اي از اصلاح طلبان شايد زورشان گرفته كه چرا چنين طرحي توسط انان كه دوست داشتند اجرايي شود نشد و از ترس همين مقدس گرايان در چنين مواقعي پاپسص كشيدند و از طرفي شايد كساني باشند كه بخاطر شرايط اجتماعي و شايد كساني باشند كه منطقي انتقاد كنند اما فكر مي كنم فارغ از نام محمود احمدي نژاد و با اينكه اصلا دلخوشي هم از وي ندارم و در يادداشت خودم هم ذكر كرده ام كه اين كار از روي مصلحت بوده است اما به نظر اين حقير حالا كه براي احقاق حق طبيعيتان كار بدينجا رسيده در برابر سيل عظيم انتقادات شايسته است فقط در اين زمينه نه بخاطر احمدي نژاد و كارهاي او بخاطر حق خودتان از وي فقط در اين زمينه حمايت كنيد حالا با نوشته يا هر جور كه به ذهنتان مي رسد موفق و پايدار باشيد
Posted by: غلامحسين خدري at April 26, 2006 08:58 PM
دیگه وقتشه ازدواج کنی خواهرم . اونموقع هم با موجی هزار ضربه ای از شوق تبریک ( در شب عروسی و پاتختی )مواجه می شوی و هم اینکه می روی استادیوم . انشالله یک مادر شوهر خوب هم گیرت می آید که با هم کلی اختلاط کنید . یک خواهر شوهر کم سال تر خودت که با تو مهربان است و دوستت دارد . عشق هم نصیبت می شود و می بینی که خواهرم چقدر سلیم نفس بودن خوب است و امید که همواره پرشوق باشی از تماشای برکت تا ببینی که تبریک و برکت از یک خانواده اند و تو هم در خانواده . خانواده را تقبیح نکن . اگر نتوانستی ازدواج کنی . با پدر و یا برادرت برو . با مادر و دایی . اینگونه آنها را می بینی و در می یابی که هستند و می شود دوستشان داشت . اگر حرفت تماشای بازی بود این تماشا . اما عزیزم بابا نباید بگذارد بچه عذبش هر کاری کند . همانطور که رشدش داده حق دارد او را معذب کند به عذاب های عذوبت . همان بابا هم وقتی دختر گلش شوهر می کند دیگر کاری به دختر ندارد که با شوهر می رود استادیوم یا نه و هرچه دیگر . اما شوهر اینجا خودش با ماجرا کارها دارد . و خواهرم نگو که بی هماهنگی شوهر باید به استادیوم برود . ( اسمش را بی اجازه نمی گذارم که ترش نکنی ). ازدواج کن و با شوهرت برو استادیوم . این قانون مبارک با تو گفتگویی دارد . قدر آن سخن را بدان و با مرد همسلک و هم کفو به عقد درآ.
Posted by: داداش at April 26, 2006 08:32 PM
باسلام من در ان جهان بادرگيري درانها كار كرده ام.
اسبها گرگها را نمي خورند
Posted by: commander at April 26, 2006 07:35 PM
بد شد پرستو جون به من یه سر بزن
Posted by: سحر at April 26, 2006 07:06 PM
پرستوی عزیز،
کاش شادی تو و همه ما دوام بیشتری می آورد. با اما و اگر ها و اعتراضاتی که نمایندگان مجلس و برخی از آیات عظام به راه انداخته اند ظاهرا حضرت رییس جمهور در حال عقب نشینی است، هر چند که این عقب نشینی هم براشون کم ضرر وزیان نخواهد بود و معضلات ناشی از چهل تکگی مراجع تصمیم گیری که حالا داره روی سر خود "اصولگرایان" هم خراب می شه را بیش از پیش عیان خواهد کرد. ضمن این که این اگر تصمیم ثابت نگه داشتن وقت تابستانی و زمستانی برای رضایت خاطر علماء بود بدون آن که مصالح و منافع ملی درش ملحوظ شده باشه، این تصمیم اخیر که ظاهرا از یک طرف زیر فشارهای زنان و از طرف دیگر شاید به خاطر گرفتن زهر سیاست های انقباضی در مورد حجاب و ... اخذ شده هم بدون رعایت نظر علماء که تاج سر حکومت هستند!گرفته شده. لذا مشکل بیشتر از آن که احمدی نژاد و اصولگرایان باشند سیستم معیوب حقوقی و قانونی در عرصه تصمیم گیری هاست که کار دست همه داده.
ولی خوب همین عیان کردن بیشتر تناقضات سیستم هم می ارزید که براش کارزار ( نه از واژه کمپین استفاده می کنم و نه از لغت مبارزه که تو خوشت نمی یاد) بشه. قدم به قدم بریم جلو. دیر و زود داره ، سوخت و ساز کمتر داره.
احمد سمایی
http://gashtha.blogspot.com/
Posted by: احمد سمایی at April 26, 2006 03:46 PM
خانوم به مطلبت لينك دادم و در اين باره نوشتم
Posted by: نسیم at April 26, 2006 02:53 PM
با اجازه پرستو خانوم، يک عدد شوخی:
"حقير از ايثاگران محله دوز و کَلَک علی آباد، در کمال ايثارگری اعلام می کنم که آماده ايثار در راه نجات نسوان برای راهيابی به ورزشگاه ها هستم و از کوری چشم احمدی نژاد وآيت الله لنکرانی و آيت الله گلپايگانی و آيت الله مصباح و بقيه جانوران ماقبل تاريخ، حاضرم پيش از هر مسابقه فوتبال و واليبال و بسکتبال و کشی آزاد و فرنگی و کج و غيره، حدوداً يک صد و يازده (به رقم: 111) دوشيزه را به نکاح موقت درآورده و پس از يک صد و يازده دقيقه (به رقم: 111 دقيقه - 90 دقيقه طول 2 هافتايم و 21 دقيقه ناچيز هم برای بقيه ماجرا) نادوشيزگان را مطلّقه و دوباره به دنيای زيبای مجردی برگردانم.
امضاء: همون صمد که می شناسيد ديگه!!"
Posted by: صمد at April 26, 2006 02:13 PM
از یه خبرنگار توقع داشتم با دید بازتری به قضیه نگاه کنه...کاملا معلومه یه جریان سیاسی و شیره مالوندنه
Posted by: نرگس at April 26, 2006 01:57 PM
1-تبریک برای دست یابی به یک هدف... هر چند کوچک
2- قالب صفحه به هم ریخته، فکری کن...
Posted by: عرش at April 26, 2006 12:38 PM
خب این خبر رو بسته به دیدگاهتون تبریک و تسلیت می گم:
1) به زنانی که فکر می کنند نتیجه تلاش و فشارشون بوده و زحمت زیادی کشیدن و کتک خوردن تبریک
2) به زنانی که می گن هدف وسیله رو توجیح نمی کنه مقدار نکی تسلیت.
3) به طرفداران احمدی نژاد که فکر می کنند ایشان در فکر جنبش زنان تبریک
4) به اونها که فکر می کنند این کارها به دینی ذو زباد می کنه تسلیت
5) به علاقه مندان به تنوری توطئه و اینکه احمدی نژاد با علما دست به یکی کرده و همش برنامه استو تبریک برای استعداد شگرف فیلم نامه نویسی
6) به کسانی که میگن این یه دیورژن از مسایل هسته ای و خرید حمایت مردم تسلیت
7) به باورمندان تئوری معاله گران آب نبات و مروارید تسلیت
امممم کس دیگه ای نبود؟ تئوری دیگه ای نبود؟
خود من به چی معتقدم: در دنیای امروز مجموعه هوامل -با وزن های مختلف - هستند که موجب یک تغییر می شود.
سیاست هم برد و باخت نیست. استفاده درست از مجموعه این عوامل و وزنه ها است جهت نزدیک شدن به اهداف.
Posted by: Just An Input at April 26, 2006 12:37 PM
همينطور پيش بريد ميرسه روزي كه رييس جمهور اجازه بده «خانواده»هاي ورزشكاران زن بازيهاي «همسر»، «دختر» و «خواهران»شان را از نزديك ببينند و آنها را تشويق كنند. به نظرت همچين اتفاقي ميافتد؟
Posted by: ساراs at April 26, 2006 12:28 PM
يه بازي آقايوون يه بازي خانوادگي و خانوما ، اصلا چرا واسه اينكه يه عده شئون يه مسئله رو رعايت نمي كنن بقيه رو بايد محروم كرد خودشون و محروم كنند
Posted by: Anonymous at April 26, 2006 11:12 AM
تبریک و خسته نباشید. فکر کنم اسم تو هم همراه با این کار تاریخی ثبت شد.
Posted by: محمودرضا at April 26, 2006 11:01 AM
در پي اقدام غيرمنتظره رئيس جمهور ، اين بار موجي از مخالفت از جانب علما و بزرگان اصولگرا بلند شد. روزنامه هاي كيهان و جمهور ي اسلامي و در نهايت يكي از مراجع تقليد اصولگرا ، كار احمدي نژاد را محكوم كردند. تا اينجا تحليل كساني كه فكر مي كردند احمدي نژاد براي انجام اينكار راحت است و كسي با او مخالفت نمي كند ، نادرست از آب درآمد.كساني كه اين كار را نتيجه تلاش خاتمي مي دانند كه احمدي نژاد از آن بهره برداري كرده است هم به نظر من اشتباه فكر مي كنند. بگذاريد يك مثال بزنم. برخي تحليل مي كردند كه آمريكا به عراق و افغانستان حمله كرده ، حاكمان ديكتاتور اين كشورها را نابود كرده و بعد در زمينه توسعه روزافزون آنها سرمايه گذاري مي كند و از سويي براي عقبماندگي روزافزون ايران تلاش مي كند و در نهايت دو تابلوي روي عراق و افغانستان نصب مي كند كه اين تصاوير زيباي كشورهايي هستند كه با جامعه جهاني در تعامل هستند و يك تابلو روي ايران كه اين تصوير زشت حكومتي است كه در تعامل با جهان نيست و حقوق مردمش را رعايت نمي كند. كاري به درست بودن و يا نبودن و موفق يا عدم موفقيت آمريكا در اين زمينه ندارم.به نظر من تمام تلاش هاي كنوني احمدي نژاد معطوف به جلوگيري از شكلگيري چنين تصويري از حكومتش است. به شوخي ها و مطابيه هايي كه در مصاحبه هايش ميكند توجه كنيد. اينها هم براي ترميم چهره نامناسبي است كه رسانه هاي جهان از او ساخته اند. به عبارت ساده تر خيلي زود تصوير بدي از او و حكومتش شكل گرفت و البته در اذهان هم سابقه داشت و حالا آنها مي خواهند برخي زشتي هاي اين تصوير را پاك كنند.حالا در اين ميانه ممكن است او سوتي هم بدهد، كار غيرمنتظره بكند و از برخي اصولش صرفنظر كند. حتي اينكه ميخواهد با اين كارها سر افكار عمومي را شيره بمالد و به كارهاي ديگرشان هم برسند هم پيچيدهديدن احمدي نژاد و تيمش است. موضوع ساده تر از اين حرف هاست. كارهاي ساده و غيرمنتظره ادامه دارد و البته تحليل هاي عجيب و غريب.
Posted by: رضا حقيقت نژاد at April 26, 2006 10:58 AM
فکر می کنم رئیس جمهور عوام فریب برای جلوگیری از ایجاد اعتراضات و همینتور برای نشان دادن یه چهره خیلی خوب از خودش دست به این کار زده ......... راستی یه سورپرایز دیگه هم گذاشتم تو وبلاگ مطلبی که بازهم تو بلاگستان فارسی بینظیره
Posted by: امیر حسین at April 26, 2006 10:41 AM
http://aftabnews.ir/vdcbawbrhabsa.html
یه نگاهی به این خبر بنداز! هنوز هم معتقدی این اجازه! یک پیروزی است؟ قسم حضرت عباس را قبول کنیم یا دم خروس را؟
Posted by: کاتب at April 26, 2006 09:12 AM
سلام. نمي خوام تبريک و خوشحاليت را خراب کنم اما با شناختي که از اين جريان فکري و از خود رئيس جومور دارم! مطمئن هستم که قضيه يه ژست تبليغاتيه! از يه طرف اينو ميگه و از طرف ديگه به بهانه مبارزه با بدحجابي فشار اجتماعي را بالا ميبره تازه بايد ديد اين حرفي که زده شده در چه مقياسي عملي خواد شد
Posted by: صادق at April 26, 2006 08:56 AM
زحمات شما قطعاً بیتاثیر بنوده، اما به عقیده من در مورد تصمیمی که حالا گرفته شده زیاد هم نبوده، چون بار سیاسیاش متاسفانه بیش از اینهاست. این را از اظهارنظرها و واکنشهای بعدی هم میتوان فهمید...
Posted by: امیر علیزاده at April 26, 2006 08:50 AM
سلام منم تبریک می گم راستی روز جمعه ساعت 4 مسابقه تیم دختران با آلمانه فونبال چمن باشگاه آرارات اگه بیای خیلی خوشحال می شم مرسی
Posted by: eama at April 26, 2006 07:56 AM
شرمنده بیدیم - چون که مثل اینکه نَوَشُد
همون بهتر که حرفشونو پس بگیرن با اصلاحش کنن - چون دوست ندارم این احمدی نژاد محبوبیتشو بیشتر بشه....
Posted by: می سم at April 26, 2006 05:47 AM
dear Parastoo, I do not know if it is poltical move like I do not know many other things that goes on behind close doors,but one thing that I know is that it is a good start which is worth congratulating u and your friends.
Posted by: persianarchitect at April 26, 2006 05:06 AM
نظرتان درباره ی حضور تماشگران مرد در ورزشگاه آرارات برای تماشای مسابقه میان تیم های فوتبال زنان ایران و منتخب زنان برلین در روز جمعه 8 اردیبهشت و دیدار دوم: شنبه نهم اردیبهشت چیست؟
با این که قرار است بازیکنان دو تیم محجبه فوتبال بازی کنند اما مردان از حق تماشای این مسابقه محروم شده اند؛ آیا وجود چنین اعمال محدودیتی در راستای همان نگرش های تبعیض گرایی نیست که زنان و گاه مردان را از حق دیدن و دیده شدن منع کرده است؟
Posted by: روزمره ها at April 26, 2006 04:09 AM
congrad I am happy too from far away :)
Posted by: fatan at April 26, 2006 03:34 AM
چقدر عجول هستید. هروقت دوتا بازی راهتون دادن بدون این که ریسک ممنوعیت دوباره باشه بیا هورا بکش. یک روز نشده همش رو دارن پس میگیرن. واقعا انتظار نداشتم برای اینا مانور تبلیغاتی کنید.
Posted by: آرش at April 26, 2006 03:26 AM
سرمقاله امروز کیهان 6 اردیبهشت به همین موضوع اختصاص دارد.
Posted by: Armin at April 26, 2006 01:44 AM
خانم دوكوهكي شما ديگر چرا؟ واقعا به نظر شما دولت احمدي نژاد براي خواسته هاي ما ارزشي قائل است؟ پديده كاملا سياسيست. واقعا ارزشي دارد برايشان حقوق زنان؟ من نيز آخرين بار با شما در مقابل استاديوم آزادي حضور داشتم. ولي اكنون به جاي اميدواري نااميدي را بيشتر جايز مي بينم. مگر نگفتند زنان تا ساعت 6 بيشتر نمي توانند در ارشاد باشند؟ دوست من مگر خودتان نگفتيد: ضمن اين که مطمئن بودم کلمه ی خانواده را به عنوان مرکز اضافه میکنند. شک نداشتم. تفکری که زن را جدا از خانواده و جدا از مادری، موجوديت قائل نيست. و...(September 26, 2005). چيزي جز حقيقت نگفتيد. مگر نمي دانيد در نظرشان ضعيفه و موجوداتي احساساتي هستيم كه نه لياقت قاضي شدن و رئيس جمهور شدن داريم و نه لياقت شاهد بودن و نه حتي حزانت فرزند خودمان را؟ با سپاس
Posted by: barani77 at April 26, 2006 01:37 AM
سلام
ظاهرا که مشکلی نداره!ولی من فکر می کنم این هم در ادامه برنامه ایه که از قبل طرح کردن در شرایط بین الملی کنونی باید بگن ما ازادی داریم و مهر ورزیم ویک عده رو هم دنبال خودشون بکشونن.اگر هم اجرا نشه می گن احمدی نژاد کار خودش رو کرد.غنی سازی اورانیوم٬ پرونده ایران در شورای امنیت که تا چند روز اینده وصعش مشخص می شه٬ وبرنامه های عوام فریبی که اقای ریس جمهور دارن و مبارزه با بدحجابی و...همه رو که با هم جمع کنیم می بینیم که یک برنامه تبلیغی بیش نیست!
معلوم نیست دولتی که انقدر مهر ورزه چرا چند وقت پیش با باتوم به زنانی که برای برگزاری روز زن دور هم جمع شده بودن حمله کرده بود؟
Posted by: ali at April 26, 2006 01:36 AM
اولاً كه بعيد است اين دستور هرگز عملي گردد و بيشتر جنبيه تبليغاتي دارد و تا حدودي هم براي تلطيف چهره جمهوري اسلامي در بحبوبه بگير و ببندهاي در راه كاربرد دارد
ثانياً اينطور كه در يكي از سايتها آمده بود اين تصميم در پي توافقي بين مقامات ايران و آلمان براي پرهيز از اقدامات خشونت آميز ايرانيها در جام جهاني انجام شده
در هر حال به اينگونه تصميمهاي ج.ا همشه بايد با ديده شك و ترديد نگريست و از ذوق زدگي پرهيز كرد.ضد حال دو خرداد كه فراموشتان نشده؟
سحر تا چه زايد، شب آبستن است
Posted by: بنده خدا at April 26, 2006 01:22 AM
آیا با پذیرش و تمکین از مجوزهای ویژه ی حکومتی می توان به دگرگونه شدن تبعیض هایی امید داشت که بازتولید توجیه فرهنگی و پشتوانه ی عملی شان برآمده از جوازهایی فرا حکومتی است؟
آیا نیروی مورد نیاز برای پی ریزی عدالتی برآمده از درک متساهلانه را می توان با مصادره ی بخشی از کارویژه های تبعیض گرای فرهنگی فراهم آورد؟
Posted by: روزمره ها at April 26, 2006 01:13 AM
شور خستگي ناپذيرت را تحسين مي كنم...
ان استواري خم ناشدني كه در خودم سراغ نمي بينم...
Posted by: باد شمال at April 26, 2006 01:01 AM
متاسفانه رئیس تربیت بدنی اعلام کرد که فقط خانواده ها میتوانند به ورزشگاه ها بروند یعنی خانم با آغاشون. زیاد هم جای خوشحالی نداره . این رژیم بیشتر از اینها زن ستیز است که با این مقاومت های پراکنده جا خالی کند . به امید پیروزی های بیشتر.
Posted by: Nader at April 26, 2006 12:58 AM
حالا هي براي هم نوشابه باز كنيد و دايم به هم تبريك بگيد...
اه...
اينو بهش ميگن «فمنسيت» محض !
اين همه نابساماني و بدبختي توي مملكت ريخته، شما براي ديدن بازي فوتبال توي ورشگاه ، جشن بگيريد!
...
يه چيز شبيه طنز :
شماها(روي سخنم با پرستو و دوستاناش است) اگر تونستيدمساله ممنوعيت شنا كردن مختلط رو پيگيري كنيد و به نتيجه برسونيد ، اونوقت منهم توي جشنتون شركت ميكنم !
Posted by: ش - هلو at April 26, 2006 12:54 AM
سلام ، بازی دهم خرداد ( ایزان - بوسنی ) تو ورزشگاه ثامن تو مشهده .
Posted by: Payam at April 26, 2006 12:36 AM
واقعا متا سف هستم که ماها اينقدر ساده هستيم و بعضی هايمان هنوز بازيچه دست اين پدر سوخته ميشويم. الف نون همانطور که يک ملّت را خر کرد و انتخاب شد، حالا هم به ريش نداشته زنان خندد!! خودش با استادش در قم دست به يکّی کردند، که خود پدر سوخته اش بگويد ميشود زنان بروند ورزشگاه و علما در قم بگويند نميشود! اين وسط هم الف نون برای خودش در برابر ملّت عوام, آبرو خريد و زنان هم به هيچ چيز نرسيدند.
Posted by: noname at April 26, 2006 12:08 AM
یه خبر بد براتون دارم:http://www.rasanews.com/More_News.asp?id=9514
Posted by: معمولی at April 26, 2006 12:06 AM
به عمل کار برآيد...
بايد ببينيم اين دستور چطور عملی میشه. به هر حال خودت که از سياست خبر داری!
Posted by: نيما at April 26, 2006 12:06 AM
قابل توجه اونایی که میگفتن که احمدی نژاد ترکونده و چی کار کرده...عجب کاری کرده...شادی کردین...خوشحال شدین که چی؟؟؟...ورزشگاه آزادی با لژ خانوادگی...اگه یک دختر بخواد بره ورزشگاه باید با خانواده اش بره یا یه زن با شوهرش...یه قسمت ورزشگاه رو کردن مخصوص خانواده ها...گفتم که الکی خوشحال نشین...تازه همینشم قطعی نیست:
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-2/8502059462202545.htm
Posted by: محمدمهدی at April 26, 2006 12:04 AM
ببخشید خانم اشتباه شده، آقا فرمودند اصلاً نمی شود!شب گذشته نیز یکی از علمای برجسته از طریق مشاور رییس جمهور در امور علما به وی پیغام داده تا به سرعت دستور خود را مبنی بر ورود بانوان به ورزشگاه ها اصلاح نماید . http://www.baztab.com/news/38007.php
واقعا متا سف هستم که شما ها اينقدر ساده هستيد. الف نون همانطور که
يک ملّت را خر کرد و انتخاب شد، حالا هم به ريش نداشته زنان خندد!! خودش با استادش
در قم دست به يکّی کرد، که خود پدر سوخته اش بگويد ميشود زنان بروند ورزشگاه و
علما در قم بگويند نميشود! اين وسط هم الف نون برای خودش در برابر ملّت عوام آبرو
خريد و زنان هم به هيچ چيز نرسيدند
Posted by: noname at April 26, 2006 12:03 AM
باش تا صبح دولتت بدمد!!!
Posted by: Anonymous at April 25, 2006 11:55 PM
khoda be dade hame femenistayi ke alaki faryad mikonan berese
|:
Posted by: ...I'm a woman but at April 25, 2006 11:41 PM
سلام خانم دوکوهکی...برای زنان ایرانی متاسفم که یک سری انسان زود باور مثل شما حامیان حقوقشون هستند...متاسفم برای خودم که از شما حمایت کردم و با سن کمم(16) به عنوان یه انسان غیر دختر!!! جلوی معلم ها و خانواده و دوستانم ایستادم برای دفاع از حقوق شما حداقل با حرف زدن...امیدوارم یک مطلب دیگه بنویسی و به خاطر این مطلب از زنان ایرانی عذر خواهی کنی( دارن بهتون میگن یاروسری یا توسری ولی با یک چیز کوچیک ....)
Posted by: محمدمهدی at April 25, 2006 11:41 PM
» واکنش علما و احتمال پس گرفتن دستور ورود زنان به ورزشگاه! بازتاب. آیت الله فاضل لنکرانی امروز در پاسخ به سوالات مقلدان خود صراحتا با هرگونه ورود زنان به ورزشگاه ها ، ولو در مکان جداگانه مخالفت کرد و خواستار ساخت ورزشگاه های مستقل برای زنان شد...شب گذشته نیز یکی از علمای برجسته از طریق مشاور رییس جمهور در امور علما به وی پیغام داده تا به سرعت دستور خود را اصلاح نماید.
http://www.baztab.ir/news/38007.php
Posted by: آرش ( Mother Earth) at April 25, 2006 11:26 PM
Hi; although it’s really good that now you finally achieved a simple right which you never had since 1979, however, this is, clearly more than anything else, a political move from Ahmadinejad for his own interests and goals. I’m not saying that you campaign has nothing to do with this achievement, but to me it’s foolish to think you’re protests were even 30% influential. M
Posted by: Mahyar at April 25, 2006 11:18 PM
مطمئن باش عوضش خیلی باید باج بدین ...
عاشورای امسال دیدنیه که همتون دارین میگین :
آن زاده ی نسل عصمت ... خون رگ شاه غیرت
جنگاور طوفان ضربت ... کیه کیه کیه ، عباسه!!!!
Posted by: اقبال at April 25, 2006 11:12 PM
سلام پرستو جان
شادي ديگري بهترين دليل براي شاد بودن است. از شادي و احساس خوب تو و دوستانت خوشحالم.
Posted by: داروك at April 25, 2006 11:03 PM
لطفا تبریک هایتان را پس بگیرید
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-2/8502059462202545.htm
Posted by: دوست at April 25, 2006 10:45 PM
http://thoughts.blogfa.com/post-60.aspx
یک مطلبی مرتبط با این موضوع نوشتم.
Posted by: Anar at April 25, 2006 10:33 PM
از «جنیفرلوپز» بازيگر و خواننده معروف آمريكايي يادبگيريد كه چگونه برای نجات زني جوان، اسپانیاییهای نیویورک را به کمك جمعي طلبید!
گفتنيست كه این زن اسپانیایی از سرطان خون رنج میبرد و تنها راه درمان وی، پیوندزدن مغزاستخوان تشخيص داده شده است.
وی كه از نجات این زن 29 ساله عاجز مانده،تصميم گرفته تا از شهرت خود برای نجات او استفاده کند. دکترهای مرکز سرطان خون DKMS معتقدند پیوند مغز استخوان ، تنها راه نجات این زن جوان است.
جنیفر میگوید: «من هم مانند این زن ، یک اسپانیایی جوان هستم و میتوانم شرایط او را درک کنم».
جنیفرلوپز امیدوار است بتواند اجتماع اسپانیاییها را به کمك وادارد تا کسی حاضر شود مغزاستخوان خود را كه به این زن پیوند بخورد، اهدا كند.
سوپراستار آمريكايي که سخت پيگير درمان اين زن بيماراست،گفته اگر نتواند برای این زن کاری بکند، خودش راخواهد کشت!
...
البته اين ربطي به بازگشايي در ورزشگاهها به روي خانمها نداشت !
فقط يه خبره و بس و هشدار براي بعضيها(مثل خودم)، كه هي پشت سر اين خانم بازيگر بد و بيراه ميگفتند!
ديالوگ خودم به خودم : عيباش بهگفتي، «هنرش»، نيزبهگوي !
Posted by: ش - هلو at April 25, 2006 10:16 PM
راستی یادم رفت بگم: نغمه های قلب شما در باد فشرده شد
و ديوارهای «جدايي» را فرو ريخت!
Posted by: آرش ( Mother Earth) at April 25, 2006 10:11 PM
باز هم سلام. پرسیدید که:"رشوه در ازای چه چیزی"؟ باید بگم این رشوه در مقابل به ورزشگاه رفتن شما و تبلیغ کردن این امر است که رییس جمهور اصولگرای ایران توانست یکی از محدودیت های زن ستیز حکومتی را لغو کند. رشوه در مقابل اینکه با قرار گرفتن شما روی سکوهای آزادی داد بزنند که همه تهمت هایی که به نظام می زنند که قوانین تبعیض آمیز دارد دروغ است. رشوه در مقابل اینکه یکی از خانم های روزنامه نگار در وبلاگش و روزنامه مربوطه بنویسد:"دختر ۲۱ ساله:به احمدی نژاد می گویم ای ول!"(وبلاگ خانم سولماز شریف به آدرس:http://fararee.blogsky.com).
مطمئن هستم که شما و همفکرانتان هشیار هستید ولی تذکرش بد نیست. فکر نکنید که فقط رسیدن به هدف مهم است، به بهایی که شاید به طور غیر مستقیم می پردازید هم توجه کنید لطفآ!نوشته اید:"در اين وضعيت نمیدانم چه قرار است از دست بدهيم..." ولی تصور می کنم انسان های هوشمندی چون شما بایستی دقیقآ محاسبه کنند که قرار است چه بدهند و چه بگیرند. مراقب باشید که در این بازی، مروارید ندهید و آبنبات بگیرید!!!(متاسفم که مثل پدر بزرگ ها همش نصیحت کردم!)
Posted by: ali at April 25, 2006 10:08 PM
هیچ دقت کردی آنهایی که به شادی کوچک تو می خندند به نیش نه به نوش و متهم می کنند تو را به امتیاز گرفتن و باج دادن بیشتر آقا هستند کسانی که هرگز، حتا اگر بخواهند هم، درک نمی کنند اینکه تو را راه ندهند به جایی به جرم زن بودن یعنی چه. هرگز باز هم می گویم حتا اگر بخواهند درک نمی کنند چقدر تحقیر می شوی هیچ می شوی هیچ. بگذار هر چه دلشان می خواهد بگویند دلم می خواهد بدانم اگر احمدی نژاد دستور دهد آقایان به سربازی نروند باز هم می گویند نه خیر ما حاضر نیستیم امتیاز بگیریم ما می رویم. اما راستش را بخواهی من خیلی شاد نیستم چون هنوز باورم نشده باورم نمی شود تا روزی که واقعا راهم دهند دلم نمی خواهد اگر این دستور هم ازآن دستورهای کشکی بود باز از خوشبینی همیشگی ام احساس حماقت کنم.
Posted by: azadeh at April 25, 2006 10:05 PM
جدا تبریک میگم پرستوی عزیز به شما و تمام زنان و مردانی که باعث شدید این مسئله «کشور» حل بشه. درسته که یک تبعیضی بود که زنان از آن رنج می بردند. ولی بالاخره مسئله کشور بود و مسئله ای برای مقامات کشور که می بایست یک روز حلش می کردند. بالاخره اونام آدمند. وقتی عکس اون دختران جوان را می بینند که با چه ذوق و شوقی پرچم کشور را بر دوششون دارند و بر گونه هاشون هم نفاشی کردند با بلیط میان استادیوم تا تیم کشورشون را تشویق کنند... اونوفت با لگد پوتین های نظامی مواجه میشن... کار خودش را میکنه. تبریک و بوس :)
اینم اون عکس تاریخی و پرچمی که تو بر دوش می کشی:
http://doust114.persianblog.com/1384_12_doust114_archive.html#4721158
Posted by: آرش ( Mother Earth) at April 25, 2006 10:05 PM
پرستو جان خیلی با استدلالت موافق نیستم !!!!همه چیز رو هم مفصل در وبلاگم نوشتم ...چند روزی نیست که به بهانه حفظ امنیت ،با زنانی که به نظر آنان ؟؟؟ بدحجاب نامیده مشوند برخورد می کنند و زنان باید به خاطر یکی از حقوق انسانی و اولیه هر فردی یعنی انتخاب نوع پوشش مورد مواخذه قرار بگیرند؟؟ ...پس از ما حق بزرگتری رو می گیرند تا یک حق کوچیکتر رو بهمون صدقه بدهند !!!!اون هم باز با حفظ جایگاهی برای خانواده و زنان و مسلما حصار بین جوانان (رجوع به اصل خبر )
ولی موافقم که باید از همین سیستم برای پیشبرد بقیه اهداف و رسیدن به حقوق برابر با یک انسان!!! استفاده کنیم منتها باید تلاش کنید تا این وعده اجرایی شود و نشود مثل همه وعده های دیگر رئیس جمهور مهرورز!!!!
Posted by: محبوب at April 25, 2006 09:59 PM
اين بانوي عالم وبلاگ كه دستي برآتش درعالم روزنامه نگاري هم دارد كمي هول كرده است .
فكر ميكند كه اين امكان جديد رفتن به ورزشگاهها كه حالا از اين به بعد رايج خواهد شد دستاورد همان جنبش فمينيستي شان است و بس . اما او كمي هول كرده است . اين يك ، يك دستي زدن است به اين جنبش زنان در جايي كه ايران به سمت و سوي انزواي جهاني ميرود .
بابا همين كار را هم خاتمي ميخواست انجام بدهد اما نميگذاشتند، چرا ، چون مردم بيش ازاندازه خود را مديون اين مرد مي ديدند و او را بت خواهند كرد اما به اسم مبارزه با تهاجم و همان چيزيهايي كه همه گان آگاهند ، نمي گذاشتند . حالا آقاي احمدي نژاد به همين وسيله دارد چهره عمومي خود را باز سازي مي كند و به اصطلاح به حقوق زنان مي رسد اما حقوق زنان در اجتماع حق تساوي است در هنگام ازدواج با مرد ، اين ها مثل دادن يك ليسك به دست بچه است براي سرگرمي .
Posted by: Anonymous at April 25, 2006 09:58 PM
با سلام و ضمن تبريك مطلبي در اين باب نوشته ام بد نيست جواب شما را هم بدانم موفق باشيد
Posted by: غلامحسين خدري at April 25, 2006 09:48 PM
آخیش دیگه جون نمی کنم که اینجا برم استادیوم از ترس اینکه اگر برگردم ایران عقدش می مونه تو دلم. مطمئنن یادم می مونه نتیجه تلاش شماها بود
Posted by: rohan at April 25, 2006 09:19 PM
انتظار هر عکس العملی را از سوی شخص شما داشتم غیر از این و آنهم به این شدت. مطلبی نوشته ام. خواستید مطالعه کنید هرچند که هدف تلخ کردن کام شیرین شما نیست.
Posted by: xfactor at April 25, 2006 09:12 PM
ای ول خودمون. چه غوغایی بکمنیم توی استادیوم آزادی...
Posted by: NOUSHIN at April 25, 2006 08:56 PM
I wish you have been courage enough to say you were wrong during last election.Just to remind you "You had been a Rafsanjaani. supporter. Please tell that you have been just a Mosharekat agent and you did not decide it by yourself.
پرستو:
خب منِ عاقل و بالغ در انتخابات رياست جمهوری به دکتر معین رای دادم. الان باید اعتراف کنم اشتباه کردم؟ چرا؟
Posted by: Mehrdad at April 25, 2006 08:54 PM
سلام:)
منم خيلي خوشحال شدم. به نظر من اين رشوه باشه يا هر چيز ديگه بالاخره حرکتي اتفاق افتاده که مهم بوده و نتيجه اش اين شده. کجاي تاريخ ايران اينهمه زن و مسائلش مهم بوده؟! ما که تو شهرستان اصلا از اين حرکتا نداريم اما کاش تهران بودم منم بودم اونروزا :) اينجا يه کنسرت بانوان رو نزاشتن برگذار شه هيچ کسم صداش در نيومد:(( اما همين که هر سال پروژه برخورد با بي حجاب هم مطرح ميشه خوشحال کننده است چون اين يعني مهم بودن زن و انگار داره دوباره ارزشهاي جامعه تعريف ميشه . در قبال اين ارزشها هم مردم و هم دولت بايد هر دو باهم کنار بيان که اين حرکت تا حدودي نشون ميده که طرف مقابل منطقي شده
Posted by: آهو at April 25, 2006 08:53 PM
همه ما مطمئنیم که تا سال پیش این مساله برای هیچ مسوول رده بالایی تعریف نشده بود...صورت نداشت مساله ای که امروز حل شده انگار و این یعنی کسانی بودند در این مدت که تلاش کردند برای طرح این معضل، این تبعیض و پافشاری کردند بر استیفای آن چه حقشان بود اما دریغ میشد...این مزد تلاشهای شما بوده...حتما. نمیگویم به بازی های دنیای سیاست مربوط نبود اما اگر شما نبودید هیچ بازی ای شروع نمی شد...مطمئن باشید
Posted by: rooz... at April 25, 2006 08:49 PM
پس تلقی شما از حقوق زنان در همین چیزها خلاصه میشود!
لینک زیر را ببینید
http://www.hylit.net/kalagh/c/P3415_0_16_0/
پرستو:
این مطلب درباره تلقی من از حقوق زنان نبود. مطلبی است درباره گرفتن حق ورود به ورزشگاه ها.
Posted by: NoOne at April 25, 2006 08:44 PM
پرستو جونم كلي تا مبارك باشه.
اون همه ايستادگي و تلاش، نتيجه خوبي داشت.
موفق تر باشي عزيز
Posted by: هما at April 25, 2006 08:42 PM
از دیروز که خبر را خواندم حتی یک لحظه هم فکر نکردم که چیست آن، چون خوشبختانه صاحبان آن را میشناختم و معیار برای من واکنش آنها بود نه درک من. و حالا هورااا. و اما اگر واکنش شما اینچنین نمیشد نمیتوانستم درک بکنم که چرا و نیاز به گفتگو پیدا میکردم. نوش باد شادیهایت. یک مرتبه موقع نوشتن احساس کردم که وبلاگ هم خاطره و تاریخچه پیدا میکند. خوشا به روزگارتان که خاطرهای خوش به یادگار گذاشته بودید و با یک خوشی دیگر بر آن افزودید. یادته رفته بودید استادیوم! هورااا
Posted by: هوشنگ at April 25, 2006 08:39 PM
مبارک باشد!
اما من آنقدر مطمئن نیستم این تصمیم متاثر از کارهای شما بوده باشد. نمیگویم نیست، اما ممکن است نباشد.
چرا چنین چیزی میگویم؟ اگر یادت باشد این آقایان قول داده بودند ملت ایران را به عرش برسانند. دلیلاش چه بود؟ چیزی جز یک سری ادعای بیاساس و به قصد جمعآوری رای یا محبوبیتزایی؟ این مورد هم به نظرم بیشتر از همین جنس میآید. برنامهای است تا هم محبوبیت خودشان افزایش پیدا کند و هم اینکه ملت فراموش کنند در چه مخمصهی جهانیای گیر کردهاند. این را در کنار سختگیریهای خیابانیی اخیر بگذار: با سنگای سمتای از جویبار را بستهای، با چوبای راهآبای باز کردهای. آب طغیان رود مجاور را به کل فراموش میکند.
نمیخواهم ناامیدی بدمم. میخواهم بگویم مواظب باشید. و مواظب باشید که وزن جریانها را اشتباه در نظر نگیرید.
پرستو:
فکر کنم مواظبیم. اما به اندازه خودِ ماجرا که می شود خوشحال بود. نمی شود؟
Posted by: سولوژن at April 25, 2006 08:37 PM
سلام...نميدونم تبريك يا تسليت! نظر موافق دارم.نظر مخالف هم دارم.مطلبي هم نوشته ام.توي وبلاگ با عنوان " رشوه اي با احترام...ورود به آزادي"
Posted by: مريم مهتدي at April 25, 2006 08:37 PM
تبریک میگم به همتون. خیلی خوشحالم
Posted by: سرزمین رویایی at April 25, 2006 08:24 PM
آقای رییس جمهور با این حرکت به شما خانم ها پیشنهاد رشوه داده. نمیدونم چرا اینقدر لز این پیشنهاد رشوه خوشحال شدید؟ مطمئن باشید به همین راحتی که ورودتان به ورزشگاه ها ازاد شد می تواند لغو هم بشود. انسان عاقل اخلاقگرا "رشوه" نمی پذیرد.
پرستو:
رشوه در ازای چه چیزی؟
Posted by: ali at April 25, 2006 08:11 PM
خواهر، شما که باز با خوردن يک کشمش گرمی شدی!! گلويتان را تا حد خفگی میفشارند و بعد کمی شل میکنند و شما تشکر میکنی؟! کیبود میگفت تعليمات جمهوری اسلامی بر روی جوانان تاثيری نداشته؟! به خود بياييد، ما بيش از اين از شما توقع داريم.
پرستو:
من تشکر نکردم؛ تبريک گفتم. فرق است احتمالا میان این دو. گرمی ام هم نکرده هیچ.
Posted by: Rokgoo at April 25, 2006 07:34 PM
متاسفانه هيچ با شماهمعقيده نيستم. خيال نميكنم تلاشهاي شما تاثيري در اين اتفاق داشته باشد. يادداشتي در اين مورد نوشته ام و خوشحال ميشوم نظر شما را هم بدانم.
شاد باش و ديرزي
Posted by: hamed yazdi at April 25, 2006 07:16 PM
سلام ... متاسفانه با تمام ادعایی که در زمینه روشنفکری و اطلاعات و آگاهی دارید در بازی جناح اقتدارگرا سهیم شده اید ... استاد بد مدل بازی خورده اید ...
Posted by: حمید at April 25, 2006 07:09 PM
گر چه چندان موافق نیستم که باز کردن در ورزشگاهها و احتمالا امتیازهای پرسرو صدای دیگر تنها نتیجه مبارزه یا همان کمپین فعالان اجتماعی است (مطمئنا موثر بوده اما نه به تنهایی) و گر چه با کمال تاسف به دلیل گرفتن امتیاز از طرف مقابل، بدون توجه به اینکه چه کسی هست و در چه شرایطی و برای چه این امتیاز را داده، چندان خوشحال نمی شوم، اما باز هم خسته نباشید!
همین که فعالیت شما و دوستانتان آنها را وادار به این طور فکر کردن کرده، خیلی عالی ست!
Posted by: ریحون بنفش at April 25, 2006 06:51 PM
مبارک باشه اما جو استادیوم طوریه که بیشتر بچه های 15 تا 18 ساله جنوب شهر که تفریح دیگه ای ندارند میرند و کلی انرژیشون با زدن تو سروکله همیگه و پاره کردن صندلی ها اتوبوس خالی می کنند. من فکر نمی کنم به تعداد انگشتهای دستم اونجا آدم حسابی باشه.یه جوری نوشتی انگار خیلی جای رویاییه استادیوم آزادی. 2-3 بار که بری خودت زده میشی.
Posted by: amir at April 25, 2006 06:21 PM
هر مقصودی هم که از امتیاز دادن داشته باشند، گیرنده امتیاز شما بوده اید. یعنی یک قدم جلوتر از خیلی های دیگر. اگر نمی گفتید و مطرح نمی کردید و پافشاری نمی کردید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر فراموش می شد.
Posted by: سایه at April 25, 2006 06:19 PM
سلام تبریگ می گم ...منتظر حرکت های تازه شما هم هستیم ...درضمن دهم اردیبهشت یک سری به وبلاگ من بزنید ...برای دیدن بانوان فعال هرمزگان و ...باقی قضایا...
Posted by: سیاورشن at April 25, 2006 06:18 PM
بلاخره ورزشگاه صدهزار پسری به صد هزار نفری تبدیل شد!
Posted by: هومن at April 25, 2006 05:44 PM
سلام تبریگ می گم ...منتظر حرکت های تازه شما هم هستیم ...درضمن دهم اردیبهشت یک سری به وبلاگ من بزنید ...برای دیدن بانوان فعال هرمزگان و ...باقی قضایا...
Posted by: سیاورشن at April 25, 2006 05:40 PM
پرستو عزیز!
من هم خیلی خوش حالم. ولی احساس بدی دارم که احمدی نژاد می خواهد با اهدای برخی هدایای کوچک سواستفاده شخصی بکند. یعنی ما از روزی که بحث حجاب رو شد خبرهایی داشتیم از هدف دولت بر مانورهای تبلیغاتی. به هر روی خوش حالم ولی امیدوارم زنان وجه المصالحه نشده باشند و اخبار ما غلط باشد
Posted by: آوای رهایی at April 25, 2006 05:29 PM
تبریک! تبریک! تبریک!
راستی پرستو یادت نره ... برنامه ریزی کن برای خرداد ماه ... به فکر باشیم از الآن ... یه سری طرح دارم ...
Posted by: امید ایران مهر at April 25, 2006 05:19 PM
اين پيروزي رو به شما تبريك عرض ميكنم. اميدوارم در ساير زمينه ها هم بتونين پيشرفت كنين.
Posted by: صادق جم at April 25, 2006 05:15 PM
1- خسته نباشيد!
2- در سياست امتيازهاي كوچك ميدهند تا جلوي خواستههاي بزرگ را بگيرند.
3- لطفا ذوقزده نشويد. در بر پاشنه سابق ميگردد.
Posted by: ميثم at April 25, 2006 05:09 PM
واقعا هم مبارک باشد. حق با توست. اگر تلاشهای شما نبود نمیشد. ممکن است به خاطر فضای سیاسی هم مجبور شده باشند به زنها رشوه بدهند اما اگر این خواسته اینطور به وضوح خواسته نمیشد رشوه هم این نبود. شکستن یک سنت 25 ساله کار بزرگی است. خسته نباشید. هم تو و هم بقیه. من اگر جای شما بودم سر هر مسابقه درپیتی هم میرفتم و مینشستم انجا...فقط برای اینکه زودتر عادت کنند به حضور زنان و اینکه اثراتش زودتر و بیشتر معلوم شود که بعدها نتوانند پس بگیرندش. باز هم ممنون که هستید و فعالیت میکنید.
پرستو:
ممنون انار جان. چیزی وجود دارد به نام روحیه دادن و حمایت که تو خوب این کار را انجام می دهی. مرسی واقعا.
Posted by: Anar at April 25, 2006 05:02 PM
مبارک است! خسته نباشی. هم تو و هم بقیه زن های که سالهاست برای چنین لحظه ای فعالیت کرده اید.
پرستو:
مرسی سیما جون. با حمایت های شما.
Posted by: سيما at April 25, 2006 04:56 PM

